جستجوهای اخیر
جستجوهای پرطرفدار
معرفی کتاب قفسی برای تنهایی
معرفی کتاب قفسی برای تنهایی
310,000
باعث شده بود که حیاط به دو قسمت تقسیم شود. به غیر از ساختمان اصلی دو اطاق هم در قسمت دیگر خانه بود که شهلا و حسین آقا به همراه دو دخترشان به آنجا نقل مکان کرده و برای چند سال تقریباً با ما زندگی کردند. من و رویا هم فقط در آرزوی تحصیلات دانشگاهی بودیم و آقاجان هم همیشه مشوق ما بود ولی مادر همیشه این همه ذوق و اشتیاق را با گفتن «نه» و «نمی شود در ما سرکوب میکرد اما به هر شکل و صورتی بود در نهایت من و رویا و آقاجان توانستیم مادر را متقاعد کنیم که با رفتن ما به تهران موافقت کند. البته مادر هنوز همچنان روی نظر خودش پافشاری میکرد ولی سرانجام تسلیم شد و گفت: حالا اگر دلتون برای خاله احترام تنگ شده به تهران برید و دیداری از خانواده خاله تان داشته باشید و برگردید اما فکر کارهای دیگر را از سرتون بیرون کنید.
درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک