IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
فرشته رامشینی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
12 صفحه
انتشارات
وزن
63 گرم
شابک
تیراژ
-
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب خپل خان مهربون

خاله قندون 4

نویسنده فرشته رامشینی
انتشارات کمال اندیشه
موجود
خشتی بزرگ
1402
17% 120,000
99,600

معرفی محصول

گربه ای چاق و تنبل به نام «خپل خان» درجنگلی زندگی می کرد. او هیچ دوستی نداشت و تمام روز را می خوابید. یک روز خپل خان سه بچه گربه را دید که در چاله ای زندانی شده بودند، بنابراین آنها را از چاله بیرون آورد ، آنگاه به خانۀ اهالی جنگل رفت، اما کسی او را به خانه اش راه نداد. صبح روز بعد وقتی از خواب بلند شد دوستانش را، که اخلاق بد خپل خان را فراموش کرده بودند، در حال درست کردن خانه ای برای خود دید. پس از تکمیل خانه، مادر بچه گربه ها نزد خپل خان آمد و از او تشکر کرد و به بچه هایش آموخت تا مثل خپل خان پرتلاش و سخت کوش باشند، زیرا خپل خان دیگر تنبل نبود و مانند دیگر دوستانش کار می کرد. داستان مذکور در قالب شعر در کتاب حاضر به چاپ رسیده است.

کتاب خپل خان مهربون

خاله قندون 4

موجود
خشتی بزرگ
1402

معرفی محصول

گربه ای چاق و تنبل به نام «خپل خان» درجنگلی زندگی می کرد. او هیچ دوستی نداشت و تمام روز را می خوابید. یک روز خپل خان سه بچه گربه را دید که در چاله ای زندانی شده بودند، بنابراین آنها را از چاله بیرون آورد ، آنگاه به خانۀ اهالی جنگل رفت، اما کسی او را به خانه اش راه نداد. صبح روز بعد وقتی از خواب بلند شد دوستانش را، که اخلاق بد خپل خان را فراموش کرده بودند، در حال درست کردن خانه ای برای خود دید. پس از تکمیل خانه، مادر بچه گربه ها نزد خپل خان آمد و از او تشکر کرد و به بچه هایش آموخت تا مثل خپل خان پرتلاش و سخت کوش باشند، زیرا خپل خان دیگر تنبل نبود و مانند دیگر دوستانش کار می کرد. داستان مذکور در قالب شعر در کتاب حاضر به چاپ رسیده است.
17% 120,000

99,600

خپل خان مهربون

اثر فرشته رامشینی

مشخصات محصول

نویسنده
فرشته رامشینی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
12 صفحه
انتشارات
وزن
63 گرم
شابک
تیراژ
-
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

گربه ای چاق و تنبل به نام «خپل خان» درجنگلی زندگی می کرد. او هیچ دوستی نداشت و تمام روز را می خوابید. یک روز خپل خان سه بچه گربه را دید که در چاله ای زندانی شده بودند، بنابراین آنها را از چاله بیرون آورد ، آنگاه به خانۀ اهالی جنگل رفت، اما کسی او را به خانه اش راه نداد. صبح روز بعد وقتی از خواب بلند شد دوستانش را، که اخلاق بد خپل خان را فراموش کرده بودند، در حال درست کردن خانه ای برای خود دید. پس از تکمیل خانه، مادر بچه گربه ها نزد خپل خان آمد و از او تشکر کرد و به بچه هایش آموخت تا مثل خپل خان پرتلاش و سخت کوش باشند، زیرا خپل خان دیگر تنبل نبود و مانند دیگر دوستانش کار می کرد. داستان مذکور در قالب شعر در کتاب حاضر به چاپ رسیده است.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک