IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
ایرج پزشک زاد
ویرایش
-
مترجم
مترجم جهانشاه میرزابیگی
صفحات
256 صفحه
انتشارات
وزن
330 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب حافظ ناشنیده پند

حافظ ناشنیده پند برگی چند از دفتر خاطرات محمد گلندام

نویسنده ایرج پزشک زاد
مترجم مترجم جهانشاه میرزابیگی
انتشارات قطره
ناموجود
رقعی
1404

معرفی محصول

کتابی است از ایرج پزشک زاد، نویسنده طنزپرداز کشورمان و با زیر عنوان برگی چند از دفتر خاطرات محمد گلندام. این آخرین روزهای بهار سال ۷۵۵ هجری، در زندگی من، محمد گلندام، روزهایی به یاد ماندنی است. بعد از هفته ها تشویش و اضطرابِ مداوم، می توانم به راحتی نفس بکشم؛ زیرا خطری که در پی پیشامدی، جان عزیزترین دوست و خویشاوندم، شمس الدین محمد را تهدید می کرد، موقتاً از وجود گرامی او دور شده است. هر چند در این ایام، وضع فارس ما تیره تر و بی ثبات تر از آن است که بتوان به تأمینی دراز مدت امید بست، همین رفع خطر آنی را غنیمت می شمارم و به درگاه قادر متعال شکر می گزارم. من از مدت ها پیش، در این اندیشه بوده ام که شرح احوال شمس الدین محمد حافظ را- که به نظرم نه تنها بزرگ ترین شاعر، که انسانِ برگزیده تمام قرون و اعصار تا این زمان است و خداوند، سعادت نزدیکی و دوستی او را به من عطا فرموده بنویسم؛ ولی مشکلات و موانع گوناگون از این کار بازم داشته است. اکنون به مناسبت این پیشامد، تصمیم گرفتم که حکایت پر حادثه آن را مستقلاً، به عنوان بخشی از حوادث زندگی او بر صفحه کاغذ ثبت کنم، تا بعد، اگر عمری ماند و دوران آرامشی پدید آمد، در تألیفی شایسته، به شرح کامل احوال این شاعر بزرگ بپردازم.

کتاب حافظ ناشنیده پند

حافظ ناشنیده پند برگی چند از دفتر خاطرات محمد گلندام

ناموجود
رقعی
1404

معرفی محصول

کتابی است از ایرج پزشک زاد، نویسنده طنزپرداز کشورمان و با زیر عنوان برگی چند از دفتر خاطرات محمد گلندام. این آخرین روزهای بهار سال ۷۵۵ هجری، در زندگی من، محمد گلندام، روزهایی به یاد ماندنی است. بعد از هفته ها تشویش و اضطرابِ مداوم، می توانم به راحتی نفس بکشم؛ زیرا خطری که در پی پیشامدی، جان عزیزترین دوست و خویشاوندم، شمس الدین محمد را تهدید می کرد، موقتاً از وجود گرامی او دور شده است. هر چند در این ایام، وضع فارس ما تیره تر و بی ثبات تر از آن است که بتوان به تأمینی دراز مدت امید بست، همین رفع خطر آنی را غنیمت می شمارم و به درگاه قادر متعال شکر می گزارم. من از مدت ها پیش، در این اندیشه بوده ام که شرح احوال شمس الدین محمد حافظ را- که به نظرم نه تنها بزرگ ترین شاعر، که انسانِ برگزیده تمام قرون و اعصار تا این زمان است و خداوند، سعادت نزدیکی و دوستی او را به من عطا فرموده بنویسم؛ ولی مشکلات و موانع گوناگون از این کار بازم داشته است. اکنون به مناسبت این پیشامد، تصمیم گرفتم که حکایت پر حادثه آن را مستقلاً، به عنوان بخشی از حوادث زندگی او بر صفحه کاغذ ثبت کنم، تا بعد، اگر عمری ماند و دوران آرامشی پدید آمد، در تألیفی شایسته، به شرح کامل احوال این شاعر بزرگ بپردازم.

حافظ ناشنیده پند

اثر ایرج پزشک زاد

مشخصات محصول

نویسنده
ایرج پزشک زاد
ویرایش
-
مترجم
مترجم جهانشاه میرزابیگی
صفحات
256 صفحه
انتشارات
وزن
330 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

واقعاً بر شمس الدین در زندان شحنه چه می گذشت؟ آیا زندانبان او می توانست ذره ای از ظرافت روح و نازکی طبع لطیف او را درک کند؟ آیا نان و آبی به او می دادند؟ خبر زندانی شدن او منتشر شده بود. اما نحوه ی انتشار، از منع آن و خبثی که در آن درج کرده بودند، حکایت داشت. جرایمی که برای او می شمردند، به روشنی نشان می داد که مداحان و قصیده‎سرایان حرفه ای، آن هایی که عبید به مطایبه شاعران شیرین گفتار پخته خوار لقبشان داده بود، بار سنگین حقد و حسد خود را کاملاً خالی کرده بودند. به دروغ، از وابستگی اش به شاه فراری و نفوذ فوق العاده اش در مزاج او از یک طرف و بی اعتقادی و بی اعتنایی اش به اصول اخلاقی و مبانی دین از طرف دیگر، حکایت ها نقل می شد و مردم عامی بی خبر، ابلهانه شنیده های خود را تکرار می کردند. این شایعات محیط خطرناکی به وجود می آورد. می ترسیدم که یک زندانی یا یک زندانبان نادان و متعصبی، به قصد خودنمایی و عزیز شدن به چشم حاکمان ، آسیبی به او برساند. بی تاب تر از من، بی بی خاور بود که به گمان عذاب و شکنجه شمس الدین در زندان، می نالید و می گریست. می ترسید که مبادا مسافر فضولی خبر زندانی شدن او را در کازرون به مادر و خواهرش برساند. اما از محافظت خانه هیچ غافل نبود. به کمک و حمایت آن خویش ایلیاتی، که شب ها در خانه می خواباند، زهرچشمی از اوباش گرفته بود. به طوری که دیگر حتی سیف سگزی خودی نشان نداده بود.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک