آقای انسان دوست همیشه برای عزیزترین دوستانش بی نقطه نامه می نویسد اگرچه او مطمئن است تمام دوستانی که داشته عزیز بوده اند. او معتقد است که خواندن و پیدا کردن شکل اصلی یک نامۀ بی نقطه دوستان را لذیذتر و در ضمن تردتر خواهد کرد و علاوه بر این فکر کردن حتی به چیزی بیهوده باعث می شود که تمام اندام های بدن فعال شوند و در نتیجۀ این فعل و انفعال تا چهل و هشت ساعت گوشت و خون و پوست سرشار از هوش خواهد بود. به همین خاطر آقای انسان دوست در انتخاب دوستانش سخت گیر است چون به این نتیجه رسیده که بیشتر آدم ها فکر نمی کنند یا اصلاً بلد نیستند فکر کنند. او عزیز ترین دوستانش را از میان نخبه ها انتخاب می کند بهترین نقاش بهترین شاعر بهترین جرّاح. و این هزار و سیصد و چهل و سومین دوستش که بهترین سیاست مدار شهر است. تا آن جا که آقای انسان دوست به یاد دارد قبل از او تنها یک دوست سیاست مدار داشته که متأسفانه طرفدار هرج و مرج گرایی بود چیزی که آقای انسان دوست از آن خوشش نمی آید. ولی با این وصف توانسته بود سه بار شهردار شهر شود. اگر سرنوشت به آقای انسان دوست اجازه می داد او علاقه مند بود تمام دوستانش سیاست مدار باشند. ولی بخت فقط در این مورد با او یار نبوده است. آقای انسان دوست همیشه تسلیم وضع موجود زندگی خود بوده و در حقیقت واقع گراست واقع گراترین مرد روی زمین. اکنون او خوشبخت ترین مرد روی زمین است چون بعد از شش سال هزار و سیصد و چهل و سومین دوستش یک سیاست مدار است یک سیاست مدار موفق و در عین حال دارای تفکری منحصر به فرد. او معتقد است آقای انسان دوست مایۀ الهام او برای تحقق یک اتوپیای ممتاز است. در اتوپیای او بسیاری آدم ها تربیت می شوند تا بهترین باشند بهترین در هر چیزی. و چند فرد برگزیده همچون آقای انسان دوست عصاره تعقل و احساسات بشری را جذب خواهند کرد و فقط آن ها هستند که می توانند برای همیشه زنده بمانند. البته این موضوع یعنی همیشه زنده ماندن تا اندازه ای برای آقای انسان دوست تازگی ندارد.
تلگرام
واتساپ
کپی لینک