IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
ارن رزنبرگ
ویرایش
-
مترجم
افشین اردشیری
صفحات
280 صفحه
انتشارات
وزن
250 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب وارکرفت امواج تاریکی

وارکرفت امواج تاریکی

نویسنده ارن رزنبرگ
مترجم افشین اردشیری
انتشارات ویدا
موجود
رقعی
1402
20% 560,000
445,760
کتاب وارکرفت (امواج تاریکی)، اثر ارن رزنبرگ، با ترجمه‌ی افشین اردشیری، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب وارکرفت امواج تاریکی

وارکرفت امواج تاریکی

موجود
رقعی
1402
کتاب وارکرفت (امواج تاریکی)، اثر ارن رزنبرگ، با ترجمه‌ی افشین اردشیری، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1402 توسط انتشارات ویدا، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
20% 560,000

445,760

وارکرفت امواج تاریکی

اثر ارن رزنبرگ

مشخصات محصول

نویسنده
ارن رزنبرگ
ویرایش
-
مترجم
افشین اردشیری
صفحات
280 صفحه
انتشارات
وزن
250 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

پیشگفتار

سپیده دم فرا رسیده و جهان هنوز غرق در مه بود در دهکده خواب آلود ساوت شور مردم هر چند نمی توانستند روشنایی سحرگاهی را ببینند اما میدانستند روز دیگری از راه رسیده و کم کم بیدار میشدند مه سنگینی که تمام دنیا را پوشانده و خانه های چوبی ساده شان را مانند پتویی زیر خود فرو برده بود اجازه نمیداد دریایی را ببینند که میدانستند درست بعد از تمام شدن دهکده وجود دارد با این حال صدای آب را میشنیدند که خودش را با تنبلی به ستونهای تنها اسکله کوچک شهر میکوبید.
سپس صداهای دیگری شنیدند. 
صدایی یکنواخت با ضرب آهنگی آرام از میان مه به سمتشان سرازیر میشد و پژواکش چنان پخش میشد که نمی توانستند منشأ صدا یا محلش را تشخیص دهند. آیا از سمت خشکی پشت سرشان بود یا از دریای مقابلشان؟ آیا این صدای موج ها بود که محکم تر از قبل به ساحل میخورد یا باران بود که بر مه میبارید؟ شاید هم ارابه تاجر سرگردانی بود که روی خاکی سفت تر از حد معمول پیش می رفت؟

گوشه ای از کتاب

شوالیه با صدای بغض آلود و آمیخته با قدرشناسی گفت: «ازتون ممنونم، پدر، این برای من همچنین شاهزاده وارین، ارزش خیلی زیادی داره.» قال سری به تأیید تکان داد و با لحنی نوید بخش گفت: روشنایی مقدس دوباره خونه و سرزمین شما رو روشن میکنه دوست من. بعد درنگ کرد و نگاهی به آنها انداخت و سپس شروع به قدم زدن کرد و گفت: دفعه قبل که با هم حرف زدیم شما گفتین کلیسای نورث شایر نابود شده و با آتش جنگی که با سرعت تمام داره به سمت ما می آد توی این فکر رفتم که چطور باید روحانیون خودم رو نجات بدم مشخصه که این اورک ها حتی برای جنگجوی سرسخت و کارکشته ای مثل شما باعث در ذسرن پس مشتی روحانی چطور میتونن در برابر اونها ایستادگی کنن و جون سالم به در ببرن؟ بعد لبخند زد و چهره اش سراسر سرور شد و ادامه داد: «این افکار ذهنم رو مشغول کرده بود که راه حل انگار مستقیم از جانب روشنایی به ذهنم رسید. حتماً باید راهی باشه تا جنگجویان در راه روشنایی مبارزه کنن و هم زمان از مهارت های نظامی و قدرت روشنایی استفاده کنن اما از چهارچوب تعالیم کلیسا خارج نشن.وتار پرسید: «راه حلی هم پیدا کردین؟»

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک