جستجوهای اخیر
جستجوهای پرطرفدار
136,000
گفتم: «نه.»
دو تا از انگشتهاش را بالا گرفت و گفت دو دسته. اونایی که فکر میکنن دیوونه هستن و اونایی که فکر میکنن دیوونه نیستن در حالی که همه دیوونه هستن.
عاشق این دسته بندیهاش بودم و این تکان دادن دست، موقع حرف زدن هاش گفتم: «نه خیرم آدمای دنیا سه دستهان دسته ی اول، دسته ی دوم و دسته ی سوم تازه، یه عده معتقدند چهار دسته هستن دسته ی اول و دسته ی دوم دسته ی سوم و دسته ی چهارم.»
خوشش آمد. خوش داشت بازی را ادامه بدهد مردم دنیا را کردیم هشت دسته پانزده دسته پانصد دسته و بعد یکهو گفت حالا چه جوری این کارها رو بکنیم؟
گفتم: «کدوم کارها؟»
گفت: جشن تولد دیگه نصف مردم جهان رو دعوت کردیم.» و به خودم و خودش اشاره کرد شانه بالا انداختم یعنی نمیدانم یعنی ضایع شدیم، یعنی حال گیری شد. شانه هام را محکم گرفت و داد بالا هیچ اصلا هیچ غصه نخور سگ کی باشه
بهمون پول نده اصلا شوخی کردم گفتم چه طوری پول در بیاریم تو فکر میکنی با یه آدم ببو اومدی اسکی؟
موتور را گذاشت کنار دیوار و اطراف را نگاه کرد و پرسید: «آدامس داری؟»
فکم ایستاد و گفتم: «آره چند تا میخوای؟ دستم رفت طرف کوله پشتی گفت: «نه» نباتم اونی رو که تو دهنته بده
گفتم: «ها؟!»
درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک