IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
جی کی رولینگ
ویرایش
-
مترجم
ویدا اسلامیه
صفحات
656 صفحه
انتشارات
وزن
717 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب آوای فاخته نشر تندیس

آوای فاخته

نویسنده جی کی رولینگ
مترجم ویدا اسلامیه
انتشارات تندیس
موجود
رقعی
1404
930,000
کتاب آوای فاخته، اثر جی کی رولینگ، با ترجمه‌ی ویدا اسلامیه، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب آوای فاخته نشر تندیس

آوای فاخته

موجود
رقعی
1404
کتاب آوای فاخته، اثر جی کی رولینگ، با ترجمه‌ی ویدا اسلامیه، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1404 توسط انتشارات تندیس، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

930,000

آوای فاخته نشر تندیس

اثر جی کی رولینگ

مشخصات محصول

نویسنده
جی کی رولینگ
ویرایش
-
مترجم
ویدا اسلامیه
صفحات
656 صفحه
انتشارات
وزن
717 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

کتاب حاضر، رمانی جنایی است که در ابتدا با نام مستعار چاپ شده بوده است. در این داستان کارآگاه «کورمورن استرایک» به بازرسی پروندة خودکشی یک مدل مشهور می پردازد. او که پس از انفجار مین در افغانستان، یک پایش را ازدست داده است. اکنون در مقام کارآگاه خصوصی، به سختی روزگار می گذراند. یک مراجع بیشتر ندارد و طلبکارها برایش دندان تیز کرده اند. از سوی دیگر، تازه از نامزدش جداشده، به ناچار در دفتر کارش زندگی می کند. سپس «جان بریستو» با مراجعه به او، ماجرای حیرت انگیزی را مطرح می کند؛ «لولا لندری» افسانه ای، چند ماه پیش از دنیا رفته و سروصدای بسیاری به پا کرده است.

پیشگفتار

صدای همهمه و هیاهوی خیابان همچون صدای وزوز مگس ها به گوش می رسید. عکاسها پشت مانعهایی جمع شده بودند که پلیس سر راهشان گذاشته بود؛ دوربینها را با لنزهای جلو آمده آماده نگه داشته بودند و نفس هاشان بخار میکرد دانه های برف بی وقفه روی کلاهها و شانه ها می نشست؛ دستهای دستکش پوش لنز دوربینها را پاک میکرد گاه و بیگاه به طور جسته گریخته صدای باز و بسته شدن دیافراگم دوربین تماشاگرانی به گوش میرسید که زمان انتظارشان را با عکسهایی پر میکردند که از چادر سفید کتانی وسط خیابان ورودی ساختمان بلند آجرنمای قرمز پشت آن و بالکن آخرین طبقه میگرفتند که جسد از آن پایین افتاده بود.

پشت جمع به هم فشرده ی عکاسها ونهای سفیدی با بشقاب ماهواره بر سقف هاشان ایستاده بودند و خبرنگارها برخی به زبانهای خارجی گزارش تهیه میکردند و در این میان صدابرداران با گوشیهایی به گوشهاشان از این سو به آن سو میرفتند گزارشگرها در فاصله ی بین ضبط گزارشها برای تکاندن برف کفش هاشان پاها را زمین میکوبیدند و دستهاشان را با لیوان داغ قهوه یی گرم

گوشه ای از کتاب

آوای فاخته جا برود، با این فرض که او خیال رفتن داشته باشد، نه این که بخواهد همان جا منتظرش بماند ساختمانهای بزرگ و باشکوهی که در خیابان پهن ردیف بودند.

درختان چنار مغازه ی قصابی کوچکی که گویی به دهه ی ۱۹۵۰ تعلق داشت. کافه هایی که افرادی از سطوح بالاتر طبقه ی متوسط در آنها در رفت و آمد بودند و رستوران های شیک و قشنگ ،خیابان همیشه از دید استرایک اندکی غیر واقعی و نمایشی به نظر میرسیدند شاید همیشه ته دلش می دانست که به آن جا تعلق ندارد و در آن محله دوام نخواهد آورد.

تا همان لحظه یی که قفل در را باز کرد بعید نمی دانست که شارلوت آن جا باشد؛ اما همین که از چارچوب در به داخل خانه قدم گذاشت، فهمید که کسی آن جا نیست. سکوت حاکم بر فضای خانه طوری بود که از بی اعتنایی اتاقهای خالی حکایت داشت و وقتی وارد هال میشد صدای گامهایش بیش از حد بلند و نا آشنا به هم کپه شده بودند. وسایل رویی را کنار زد که زیرشان را بررسی کند اما ظاهراً نه چیزی شکسته بود نه پاره یا آغشته به رنگ شده بود همه ی هم سن و سال هایش خانه و اثاث و مبلمان و ماشین لباسشویی و تلویزیون و خودرو و دوچرخه و باغچه و ماشین چمن زنی داشتند در حالی که دار و ندار او، چهار کارتن پر از آت و نظر می رسید. چهار کارتن با درهای باز وسط اتاق نشیمن بود تا بتواند محتویاتشان را وارسی کند. تمام دار و ندار ارزان قیمت و به درد بخورش مثل اجناس سمساری ها، روی آشغال و حافظه یی پر از خاطرات بی نظیر و فراموش نشدنی بود.

اتاق خاموشی که در آن ایستاده بود با قالیچه های نفیس و کاغذ دیواری صورتی گوشتی کم رنگش با مبلمان از جنس چوب تیره ی گران بهایش و با کتابخانه ی لبریز از کتابش از خوش سلیقگی بیکم و کاستی حکایت داشت. تنها تغییری که از یکشنبه شب در آن ایجاد شده بود بر روی میز عسلی شیشه یی کنار کاناپه نمایان بود یکشنبه شب عکسی از او و شارلوت با چهره خندان در...

پشت جلد

آوای فاخته رمانی جنایی است که خانم جی کی رولینگ با نام مستعار رابرت گالبریت به چاپ رسانده است. در این داستان کارآگاه کورمورن استرایک به بازرسی پرونده ی خودکشی یک مانکن فوق ممتاز میپردازد. او که پس از انفجار مین در افغانستان یک پایش را از دست داده اکنون در مقام کارآگاه خصوصی به سختی روزگار میگذراند یک مراجع بیشتر ندارد و طلبکارها برایش دندان تیز کرده اند. از سوی دیگر تازه از نامزدش جدا شده، به ناچار در دفتر کارش زندگی میکند. سپس جان بریستو با مراجعه به او ماجرای حیرت انگیزی را مطرح میکند خواهرش لولا لندری افسانه یی چند ماه پیش از دنیا رفته و سر و صدای بسیاری به پا کرده بود پلیس اعلام کرده بود که او اقدام به خودکشی کرده است اما جان حاضر به پذیرش این حکم نبود. از این رو به استرایک مراجعه کرد تا از راز مرگ مشکوک خواهرش پرده بردارد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک