IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
فرناندو پسوا
ویرایش
-
مترجم
جاهد جهانشاهی
صفحات
335 صفحه
انتشارات
وزن
387 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب دلواپسی

ادبیات مدرن جهان چشم و چراغ - 27 رمان

نویسنده فرناندو پسوا
مترجم جاهد جهانشاهی
انتشارات نگاه
موجود
رقعی
1405
17% 695,000
576,850

معرفی محصول

کتاب حاضر، حاوی قطعاتی است که در فاصله‌ی زمانی "۳۴-۱۹۱۳"، نگاشته شده‌اند به تصریح ناشر، این کتاب، سند وجودی انسانی است که از خود و پیرامونش، رنج می‌برد و از درک انحطاط آغازین خویش، هرگز رها نشده است. "پسوآ" با "نیچه"، "هانریش مان" و "گونفریدبن"، اتفاق نظر دارد که هنر، به خصوص، هنرادبی، تنها زمینه‌ای است که هیچ‌انگاری عصر را خنثی کرده است. مطالب آغازین پسوآ، کماکان مثل تمام دوران خلاقیت وی با نمادگرایی، گره خورده و برمبنای نگرش شاعرانه‌ی آن روزگار، براین باور است که هنر مدرن، هنر رویاست و بر تقدم رویا در برابر واقعیت، تکیه دارد. در دومین مرحله‌ی این اثر (۳۴-۱۹۲۴) نگارنده، این کتاب را ابتدا اثری از "وینسنت گوندس"، معرفی می‌کند، سپس حدود سال ۱۹۳۰، "برناردو سوارز"، کمک حسابدار را خالق این اثر می‌نامد که شباهت‌هایی به خود وی دارد، اما از نظر هویتی کاملا مستقل است. "پسوآ ـ سوارز"، شخصا خود را منحط می‌نامد و برای درک انحطاط عصر خود، پایان قرن نوزدهم و آغاز قر، بیستم را مسئول می‌شمرد. این زودباوری سیاسی، مذهبی یا اخلاقی نیست که انسان با اعتقاد راسخ، پذیرایش باشد و بدین ترتیب "پسوآ ـ سوارز"، احساس می‌کند، او را وادار به خودمحوری می‌کردند، محصور در امپراتوری رویاها و بدون مجوز ورود به عرصه‌ی تجارت جهانی، بدون زمینه‌ای برای نزدیکی با هم‌نوعان. چیزی که برای "پسوآ"، اهمیت داشت، معمای فردیت و زندگی انسان بود. پرهیز از هر اقدام جمعی مانند نفی جنگ و نفی تلاش برای دست‌یابی به قدرت، در تمام آثار نویسنده قابل رویت است".

کتاب دلواپسی

ادبیات مدرن جهان چشم و چراغ - 27 رمان

موجود
رقعی
1405

معرفی محصول

کتاب حاضر، حاوی قطعاتی است که در فاصله‌ی زمانی "۳۴-۱۹۱۳"، نگاشته شده‌اند به تصریح ناشر، این کتاب، سند وجودی انسانی است که از خود و پیرامونش، رنج می‌برد و از درک انحطاط آغازین خویش، هرگز رها نشده است. "پسوآ" با "نیچه"، "هانریش مان" و "گونفریدبن"، اتفاق نظر دارد که هنر، به خصوص، هنرادبی، تنها زمینه‌ای است که هیچ‌انگاری عصر را خنثی کرده است. مطالب آغازین پسوآ، کماکان مثل تمام دوران خلاقیت وی با نمادگرایی، گره خورده و برمبنای نگرش شاعرانه‌ی آن روزگار، براین باور است که هنر مدرن، هنر رویاست و بر تقدم رویا در برابر واقعیت، تکیه دارد. در دومین مرحله‌ی این اثر (۳۴-۱۹۲۴) نگارنده، این کتاب را ابتدا اثری از "وینسنت گوندس"، معرفی می‌کند، سپس حدود سال ۱۹۳۰، "برناردو سوارز"، کمک حسابدار را خالق این اثر می‌نامد که شباهت‌هایی به خود وی دارد، اما از نظر هویتی کاملا مستقل است. "پسوآ ـ سوارز"، شخصا خود را منحط می‌نامد و برای درک انحطاط عصر خود، پایان قرن نوزدهم و آغاز قر، بیستم را مسئول می‌شمرد. این زودباوری سیاسی، مذهبی یا اخلاقی نیست که انسان با اعتقاد راسخ، پذیرایش باشد و بدین ترتیب "پسوآ ـ سوارز"، احساس می‌کند، او را وادار به خودمحوری می‌کردند، محصور در امپراتوری رویاها و بدون مجوز ورود به عرصه‌ی تجارت جهانی، بدون زمینه‌ای برای نزدیکی با هم‌نوعان. چیزی که برای "پسوآ"، اهمیت داشت، معمای فردیت و زندگی انسان بود. پرهیز از هر اقدام جمعی مانند نفی جنگ و نفی تلاش برای دست‌یابی به قدرت، در تمام آثار نویسنده قابل رویت است".
17% 695,000

576,850

کتاب دلواپسی

اثر فرناندو پسوا

مشخصات محصول

نویسنده
فرناندو پسوا
ویرایش
-
مترجم
جاهد جهانشاهی
صفحات
335 صفحه
انتشارات
وزن
387 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

کتاب حاضر، حاوی قطعاتی است که در فاصله ی زمانی "34-1913"، نگاشته شده اند به تصریح ناشر، این کتاب، سند وجودی انسانی است که از خود و پیرامونش، رنج می برد و از درک انحطاط آغازین خویش، هرگز رها نشده است. "پسوآ" با "نیچه"، "هانریش مان" و "گونفریدبن"، اتفاق نظر دارد که هنر، به خصوص، هنرادبی، تنها زمینه ای است که هیچ انگاری عصر را خنثی کرده است. مطالب آغازین پسوآ، کماکان مثل تمام دوران خلاقیت وی با نمادگرایی، گره خورده و برمبنای نگرش شاعرانه ی آن روزگار، براین باور است که هنر مدرن، هنر رویاست و بر تقدم رویا در برابر واقعیت، تکیه دارد. در دومین مرحله ی این اثر (34-1924) نگارنده، این کتاب را ابتدا اثری از "وینسنت گوندس"، معرفی می کند، سپس حدود سال 1930، "برناردو سوارز"، کمک حسابدار را خالق این اثر می نامد که شباهت هایی به خود وی دارد، اما از نظر هویتی کاملا مستقل است. "پسوآ ـ سوارز"، شخصا خود را منحط می نامد و برای درک انحطاط عصر خود، پایان قرن نوزدهم و آغاز قر، بیستم را مسئول می شمرد. این زودباوری سیاسی، مذهبی یا اخلاقی نیست که انسان با اعتقاد راسخ، پذیرایش باشد و بدین ترتیب "پسوآ ـ سوارز"، احساس می کند، او را وادار به خودمحوری می کردند، محصور در امپراتوری رویاها و بدون مجوز ورود به عرصه ی تجارت جهانی، بدون زمینه ای برای نزدیکی با هم نوعان. چیزی که برای "پسوآ"، اهمیت داشت، معمای فردیت و زندگی انسان بود. پرهیز از هر اقدام جمعی مانند نفی جنگ و نفی تلاش برای دست یابی به قدرت، در تمام آثار نویسنده قابل رویت است".

گوشه ای از کتاب

اوایل که به لیسبون آمده بودم از طبقۀ بالای خانۀ ما صدای پیانو می آمد، تمرین یکنواخت دختری که هنوز چهره اش را ندیده بودم. امروز باید به این نتیجه برسم که به پاس پیش آمد نامشخص نشت آب در زیرزمین های روانم که به‎وضوح شنیدنی بود، اگر درِ پایین شود، هنوز هم طنین سرکوب شده پیانوی دختر آنجا پنهان است، حال آنکه دختر از مدت ها پیش خانمی شده یا درگذشته و در گوری سرد حبس است، جایی که در آن سرودهای سیاه سبز می شوند. آن وقت ها بچه بودم و حالا دیگر نیستم. ولی آن طنین در خاطرات من همان گونه مانده است که آن روز بود، طنین ناموزون اگر از آنجا که خواب آلود می نماید، برخیزد، همواره آرام و با یکنواختی مدام، تا ابد معاصر می ماند. به این فکر که می افتم یا احساس می کنم، اندوهی هراس‎انگیز و مبهم در وجودم رخنه می کند. من بر ضایع شدن کودکی ام اشک نمی ریزم، اشک می ریزم چرا که در کنار آن کودکی، همه چیز من بر باد می رود. این، فرار تجریدی زمان است و نه فرار واقعی آن. زمان از آن من می ماند و به شکرانه تکرار ناخواستۀ نت های هشت گانه پیانو در طبقه بالا، به شکلی هولناک و ناشناخته و دور، مغزم را به درد می آورد. این کل اسرار است که ناپایدار است، اینجا ضربه ای می خورد و تکرار می شود، ضربه ای که با موسیقی همسو نمی شود، بلکه در غرقاب پوچ انتظار قدرت خاطراتم می ماند. به شکلی نامحسوس در تلاشی بصری اتاق موسیقی را در برابرم می بینم، اتاقی که هرگز ندیده بودم و در آن دختر نوآموز پیانو که هرگز با او آشنا نشدم، هنوز هم به‎آرامی همان وقت نت های هشت گانه را با دقت و با تک تک انگشتانش تمرین می کند. من این ها را در برابر خود می بینم و پیوسته شفاف تر می بینم و در حین دیدن بازسازی شان می کنم و امروز با انتظاری گلخانه طبقه بالایی را به خاطر می آورم، موردی که دیروز احساس نکرده بودم و به شکلی تصنعتی از منظر بی قرار من برمی خیزد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک