کتاب حاضر، دربردارندة داستان هایی از زندگی افرادی است که در معرض سختی ها و انتخابات دشوار قرار می گیرند. در یکی از داستان ها ماجرای دختری به نام «سارا» به تصویر کشیده شده است که در یک خانوادة معمولی زندگی خوشی را می گذراند. او دختری حسود و در عین حال بازیگوش است که بعد از چند بار رد کردن خواستگاران، سرانجام به ازدواج با وکیلی به نام «عابد» تن می دهد. عابد برادری معلول به نام «عارف» دارد که فردی شایسته و محترم است. بعد از ازدواج، سارا جستجوی خود را برای پیدا کردن دختری مناسب عارف شروع می کند و دختری به نام «نازنین» را پیدا می کند. سرانجام عارف با نازنین ازدواج می کند. نازنین خواهر جوانی به نام «نیلوفر» دارد که به زودی با ترفندی زمینة دلبری از عابد را فراهم کرده و عابد برای مدتی شیفتة وی می شود. سارا بعد از دست کشیدن از ساده لوحی به زندگی با عابد خاتمه می دهد و این در حالی است که نازنین و نیلوفر به عنوان شیاد شناخته شده و از زندگی عابد و عارف بیرون می روند. در این میان، عابد از دو پا فلج شده و سارا در تردید بازگشتن نزد وی به سر می برد.
کتاب غوغای بی هیاهو
غوغای بی هیاهو
موجود
معرفی محصول
کتاب حاضر، دربردارندة داستان هایی از زندگی افرادی است که در معرض سختی ها و انتخابات دشوار قرار می گیرند. در یکی از داستان ها ماجرای دختری به نام «سارا» به تصویر کشیده شده است که در یک خانوادة معمولی زندگی خوشی را می گذراند. او دختری حسود و در عین حال بازیگوش است که بعد از چند بار رد کردن خواستگاران، سرانجام به ازدواج با وکیلی به نام «عابد» تن می دهد. عابد برادری معلول به نام «عارف» دارد که فردی شایسته و محترم است. بعد از ازدواج، سارا جستجوی خود را برای پیدا کردن دختری مناسب عارف شروع می کند و دختری به نام «نازنین» را پیدا می کند. سرانجام عارف با نازنین ازدواج می کند. نازنین خواهر جوانی به نام «نیلوفر» دارد که به زودی با ترفندی زمینة دلبری از عابد را فراهم کرده و عابد برای مدتی شیفتة وی می شود. سارا بعد از دست کشیدن از ساده لوحی به زندگی با عابد خاتمه می دهد و این در حالی است که نازنین و نیلوفر به عنوان شیاد شناخته شده و از زندگی عابد و عارف بیرون می روند. در این میان، عابد از دو پا فلج شده و سارا در تردید بازگشتن نزد وی به سر می برد.
کتاب حاضر، دربردارندة داستان هایی از زندگی افرادی است که در معرض سختی ها و انتخابات دشوار قرار می گیرند. در یکی از داستان ها ماجرای دختری به نام «سارا» به تصویر کشیده شده است که در یک خانوادة معمولی زندگی خوشی را می گذراند. او دختری حسود و در عین حال بازیگوش است که بعد از چند بار رد کردن خواستگاران، سرانجام به ازدواج با وکیلی به نام «عابد» تن می دهد. عابد برادری معلول به نام «عارف» دارد که فردی شایسته و محترم است. بعد از ازدواج، سارا جستجوی خود را برای پیدا کردن دختری مناسب عارف شروع می کند و دختری به نام «نازنین» را پیدا می کند. سرانجام عارف با نازنین ازدواج می کند. نازنین خواهر جوانی به نام «نیلوفر» دارد که به زودی با ترفندی زمینة دلبری از عابد را فراهم کرده و عابد برای مدتی شیفتة وی می شود. سارا بعد از دست کشیدن از ساده لوحی به زندگی با عابد خاتمه می دهد و این در حالی است که نازنین و نیلوفر به عنوان شیاد شناخته شده و از زندگی عابد و عارف بیرون می روند. در این میان، عابد از دو پا فلج شده و سارا در تردید بازگشتن نزد وی به سر می برد.
در حال حاضر مطلبی درباره فهیمه رحیمی
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
نویسندگان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
نویسندگان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از نویسنده، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن نویسنده در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این نویسنده را می شناسید یا حتی اگر
خود،
نویسنده
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک