IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
کوروش اسدی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
112 صفحه
انتشارات
وزن
157 گرم
شابک
تیراژ
1100 جلد
قطع
سال
1399
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب پوکه باز

پوکه باز

نویسنده کوروش اسدی
انتشارات نیماژ
موجود
رقعی
1399
21% 200,000
158,000
کتاب پوکه باز (کتاب بوف)، اثر کوروش اسدی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب پوکه باز

پوکه باز

موجود
رقعی
1399
کتاب پوکه باز (کتاب بوف)، اثر کوروش اسدی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1399 توسط انتشارات نیماژ، به چاپ رسیده است. این محصول به تیراژ 1,100 جلد، در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
21% 200,000

158,000

پوکه باز

اثر کوروش اسدی

مشخصات محصول

نویسنده
کوروش اسدی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
112 صفحه
انتشارات
وزن
157 گرم
شابک
تیراژ
1100 جلد
قطع
سال
1399
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

کتاب حاضر، مجموعه ای از داستان های فارسی است که با زبانی ساده و روان نگاشته شده اند. «منزل خاک»، «برزخ»، «پس از انفجار»، «خواب های جنوبی»، «خنجر»، «گردن بند»، «باز غروب شد»، «گورستان»، «خیش خانه» و «پوکه باز» عنوان های برخی از داستان های این کتاب هستند. در داستان «منزل خاک» می خوانیم: «در بسته می شود. میان تاریکی بر صندلی چوبی نشسته پتو را روی شانه هایش کشیده و درخت را نگاه می کند. درختی که پشت پنجره زیر باد و باران کمر خم کرده و شاخه های خیس و بلندش را به زمین و پنجره می کشد. نگران است، نگران این که دور رفته و دیر کرده است».

گوشه ای از کتاب

در بسته میشود. میان تاریکی بر صندلی چوبی نشسته پتو را روی شانه هایش کشیده و درخت را نگاه میکند درختی که پشت پنجره زیر باد و باران کمر خم کرده و شاخه های خیس و بلندش را به زمین پنجره میکشد نگران است نگران این که دور رفته و دیر کرده است.

و رعد که می ترکد و نور از پنجره به داخل پاشیده میشود با دو دست صورتش را میپوشاند و باز که اتاق تاریک میشود دست از روی صورت بر می دارد و در را نگاه میکند دو خط تیره مدام بر روشنی زیر در سایه می اندازند و سکوت است و در سکوت از دور دست ها صدای خراش می آید. آن قدر به روشنی زیر در خیره می شود تا این که دو خط تیره دور شود و تاریک شود و چشم هایش آب آورد. همین طور که چشمها را می مالد میچرخد و پنجره ی حالا بخار گرفته را نگاه می کند. پشت لایه ی بخار اندام او را میبیند که محو است و دارد برایش دست تکان میدهد. بلند میشود و با کف دست بخار را پاک می کند. لته پاره پوش با موهای ژولیده و ناخنهای دراز زیر باران ایستاده برایش

دست تکان میدهد.

می آیم. دیگر چیزی نمانده. کمی صبر کنی آمده ام.»

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک