IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
هوشنگ مرادی کرمانی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
153 صفحه
انتشارات
وزن
200 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
-
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب آب انبار شمیز،رقعی،معین

آب انبار

نویسنده هوشنگ مرادی کرمانی
انتشارات معین
موجود
رقعی
140,000

معرفی محصول

کتاب حاضر، دربردارندة داستانی فارسی، ماجرای شخصی است که به آموزش و تعلیم کودکان در مکتب خانه می پردازد. شیخ، هر روز به کودکان روستا، درس عشق و انسانیت می داد. روزی در خانه، شیخ به همراه همسرش «طلعت» در انتظار خوردن غذای لذیذ بودند که خبر وارد شدن سگی به مکتب خانه اعلام شد. شیخ در مکتب خانه، یکی از شاگردان به نام «عماد» را مشاهده کرد که برای به دست آوردن حلوایی از شاگرد دیگر «الماس» پسر ثروتمند روستا، صدا و حرکت سگ را درمی آورد. شیخ با دیدن این صحنه و حقارتی که عماد و کودکان دیگر برای خوردن مقداری حلوا متحمل می شد، سخت رنجیده خاطر شده و برای تأدیب عماد و کودکان دیگر، هر روز آن ها را با ماجراهای مختلف و عبرت آموز، برای بیدار کردن انسانیت و اتّکا به خود مواجه می کند.

کتاب آب انبار شمیز،رقعی،معین

آب انبار

موجود
رقعی

معرفی محصول

کتاب حاضر، دربردارندة داستانی فارسی، ماجرای شخصی است که به آموزش و تعلیم کودکان در مکتب خانه می پردازد. شیخ، هر روز به کودکان روستا، درس عشق و انسانیت می داد. روزی در خانه، شیخ به همراه همسرش «طلعت» در انتظار خوردن غذای لذیذ بودند که خبر وارد شدن سگی به مکتب خانه اعلام شد. شیخ در مکتب خانه، یکی از شاگردان به نام «عماد» را مشاهده کرد که برای به دست آوردن حلوایی از شاگرد دیگر «الماس» پسر ثروتمند روستا، صدا و حرکت سگ را درمی آورد. شیخ با دیدن این صحنه و حقارتی که عماد و کودکان دیگر برای خوردن مقداری حلوا متحمل می شد، سخت رنجیده خاطر شده و برای تأدیب عماد و کودکان دیگر، هر روز آن ها را با ماجراهای مختلف و عبرت آموز، برای بیدار کردن انسانیت و اتّکا به خود مواجه می کند.

140,000

آب انبار شمیز،رقعی،معین

اثر هوشنگ مرادی کرمانی

مشخصات محصول

نویسنده
هوشنگ مرادی کرمانی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
153 صفحه
انتشارات
وزن
200 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
-
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

کتاب حاضر، دربردارندة داستانی فارسی، ماجرای شخصی است که به آموزش و تعلیم کودکان در مکتب خانه می پردازد. شیخ، هر روز به کودکان روستا، درس عشق و انسانیت می داد. روزی در خانه، شیخ به همراه همسرش «طلعت» در انتظار خوردن غذای لذیذ بودند که خبر وارد شدن سگی به مکتب خانه اعلام شد. شیخ در مکتب خانه، یکی از شاگردان به نام «عماد» را مشاهده کرد که برای به دست آوردن حلوایی از شاگرد دیگر «الماس» پسر ثروتمند روستا، صدا و حرکت سگ را درمی آورد. شیخ با دیدن این صحنه و حقارتی که عماد و کودکان دیگر برای خوردن مقداری حلوا متحمل می شد، سخت رنجیده خاطر شده و برای تأدیب عماد و کودکان دیگر، هر روز آن ها را با ماجراهای مختلف و عبرت آموز، برای بیدار کردن انسانیت و اتّکا به خود مواجه می کند.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک