IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
بریژیت اسماجا
ویرایش
-
مترجم
افسر افشاری
صفحات
84 صفحه
انتشارات
وزن
114 گرم
شابک
تیراژ
2000 جلد
سال
1392
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب کلبه عمو ژو

کلبه عمو ژو

نویسنده بریژیت اسماجا
مترجم افسر افشاری
انتشارات پیدایش
موجود
پالتوئی
1392
20% 168,000
133,728
کتاب کلبه عمو ژو، اثر بریژیت اسماجا، با ترجمه‌ی افسر افشاری، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب کلبه عمو ژو

کلبه عمو ژو

موجود
پالتوئی
1392
کتاب کلبه عمو ژو، اثر بریژیت اسماجا، با ترجمه‌ی افسر افشاری، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1392 توسط انتشارات پیدایش، به چاپ رسیده است. این محصول به تیراژ 2,000 جلد، در قطع و اندازه‌ی پالتوئی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
20% 168,000

133,728

کلبه عمو ژو

اثر بریژیت اسماجا

مشخصات محصول

نویسنده
بریژیت اسماجا
ویرایش
-
مترجم
افسر افشاری
صفحات
84 صفحه
انتشارات
وزن
114 گرم
شابک
تیراژ
2000 جلد
سال
1392
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

– آرام باش لی لی! ها … قول می دهی؟ با گرفتاری هایی که خاله دنیز دارد … این همه بچه … می فهمی؟ با تو می شود هشت تا بچه . دردسر درست نکنی ها؟ کمکش کن. مواظب عمو ژو باش. این روزها اصلا حالش خوب نیست. با او حرف بزن، چیزی برایش بگو.

– چه چیزی برایش بگویم؟

– نمی دانم! هرچه … هرچه دوست داری.

دو هفته دیگر می آیم دنبالت.

– باشد مینا.

خیلی تند مامان را می بوسم؛ چون می ترسم گریه ام بگیرد. از راهرو رد می شوم و به اتاق پذیرایی می روم. اتاق بوی بی حوصلگی می دهد.

بوی بی حوصلگی را خوب نمی شناسم؛ بوی پارکت واکس زده، صابون برگردون، لباس های تازه اتوزده، نفوذ گرمای تابستان از میان کرکره های آهنی و … سکوت. اولش این بو را دوست دارم؛ چون آرامم می کند، اما بعد حوصله ام را سر می برد.

خاله دنیز دم در آهسته با مینا حرف می زند. آنها وقتی می خواهند چیزهای مهمی را به هم بگویند به زبان عربی حرف می زنند. آنها فکر می کنند من زبان عربی را فراموش کرده ام، ولی اشتباه می کنند؛ البته الان چون دارند پچ پچ می کنند، از حرف هایشان سر در نمی آورم. فقط از لابه لای حرف های مینا چند بار کلمه «لی لی» و از صدای قشنگ خاله دنیز کلمه «ژو» را می شنوم.

حتما مینا دارد برای بار هزارم، برای خواهرش تعریف می کند که وقتی به من گفته می خواهد دوباره ازدواج کند، از خانه فرار کرده ام.

پشت جلد

عمو ژو را باید مثل همه شوهرخاله ها، عمو جام صدا می کردیم. اما چون اسمش ژوزف است، بایستی به او می گفتیم عموجان ژوزف اما ما همیشه به او می گفتیم عمو ژو. او از همه شوهرخاله هایم بزرگتر است و من او را بیشتر از همه دوست دارم، چون لاغر است. هیچ وقت داد نمی کشد و همیشه هم بوی صابون برگردون می دهد…

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک