IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
سیلویا مورنو گارسیا
ویرایش
-
مترجم
فاطمه گنجعلی خان حاکمی
صفحات
372 صفحه
انتشارات
وزن
360 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب جنون مکزیکی

جنون مکزیکی

نویسنده سیلویا مورنو گارسیا
مترجم فاطمه گنجعلی خان حاکمی
انتشارات ویدا
موجود
رقعی
1405
17% 930,000
771,900
کتاب جنون مکزیکی، اثر سیلویا مورنو گارسیا، با ترجمه‌ی فاطمه گنجعلی خان حاکمی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب جنون مکزیکی

جنون مکزیکی

موجود
رقعی
1405
کتاب جنون مکزیکی، اثر سیلویا مورنو گارسیا، با ترجمه‌ی فاطمه گنجعلی خان حاکمی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1405 توسط انتشارات ویدا، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
17% 930,000

771,900

جنون مکزیکی

اثر سیلویا مورنو گارسیا

مشخصات محصول

نویسنده
سیلویا مورنو گارسیا
ویرایش
-
مترجم
فاطمه گنجعلی خان حاکمی
صفحات
372 صفحه
انتشارات
وزن
360 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
شومیز

مقدمه

مهمانی های خاندان تونیونزها همیشه و بی هیچ چون و چرایی دیر وقت به پایان می رسیدند.

از آنجایی که میزبانان مخصوصاً از مهمانیهای با لباس مبدل لذت می بردند دیدن دخترانی با لباس چینا پوبلانا و دامنهای محلی و روبانهای روی موهایشان که همراه با یک دلقک یا یک گاوچران به مهمانی می رسیدند، غیر عادی نبود. رانندگان مهمانان به جای اینکه بیهوده بیرون خانه تونیونزها در انتظار بمانند تا مهمانی به پایان برسد برای شبهای خود برنامه ریخته بودند. آنها به دکه ای خیابانی می رفتند تا تاکو بخورند یا حتی به دیدن خدمتکاری می رفتند که در یکی از خانه های آن حوالی کار میکرد؛ عاشقانه ای به ظرافت یک ملودرام ویکتوریایی بعضی از راننده ها دور هم جمع میشدند و با هم سیگار میکشیدند و برای هم داستانهایی تعریف میکردند چند نفرشان هم چرت می زدند. در هر حال همه آنها به خوبی میدانستند که کسی زودتر از ساعت یک بامداد آن مهمانی را ترک نخواهد کرد.

گوشه ای از کتاب


خیلی صریح حرفم رو زدم بهت گفتم این وظیفه چارلزه که تو رو به شهر ببره، اگه اون نشد، شاید فرانسیس فکر نمی کردم توی اتاقت هم سیگار کشیدی سعی نکن انکارش کنی گفته بودم

این کار ممنوعه فلورانس به نوئمی خیره شد و نوئمی او را در حالی تصور کرد که پارچه های کتان را بو می کشد و درون فنجان دنبال اثری از خاکستر سیگار می گردد. مثل یک سگ شکاری که دنبال طعمه است نوئمی قصد داشت اعتراض کند و بگوید هر دو باری که او در اتاق سیگار کشیده تلاش کرده پنجره را باز کند، اما تقصیر او نبوده که آنها باز نمی شده اند آنها به قدری محکم بسته شده بودند که انگار میخکوبشان کرده اند. فلورانس ادامه داد: عادت زشت و زننده ایه درست مثل نوعی از دخترها حالا نوبت نوئمی بود تا به فلورانس خیره شود چطور جرئت میکرد اما قبل از اینکه بتواند چیزی به زبان بیاورد ویرجیل وارد بحث شد.

با همان لحن خونسرد و بی تفاوتش گفت: همسرم به من میگه پدرت مرد نسبتاً سخت گیریه و قوانین خاص خودش رو توی زندگی داره

نوئمی به ویرجیل نگاه کرد و جواب داد: «بله گاهی اوقات ویرجیل گفت: فلورانس دهه هاست که والامکان رو مدیریت میکنه از اونجایی که مهمونهای زیادی نداریم میتونی تصور کنی که اون هم کاملاً قوانین خاص خودش رو داره به نظرت زشت نیست که مهمون قوانین خونه رو نادیده بگیره؟ نوئمی حس میکرد در دام افتاده است فکر میکرد با هم هماهنگ کرده بودند تا او را سرزنش کنند از خودش میپرسید که آیا همین کار را با کاتالینا هم کرده بودند یا نه؛ اینکه او وارد اتاق ناهارخوری بشود و نظری در مورد غذا، چیدمان و یا روال روزمره بدهد و آنها هم مؤدبانه و با ظرافت ساکتش کنند بیچاره کاتالینا آن قدر مهربان و مطیع بود که به آرامی زیر پا له میشد.

نوئمی همان اندک اشتهایش را هم از دست داد و به جای اینکه تلاش کند جواب آنها را بدهد، اندکی از شراب بیش از حد شیرینش نوشید. سرانجام چارلز.....

پشت جلد

در میان روزهای پرهیاهوی مکزیکوسیتی در دمه پنجاه میلادی جایی که ماشین های آمریکایی رنگارنگ خیابان ها را قرق کرده اند و ویترین لباس فر فروشی ها برا است از لباسهای مدر روز و به سبک آمریکایی نوئمی نابوآدای بیست و دو ساله نامه ای غیر عادی از طرف دختر عمویش کاتالینا که به تازگی ازدواج کرده است. دریافت می کند و مجبور میشود از زندگی پر زرق و برقش بگذرد و راهی شهری متروک شود تا او و همسرش ويرجيل دویل را ملاقات کند. عمارت قدیمی خاندان دویل دور از شهر و میان جنگلهای انبوه و مرتفع پنهان شده است که با قبرستانی قدیمی محاصره شده و در همه جای آن حضوری شیطانی و تشنه به خون سرک می کشد. خیلی زود نوئمی متوجه میشود که باید راهی برای نجات خود و عزیزانش پیدا کند. وگرنه همگی محکوم به زجری ابدی و بی پایان میشوند.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک