IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
دایانا وین جونز
ویرایش
-
مترجم
شراره صدیق
صفحات
248 صفحه
انتشارات
وزن
297 گرم
شابک
تیراژ
500 جلد
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب قلعه متحرک هاول

معرفی کتاب قلعه متحرک هاول

نویسنده دایانا وین جونز
مترجم شراره صدیق
انتشارات تندیس
موجود
رقعی
1405
680,000
کتاب قلعه متحرک هاول، اثر دایانا وین جونز، با ترجمه‌ی شراره صدیق، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب قلعه متحرک هاول

معرفی کتاب قلعه متحرک هاول

موجود
رقعی
1405
کتاب قلعه متحرک هاول، اثر دایانا وین جونز، با ترجمه‌ی شراره صدیق، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1405 توسط انتشارات تندیس، به چاپ رسیده است. این محصول به تیراژ 500 جلد، در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

680,000

قلعه متحرک هاول

اثر دایانا وین جونز

مشخصات محصول

نویسنده
دایانا وین جونز
ویرایش
-
مترجم
شراره صدیق
صفحات
248 صفحه
انتشارات
وزن
297 گرم
شابک
تیراژ
500 جلد
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

سوفی به خاطر شرایط خانوادگی اش نمی تواند خانه را ترک کند و به دنبال سرنوشت خود برود. اما زمانی که به شکلی ناخواسته، خشم و غضب جادوگری قدرتمند را برمی انگیزد، تحت تأثیر طلسمی ترسناک به یک پیرزن تبدیل می شود. تنها راه نجات او از این طلسم در قلعه ای متحرک در تپه ها قرار دارد. سوفی برای رهایی از این طلسم باید سفر خطرناک و عجیبی را شروع کند؛ سفری که زندگی او را برای همیشه تغییر خواهد داد.

گوشه ای از کتاب

شنیده شد و کالسکه ای پنجره مغازه را تاریک کرد. زنگ مغازه صدایی کرد و با شکوه ترین مشتری که او تا به حال دیده بود با پوست خزی بر روی شانه و الماس هایی که بر روی لباس سیاهش می درخشیدند پا به درون مغازه گذاشت. نگاه سوفی ابتدا به طرف کلاه بزرگ زن رفت. پرهای شتر مرغ اصل رنگ شده روی کلاه رنگ آبی و صورتی الماس ها را به خوبی منعکس میکردند و همچنان سیاه باقی مانده بودند. موهای فندقی رنگ زن او را جوان تر نشان می داد اما... سوفی متوجه مرد جوانی شد که در قفای زن وارد مغازه شد مرد جوان صورتی بی احساس و موهایی تقریباً قرمز رنگ داشت، خوب لباس پوشیده بود اما آشکارا رنگ پریده و عصبی به نظر می آمد و با وحشت به سوفی خیره شده بود. او از زن خیلی جوان تر بود. سوفی سردرگم شده بود. 
خانم با صدایی آهنگین اما عامرانه پرسید: «دوشیزه هتر؟»| سوفی پاسخ داد: «بله؟»
ظاهراً مرد بیش از پیش ناراحت شده بود. شاید آن خانم مادر او بود. زن گفت: «شنیدم تو بهترین کلاه ها رو درست میکنی چند تا به من نشون بده.
سوفی که به خود اعتماد نداشت تا بتواند با چنین حالی درست پاسخ کسی را بدهد 
از جا برخاست و چند کلاه آورد هیچ کدام از آنها شایسته این خانم نبودند اما سوفی می توانست نگاه مرد جوان را روی خود احساس کند و این باعث ناراحتی اش میشد. همین که زن میفهمید که کلاه ها به دردش نمیخورند آن زوج عجیب زودتر آن جا را ترک می کردند. او نصیحت فنی را به یاد آورد و نامناسب ترین کلاه را اول از همه به دست زن داد. 
زن فوراً شروع به رد کردن کلاه ها کرد رو به کلاه بی لبه صورتی گفت: «زیادی چین داره و رو به کلاه حصیری سبز گفت: «خیلی جوونه به کلاهی که با نگینهای فراوان می درخشید گفت: مرموزه چقدر واضحه، دیگه چی داری؟ 
سوفی کلاه شق ورق سیاه و سفید را بیرون آورد این تنها کلاهی بود که ممکن بود برای زن جالب باشد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک