کتاب حاضر، دربردارندة داستانی فارسی، ماجرای شخصی است که به آموزش و تعلیم کودکان در مکتب خانه می پردازد. شیخ، هر روز به کودکان روستا، درس عشق و انسانیت می داد. روزی در خانه، شیخ به همراه همسرش «طلعت» در انتظار خوردن غذای لذیذ بودند که خبر وارد شدن سگی به مکتب خانه اعلام شد. شیخ در مکتب خانه، یکی از شاگردان به نام «عماد» را مشاهده کرد که برای به دست آوردن حلوایی از شاگرد دیگر «الماس» پسر ثروتمند روستا، صدا و حرکت سگ را درمی آورد. شیخ با دیدن این صحنه و حقارتی که عماد و کودکان دیگر برای خوردن مقداری حلوا متحمل می شد، سخت رنجیده خاطر شده و برای تأدیب عماد و کودکان دیگر، هر روز آن ها را با ماجراهای مختلف و عبرت آموز، برای بیدار کردن انسانیت و اتّکا به خود مواجه می کند.
کتاب آب انبار شمیز،رقعی،معین
آب انبار
موجود
معرفی محصول
کتاب حاضر، دربردارندة داستانی فارسی، ماجرای شخصی است که به آموزش و تعلیم کودکان در مکتب خانه می پردازد. شیخ، هر روز به کودکان روستا، درس عشق و انسانیت می داد. روزی در خانه، شیخ به همراه همسرش «طلعت» در انتظار خوردن غذای لذیذ بودند که خبر وارد شدن سگی به مکتب خانه اعلام شد. شیخ در مکتب خانه، یکی از شاگردان به نام «عماد» را مشاهده کرد که برای به دست آوردن حلوایی از شاگرد دیگر «الماس» پسر ثروتمند روستا، صدا و حرکت سگ را درمی آورد. شیخ با دیدن این صحنه و حقارتی که عماد و کودکان دیگر برای خوردن مقداری حلوا متحمل می شد، سخت رنجیده خاطر شده و برای تأدیب عماد و کودکان دیگر، هر روز آن ها را با ماجراهای مختلف و عبرت آموز، برای بیدار کردن انسانیت و اتّکا به خود مواجه می کند.
کتاب حاضر، دربردارندة داستانی فارسی، ماجرای شخصی است که به آموزش و تعلیم کودکان در مکتب خانه می پردازد. شیخ، هر روز به کودکان روستا، درس عشق و انسانیت می داد. روزی در خانه، شیخ به همراه همسرش «طلعت» در انتظار خوردن غذای لذیذ بودند که خبر وارد شدن سگی به مکتب خانه اعلام شد. شیخ در مکتب خانه، یکی از شاگردان به نام «عماد» را مشاهده کرد که برای به دست آوردن حلوایی از شاگرد دیگر «الماس» پسر ثروتمند روستا، صدا و حرکت سگ را درمی آورد. شیخ با دیدن این صحنه و حقارتی که عماد و کودکان دیگر برای خوردن مقداری حلوا متحمل می شد، سخت رنجیده خاطر شده و برای تأدیب عماد و کودکان دیگر، هر روز آن ها را با ماجراهای مختلف و عبرت آموز، برای بیدار کردن انسانیت و اتّکا به خود مواجه می کند.
زاده شانزدهمین روز از واپسین ماه تابستان در روستای سیرچ در استان کرمان. علاقه به مطالعه و خواندن کتاب از همان کودکی در مرادی کرمانی به وفور وجود داشت، البته در این مورد نقش عموی او که در آن زمانها معلم روستا بود نیز بسیار پررنگ است.
پایان تحصیلات ابتدایی مصادف بود با رفتن به کرمان و زندگی در این شهر.
همکاری با رادیو محلی کرمان نخستین جرقه نویسندگی برای این نویسنده محسوب میشود که این مساله بعدها با چاپ آثاری در مطبوعات شکل ادامه داری به خود گرفت.
دوران دانشجویی هوشنگ مرادی کرمانی در تهران سپری شد و او حالا در کانون مراکز فرهنگی قرار داشت که این مساله مسیر را برای او هموارتر کرد.
قصههای مجید نوشته شده به سال ۱۳۵۳ را شاید بتوان به نوعی مطرحترین و شناخته شدهترین اثر این نویسنده دانست.
پسر نوجوانی که همراه با بی بی، پیرزنی مهربان زندگی میکند و زندگی پرماجرای آنها دستمایه ای شد که بعدها حتی بر اساس آن، مجموعه تلوزیونی محبوبی نیز ساخته شود.
مرادی کرمانی در جایی گفته: بزرگترین لذت من کوه و کتاب است. ذهن روستایی ام و نوشته هایم پر از طبیعت است. من صبحها تا درختها را نبینم تا پرندهها را نبینم روزم آغاز نمیشود.
مرادی کرمانی معتقد است: وقتی به آدمهایی میرسم که میگویند خودم یا برادرم با آثار شما کتابخوان شدیم، حس رضایتی در من به وجود میآید که زنده بودهام، سختی کشیدهام و نویسنده شدم.
بچه های قالیباف خانه، نخل، خمره، مربای شیرین، قصه های مجید و پلو خورش از جمله آثار این نویسنده است.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک