IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
سارا پین برو
ویرایش
-
مترجم
پرستو جهان بین
صفحات
334 صفحه
انتشارات
وزن
322 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب بی خوابی

بی خوابی

نویسنده سارا پین برو
مترجم پرستو جهان بین
انتشارات قصه باران
موجود
رقعی
1404
17% 880,000
730,400

معرفی محصول

(داستان های انگلیسی،قرن 21م،از پرفروش ترین های نیویورک تایمز)

کتاب بی خوابی

بی خوابی

موجود
رقعی
1404

معرفی محصول

(داستان های انگلیسی،قرن 21م،از پرفروش ترین های نیویورک تایمز)
17% 880,000

730,400

بی خوابی

اثر سارا پین برو

مشخصات محصول

نویسنده
سارا پین برو
ویرایش
-
مترجم
پرستو جهان بین
صفحات
334 صفحه
انتشارات
وزن
322 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

مقدمه

سارا پین برو رمان نویس و فیلم نامه نویس برجسته بریتانیایی است که نگارش بیش از بیست رمان را در کارنامه دارد شهرت او به خاطر داستانهای رازآلود و دلهره آور است که با قلم جذابش مخاطبان را درست در لحظات حساس غافلگیر میکند. بعد از ترجمه رمانهای پشت چشمهایش» و «لطفاً از من عکس نگیرید از این نویسنده و بازخورد مثبتی که از علاقه مندان و مخاطبین داستانهای دلهره آور و پر تعلیق گرفتم اشتیاقم بیشتر شد تا دین خودم را به ادبیات و مخاطبان پروپاقرص این ژانر ادا کنم و آخرین اثر پین برو یعنی رمان بی خوابی را به محض انتشار ترجمه کنم که به نوعی زیباترین و مرموزترین اثر او نیز محسوب میشود. این کتاب دلهره آور با محتوای روانشناختی اش از داستان زنی آغاز میشود که در آستانه چهل سالگی دچار بیخوابی شده و ترسی دیوانه وار به جانش افتاده که ناخواسته او را وارد هزارتویی لبریز از حوادث و تردید میکند؛ تا جایی که مرز میان واقعیت و توهم گم میشود.

گوشه ای از کتاب

مثل خودش یک بند این رو میگفت هیچ وقت این رو به فیبی نمی گفت. فقط به من این اتفاق اول برای خاله بزرگم و بعد برای خودش پیش اومد. قرار بود سر منم بیاد و شاید حق با اون بود منم دم دمهای چهل سالگی مه و حالا منم خواب ندارم.» می پرسد: «حالا مامانت کجاست؟» مرده. حدوداً سی سال آخر عمرش رو توی یه واحد امنیتی گذروند، اما دیروز مرد. اونم درست بعد از اینکه بعد از شب تولد چهل سالگیش برای اولین بار دیدمش.» از خنده عصبی به سکسکه می افتم که بیشتر شبیه هق هق است. «چطور مرد؟» خون ریزی مغزی ناشی از خودزنی مکثی میکند: متأسفم تو و خواهرت چه حسی در این مورد دارید؟ وقتی جوابش را میدهم مثل شیر آبی هستم که سالهاست آن را سفت بسته اند و حالا که باز شده دارد همه چیز را بیرون میریزد درباره ملاقات فیبی با مادرمان و صحبت نکردنش در این باره حرف میزنم در این میان درباره اتفاقی که آن شب افتاد، شب تولد مادرمان تپق زنان حرف میزنم و میگویم به نظرم فیبی همیشه به خاطر آن موضوع از من دلخور بوده و صمیمیتی که داشتیم به سالها پیش بر میگردد؛ وقتی به پرورشگاه های متفاوت فرستاده شدیم صمیمیت هم رنگ باخت به او میگویم خاطره مادرم گویای این است که من مثل مادرم دیوانه میشوم و حرفش مثل چربی توی فر کثیف و مخفی مرا در بر گرفته به او درباره زمان کوتاهی که من و فیبی توی یک خانه زندگی میکردیم آن موقع که دانشگاه می رفتم میگویم و آن شبی که مست یک پسر را از بار به خانه آورد و خود فیبی خوابش برد و من و آن پسر بیدار ماندیم حرف زدیم و تا صبح در نیمه راه عاشقی بودیم. حالا دو تا بچه داریم و خیلی خوشبختیم اما اخیراً حس میکنم رابرت هم شروع کرده روی اعصابم می رود و شاید من هم همین حس را به او داده ام.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک