IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
آیزاک آسیموف
ویرایش
-
مترجم
سعید سیمرغ
صفحات
184 صفحه
انتشارات
وزن
200 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب لاکی استار و راهزنان سیارک ها

مجموعه ی لاکی استار کتاب دوم

نویسنده آیزاک آسیموف
مترجم سعید سیمرغ
انتشارات تندیس
موجود
رقعی
1402
200,000
کتاب لاکی استار و راهزنان سیارک ها (لاکی استار:کتاب دوم)، اثر آیزاک آسیموف، با ترجمه‌ی سعید سیمرغ، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب لاکی استار و راهزنان سیارک ها

مجموعه ی لاکی استار کتاب دوم

موجود
رقعی
1402
کتاب لاکی استار و راهزنان سیارک ها (لاکی استار:کتاب دوم)، اثر آیزاک آسیموف، با ترجمه‌ی سعید سیمرغ، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1402 توسط انتشارات تندیس، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

200,000

لاکی استار و راهزنان سیارک ها

اثر آیزاک آسیموف

مشخصات محصول

نویسنده
آیزاک آسیموف
ویرایش
-
مترجم
سعید سیمرغ
صفحات
184 صفحه
انتشارات
وزن
200 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

مقدمه

پانزده ثانیه تا زمان صفر! اطلس منتظر پرواز بود خطهای صاف و جلاخورده ی فضانا و زیر زمین تابی که آسمان شب ماه را روشن میکرد میدرخشید دماغه ی کند آن رو به فضای خالی نشانه رفته بود. خلا آن را احاطه کرده بود و سنگهای متخلخل و مرده ی سطح ماه زیر آن قرار داشت تعداد سرنشینان آن صفر بود. هیچ فرد زنده ای در کشتی محکوم به نابودی آن حضور نداشت.

دکتر هکتور کانوی رئیس انجمن علوم گفت: «ساعت چنده، گاس؟»

در دفتر ماه انجمن احساس ناراحتی میکرد دفتر زمینش در نوک برج سوزنی شکلی از سنگ و پولاد بود که برج علوم نام داشت از آن جا او می توانست به شهر بین المللی نگاه کند. این جا روی سطح ماه نهایت تلاششان را کرده بودند. دفترها پنجره های قلابی ای داشتند که منظره های درخشانی از زمین پشت آنها طراحی شده بود. منظره هایی که رنگهای طبیعی داشتند و نوری که از آنها می تابید در طول روز درخشان و ملایم میشد و ظهر و عصر را شبیه سازی میکرد. حتی در زمان خواب هم با رنگ آبی تیره ای روشن میشدند.

گوشه ای از کتاب

ابراک آسیموف ۳۹

داون که بله، ولی وقتم رو که صرف وارسیش نکرده بودم. فقط منتظر بودم ببینم من رو به کجا می رسونه که این طور خب، برگردیم طبقه ی بالا»

لاکی اولین نفری بود که از لوله «پایین» رفت. این بار سبک فرود آمد و با وقار و ظرافت یک گربه دو متر آن طرف تر جهید چند ثانیه گذشت تا این که انتون از لوله بیرون پرید و پرسیده «نگرانی؟»

لاکی قرمز شد. سر و کله ی راهزن ها یک به یک پیدا شد. انتون منتظر نماند تا همه ی آنها بیایند و دوباره راه افتاد. گفت: «میدونی آدم فکر میکنه همه جای کشتی رو گشتیم. خیلی ها این طوری فکر میکنن تو این طوری فکر نمیکنی؟

لاکی با آرامش گفت: «نه فکر نمیکنم چون سرویس بهداشتی رو ندیدیم.»

انتون اخمی کرد و برای چند لحظه آن حس خوش مشربی از صورتش پاک شد. و خشمی بی احساس به جای آن چشمک زد.

آنگاه آن هم گذشت طره ای از موهایش را روی سرش مرتب کرد، سپس با علاقه نگاهی به پشت دستش انداخت و گفت: «خب، بریم یه سری هم به اون جا بزنیم.

وقتی در سرویس بهداشتی باز شد چندتایی از افراد سوت کشیدند و بقیه هم به شیوه های مختلف مراتب تأییدشان را نشان دادند.

انتون زیر لب گفت: خیلی عالیه خیلی تمیزه حتی میتونم بگم تجملاتیه.»

واقعاً هم تجملی بود در این مورد هیچ بحثی وجود نداشت. سه اتاقک دوش مجزا وجود داشت با لوله کشیهایی برای آب صابون (ولرم) و آبکشی (سرد و گرم در آن جا همچنین شش روشویی عاج و کرومی به چشم می خورد با جاهای مخصوصی برای شامپو سشوار و ماساژور پوست جت سوزنی هیچ چیزی از قلم نیفتاده بود.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک