IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
هدا حدادی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
268 صفحه
وزن
318 گرم
شابک
تیراژ
2500 جلد
قطع
سال
1399
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب دلقک

قیمت قبل

دلقک

نویسنده هدا حدادی
انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
موجود
رقعی
1399
قیمت بازار: 120,000
90,000
کتاب دلقک، اثر هدا حدادی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
قیمت قبل

کتاب دلقک

دلقک

موجود
رقعی
1399
کتاب دلقک، اثر هدا حدادی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1399 توسط انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، به چاپ رسیده است. این محصول به تیراژ 2,500 جلد، در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
قیمتِ جدید در بازار: 120,000

90,000

دلقک

اثر هدا حدادی

مشخصات محصول

نویسنده
هدا حدادی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
268 صفحه
وزن
318 گرم
شابک
تیراژ
2500 جلد
قطع
سال
1399
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

کتاب حاضر دربردارندة رمانی فارسی است که برای گروه سنّی (د) و (ه) تدوین شده است. در بخشی از رمان می خوانیم: روزای بد زیادن. مثلا روز رد شدنم تو امتحان گواهینامه. یا اون روزی که صبحش یه جنازه رو از جلو در خونه تشییع کردن و صدای جیغ یه زن رفت تا ته رگ و ریشة مغزم. یا اون روز لعنتی که کامپیوترم وسط کاری که فرداش باید تحویل می دادم پت پت کرد و صفحه ش سیا شد. یه روز افتضاح دیگه ام روزی بود که همسایة احمق طبقة بالا ایوونش رو شست و همة آب و کفا رو ریخت رو گلدون ریحونایی که با بدبختی پرورش داده بودم.»

گوشه ای از کتاب

بیاد خودم مسئولشم.»

دستشو تو هوا تکون داد که یعنی برو بابا و این حرفا

بعد گفت: «شب به خیر!»

گفتم: «شب به خیر!»

رفت تو و درو بست. دلم هری ریخت پایین احساس بدبختی و بی کسی کردم. دلم میخواس صداش کنم بیاد دعوام کنه.

فکر کردم حقمه دعوام کنه و غر بزنه حتی دوس داشتم بیفته دنبالم و کتکم بزنه؛ اما پیشم باشه میخواستم بیاد جلو روم و عین فیلما یه طرف صورتمو به سمتش بچرخونم و بگم بزن..... د بزن لامصب!»

اما فقط آه کشیدم و اومدم تو و درو بستم تکیه دادم به دیوار و هی فکر چک و سیلی کردم خونه داشت خفم میکرد همه جا پر از سیلی بود. پرده داشت به شیشه سیلی میزد میز به صندلی تلویزیون به کامپیوتر سیلی

میزد. پتو به بالش خلاصه بزن بزنی بود. هیچ جا امن تر از توالت نبود دوییدم رفتم تو توالت و اول از همه سیفونو کشیدم صدای بلند و زمختش عین قیچی فکرامو جر داد.

از توالت که بیرون اومدم خیلی حالم بهتر شده بود. سریع به فیلم گذاشتم و ولو شدم رو کاناپه به فیلمی بود که از لیلا گرفته بودم کشته بود منو که ببینمش خنده دار بود؛ اما همچی که گذاشتمش چشام گرم شد و خوابم برد. وختی از خواب پریدم قلبم دوپس دوپس میزد انگار از تو حلقم داشت می اومد بیرون نشستم رو کاناپه و دوباره یه خورده فکر کردم ببینم کییم و کجام.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک