IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
توماس سانچز بلاجیو و دیگران
ویرایش
-
مترجم
فروزان صاعدی
صفحات
120 صفحه
انتشارات
وزن
152 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
2026
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب خرافات سود آور و داستان های دیگر…

قیمت قبل

معرفی کتاب خرافات سود آور و داستان های دیگر…

نویسنده توماس سانچز بلاجیو و دیگران
مترجم فروزان صاعدی
انتشارات قصه باران
موجود
رقعی
2026
قیمت بازار: 120,000
95,000

معرفی محصول

(مجموعه داستان های کوتاه آرژانتینی،قرن 20م،گردآور:فروزان صاعدی)
قیمت قبل

کتاب خرافات سود آور و داستان های دیگر…

معرفی کتاب خرافات سود آور و داستان های دیگر…

موجود
رقعی
2026

معرفی محصول

(مجموعه داستان های کوتاه آرژانتینی،قرن 20م،گردآور:فروزان صاعدی)
قیمتِ جدید در بازار: 120,000

95,000

فهرست

وفان / سیلویا ایپاراگویر.


فهرست


قطع خدمت توماس سانچز بلاجيو .


مرد تنباکو / دیه گو و گیو .


آن شبی که بابانوئل در خانه ما ماند / سامانتا شوبلین


آفت فرناندو سورنتینو


پیکریلی / فرناندو سورنتینو


روح چشم و هم چشمی / فرناندو سورنتینو


خرافات سودآور / فرناندو سورنتینو


خرگوش او شوايا / فرناندو سورنتینو


دکتر مورو این کار را کرد فرناندو سورنتینو


دوست من لوک فرناندو سورنتینو


عذاب بره ها فرناندو سورنتینو .


ماهیت و خصلت / فرناندو سورنتینو


مشکل حل شد فرناندو سورنتینو


یک داستان آموزنده فرناندو سورنتینو

مشخصات محصول

نویسنده
توماس سانچز بلاجیو و دیگران
ویرایش
-
مترجم
فروزان صاعدی
صفحات
120 صفحه
انتشارات
وزن
152 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
2026
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

درست بعد از ظهر سایه کشتی گارد ساحلی افق را شکاف داد. نوولو هیجان زده شد. او می پرید و می دوید و به اطراف می چرخید و دستانش را تکان می داد. در تمام طول این نمایش، زندانی بی حرکت ماند. روی سنگی نشسته و سرش را زیر پتو خم کرده بود.
نوولو با هیجان پرید و فریاد زد: «اونا ما رو دیدن دارن می آن!» سپس آرام شد و به دنبال سنگی گشت تا روی آن بنشیند. برای مدت طولانی به دریا نگاه کرد. بعد به زندانی نگاه کرد و دوباره به دریا نگاه کرد گویی در حال سنجیدن جوانب مثبت و منفی یک تصمیم بود. بالاخره چاقویش را از غلاف بیرون آورد و به آرامی به زندانی نزدیک شد. به او ضربه زد تا دستانش را بلند کند و اشاره کرد که قصد دارد طناب را پاره کند. نوولو بدون این که دلیلش را بداند از روش علامت دهی دستی مرد لال استفاده کرد. او با دستانش به زندانی گفت که میتواند برود و او را آزاد خواهد کرد. زندانی شانه هایش را بالا انداخت و با لبخندی خفیف سرش را تکان داد. نوولو فکر کرد که کجا میتوانست برود؟ با این شرایط تا دو روز دیگر میمرد و به عنوان نتیجه طبیعی و فوری این درک این فکر را هم کرد که من هم اگر تنها بودم همین بلا به سرم می آمد. پس از رها شدن از شوک خلاصی از جزیره برای اولین بار چیزی را به وضوح فهمید که زندانی مطمئناً از همان ابتدا میدانست دلیل زنده ماندن آنها این بود که دو نفر بودند و در آن زمین بایر یخی یک مرد تنها شانسی نداشت و اگر زندانی او را از صخره ها تعقیب کرده بود صرفاً به این دلیل بود که میدانست کشتی به دنبال او بر میگشت چون او هم درست مانند نوولو میخواست زنده بماند.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک