در کتاب حاضر، داستانی آلمانی مربوط به قرن ۲۰ م. درج شده است. موضوع داستان به تصویر کشیدن رنج و تنهایی اقلیت های آلمانی زبان در حکومت دیکتاتوری «چائو شسکو» و مصائب زندگی بازماندگان پس از جنگ جهانی دوم است. داستان، ماجرای زندگی آسیابانی به نام «ویندیش» و همسر و دخترش «آمالیه» است. ویندیش به همراه خانواده در یکی از روستاهای رومانی زندگی می کند. آرزوی او رفتن به آلمان و زندگی در آن جا است و برای تحقق این آرزو، مجبور به تهیه گذرنامه است. گذرنامه ای که برای دریافت آن علاوه بر رشوه، مجبور به پرداخت بهای سنگینی از جمله آبرو و حیثیت خود و خانواده اش می شود.
کتاب گذرنامه
گذرنامه
موجود
معرفی محصول
در کتاب حاضر، داستانی آلمانی مربوط به قرن ۲۰ م. درج شده است. موضوع داستان به تصویر کشیدن رنج و تنهایی اقلیت های آلمانی زبان در حکومت دیکتاتوری «چائو شسکو» و مصائب زندگی بازماندگان پس از جنگ جهانی دوم است. داستان، ماجرای زندگی آسیابانی به نام «ویندیش» و همسر و دخترش «آمالیه» است. ویندیش به همراه خانواده در یکی از روستاهای رومانی زندگی می کند. آرزوی او رفتن به آلمان و زندگی در آن جا است و برای تحقق این آرزو، مجبور به تهیه گذرنامه است. گذرنامه ای که برای دریافت آن علاوه بر رشوه، مجبور به پرداخت بهای سنگینی از جمله آبرو و حیثیت خود و خانواده اش می شود.
در کتاب حاضر، داستانی آلمانی مربوط به قرن ۲۰ م. درج شده است. موضوع داستان به تصویر کشیدن رنج و تنهایی اقلیت های آلمانی زبان در حکومت دیکتاتوری «چائو شسکو» و مصائب زندگی بازماندگان پس از جنگ جهانی دوم است. داستان، ماجرای زندگی آسیابانی به نام «ویندیش» و همسر و دخترش «آمالیه» است. ویندیش به همراه خانواده در یکی از روستاهای رومانی زندگی می کند. آرزوی او رفتن به آلمان و زندگی در آن جا است و برای تحقق این آرزو، مجبور به تهیه گذرنامه است. گذرنامه ای که برای دریافت آن علاوه بر رشوه، مجبور به پرداخت بهای سنگینی از جمله آبرو و حیثیت خود و خانواده اش می شود.
گوشه ای از کتاب
تا مدت ها، کندۀ سیاه خمیده ای پشت کلیسا بود.
مردم می گفتند که مردی پشت کلیسا ایستاده است. مثل کشیش بی کلاه به نظر می رسید. هر روز صبح، شبنم می نشست. پرچین شمشادها سفید می شد. کنده سیاه بود.
خادم کلیسا رزهای پژمرده را از روی محراب برداشت و با خود به پشت کلیسا برد. از کنار کنده گذشت. کنده دست چوبی همسر خادم بود.
برگ های سوخته در اطراف پخش بود. بادی نمی وزید. برگ ها وزنی نداشتند. تا زانوان مرد بالا می آمدند؛ پشت گام هایش به زمین می ریختند. برگ ها خرد می شدند. مثل دوده بودند.
مشتی خاکستر روی زمین ماند.
خادم خاکسترها را توی جعبه ای ریخت. به حومۀ دهکده رفت. با دست هایش چاله ای توی زمین کند. شاخۀ خمیده ای جلوی صورتش پدیدار شد؛ دست چوبی بود. به سوی او دراز شده بود.
خادم خاکسترها را توی چاله خاک کرد. در امتداد جاده ای غبار پوش راهی مزرعه شد. صدای درختان را از دوردست ها می شنید. ذرت ها خشکیده بودند. هر جا که می رفت، برگ ها خرد می شدند. تمام تنهایی آن سال ها را در خود احساس کرد. زندگی اش شفاف بود، خالی خالی.
کلاغ ها از بالای ذرت ها پرواز کردند، روی ساقۀ ذرت ها نشستند. عین زغال بودند. سنگین بودند. ساقه ها تکان می خوردند. کلاغ ها پریدند.
خادم موقع بازگشت به دهکده، قلبش را احساس کرد که عریان و سخت از میان قفسۀ سینه اش آویزان است. جعبۀ خاکسترها کنار پرچین ها افتاد.
زادۀ هفدهمین روز اوت ۱۹۵۳، در تیمیش رومانی. روستای آلمانیزبانی که مولر در آن به دنیا آمد، او و خانوادهاش را در میان اقلیت زبانی کشور رومانی قرار میداد.
زندگی تراژیک مولر، فراز و فرودهای زیادی داشت. مادرش را، درست بعد از جنگ جهانی دوم، نیروهای شوروی به اردوگاه کار اجباری فرستادند و پدرش در دوران کمونیستی، مجبور به رانندگی با کامیون بود تا امورات زندگی خود را پیش ببرد.
اموال و دارایی پدربزرگش را نیز حکومت کمونیستی رومانی مصادره کرده بود.
مولر در دورۀ کمونیستی شغل معلمی را برگزید، اما در سال ۱۹۷۰، بهدلیل همکاری نکردن با پلیس مخفی حکومت نیکلای چائوشسکو، این شغل را از دست داد. او بعدها مجبور شد در یک کارخانۀ صنعتی بهعنوان مترجم مشغول به کار شود.
اوضاع آنقدر در رومانی برای مولر و دیگر نویسندگان دشوار شد که او درنهایت مجبور شد در سال ۱۹۸۷، به آلمان مهاجرت کند. مهاجرت به آلمان دریچۀ جدیدی در زندگی مولر بود، او در آنجا، به تدریس در دانشگاه پرداخت و همچنین از سال ۱۹۹۷، عضوآکادمی زبان آلمان شد.
مولر در ادبیات چنان پیشرفت کرد که درنهایت، در سال ۲۰۰۹، آکادمی نوبل تصمیم گرفت نوبل ادبیات را به او تقدیم کند.
در متن تقدیمنامه، اشاره شده بود: به پاس تصویر کردن زندگی کسانی که زندگیشان مصادره شده، در قالب نثر و شعر و با بیانی ساده، این جایزه به هرتا مولر تعلق میگیرد.
سرزمین گوجههای سبز، قرار ملاقات، گذرنامه و ته دره ازجمله آثار اوست.
در حال حاضر مطلبی درباره مهرداد وثوقی
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک