کتاب
سگ سفید (کتاب دیگران22)،
اثر رومن گاری،
با ترجمهی سیلویا بجانیان،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب سگ سفید
سگ سفید
موجود
کتاب
سگ سفید (کتاب دیگران22)،
اثر رومن گاری،
با ترجمهی سیلویا بجانیان،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1398
توسط انتشارات نیماژ،
به چاپ رسیده است.
این محصول
در قطع و اندازهی رقعی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
کتاب حاضر، رمانی است که روایتی مستندگونه از آمریکای بعدِ از مرگِ «مارتین لوتر» کینگ را بیان می کند. فضای ملتهب آمریکای آن سال ها، مایه های داستانی کم ندارد و نویسنده به خوبی از این موضوع استفاده کرده است. نویسنده در این رمان، داستانِ خالص نمی نویسد. او در حقیقت، راوی اتفاقاتِ روزمره زندگی اش در آمریکا است. داستانِ محوری، مربوط به سگی است که خوی سیاه ستیزی دارد و به هر سیاهی حمله می کند. در بخشی از داستان می خوانیم: ««رِد»، از پسرش با غرور صحبت می کند. از پسری که در آسیا مشغول «آموختن حرفه» است تا شاید روزی، کسی چه می داند «چه گوارای» نیروی سیاه بشود و من ناگهان در خود غلیان محبت ترحم آمیزی احساس می کنم که بسیار به ندرت در خود سراغ داشته ام».
گوشه ای از کتاب
سگ خاکستری رنگی بود که خالی در گوشه ی راست پوزه اش و موهای حنایی رنگی دوربینی اش داشت و این، او را به تابلوی بساط سیگارفروشی نزدیک دبیرستان دوران کودکیم در نیس شبیه می کرد. آن تابلو سیگارکش قهاری را نشان می داد، که در زیرش نوشته بودند: «سگ سیگاری.»
سرش را کمی کج کرده بود و نگاه دقیق و نافذی داشت. از آن نگاه های سگ ولگردی که در تمام مدتی که از آنجا عبور می کنید با امید تحمل ناپذیری نگاهتان می کند.
سینه اش چون کشتی گیران ستبر بود. بعدها وقتی ساندی پیرمن سر به سرش می گذاشت، متوجه شدم که تنها با قدرت سینه اش همچون بولدوزری، ساندی بیچاره را پس می نشاند.
از نژاد سگ های گله ی آلمانی بود و در تاریخ ۱۷ فوریه سال ۱۹۶۸، هنگامی که همسرم ژان سبرگ را، ضمن تهیه ی فیلمی در بورلی هیلز می دیدم، وارد زندگی ام شد.
آن روز رگباری سخت -همچون بسیاری از حوادث طبیعی امریکا، بی حد و حساب- در شهر لوس آنجلس باریدن گرفته بود.
باران در مدتی کوتاه از شهر دریاچه ای ساخت که در آن کادیلاک ها در تلاش بیهوده ای می کوشیدند خود را از آب بیرون بکشند. شهر حالت درهم و برهمی داشت، درست مثل انگاره های سورئالیستی که دیری است، چشمان را به اشیائی که هیچ به کارشان نمی آیند عادت داده اند.
بسیار نگران سگم، ساندی، بودم که شب گذشته، برای گشت و گذار از خانه به سوی سانست استریپ رفته و هنوز باز نگشته بود.
ساندی تا چهار سالگی زیر نفوذ محیط بسیار اخلاقی خانه، پسر مانده بود! این سگ با روحیه ی ساده و زود باورش، برای رویارویی با محیط آشفته ی هالیوود ساخته نشده بود.
زاده هشتمین روز می سال ۱۹۱۴ در لیتوانی. او رماننویس، کارگردان، فیلمنامهنویس و در جریان جنگ جهانی دوم نیز خلبان بود. نام اصلیاش رومن کاتسف بود. یازده ساله بود که پدرش خانواده را رها کرد و رفت و رومن نوجوان، به همراه مادرش نینا، بهاجبار چند سالی در ورشوی لهستان روزگار گذراند.
چهارده ساله بود که به همراه مادرش به شهر نیس در فرانسه مهاجرت کرد و در پاریس تحصیلات خود را در رشته حقوق به پایان رساند و در بخش نیروی هوایی ارتش فرانسه، خلبانی را آموخت. شرح زندگی این سالهای او تا ۳۰ سالگی، در کتاب «میعاد در سپیدهدم» آمده است.
در کشاکش آتش شعلهور جنگ جهانی دوم و هنگامی که نازیها خاک فرانسه را اشغال کردند، به انگلستان گریخت و با پیوستن به نیروهای آزاد فرانسه در جنگ شرکت کرد. با پایان جنگ، به پشتوانه تحصیلات خود در رشته حقوق و با مدرکی که در زمینهی زبانهای خارجی از دانشگاه ورسای دریافت کرده بود و در جهانی که شرایط پس از جنگی و پایههای سست دیپلماسی را تجربه میکرد، به عنوان دیپلمات در شهرهای گوناگون فعالیت کرد. سپس، در سال ۱۹۵۶ بود که ریشههای آسمان را نوشت. این رمان موفق شد جایزه گنکور را برای رومن گاری به ارمغان آورد.
سیاست چنان با زندگی او عجین شده بود که او به اجبار بسیاری از رمانهایش را با نام مستعار به چاپ رساند؛ اسامی مستعاری همچون امیل آژار.
نگارش رمان زندگی در پیش رو با نام مستعار امیل آژار، دومین گنکور را برای او به ارمغان آورد؛ جایزهای که نامش را بهشکلی ویژه در تالار جوایز گنکور قرار داد. (تاکنون او تنها نویسندهای است که دوبار موفق به کسب این جایزه شده است.)
بادبادکها، پیمان سحرگاهی، گذار روزگار، خداحافظ گاری کوپر، مردی با کبوتر و سگ سفید از جمله آثار ترجمهشدهی رومن گاری به زبان فارسی است.
در حال حاضر مطلبی درباره سیلویا بجانیان
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک