IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
هالی جکسون
ویرایش
-
مترجم
محدثه احمدی
صفحات
432 صفحه
انتشارات
وزن
366 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شمیز

کتاب بازگشت ریچل پرایس

بازگشت ریچل پرایس

نویسنده هالی جکسون
مترجم محدثه احمدی
انتشارات نون
ناموجود
رقعی
1403
کتاب بازگشت ریچل پرایس، اثر هالی جکسون، با ترجمه‌ی محدثه احمدی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب بازگشت ریچل پرایس

بازگشت ریچل پرایس

ناموجود
رقعی
1403
کتاب بازگشت ریچل پرایس، اثر هالی جکسون، با ترجمه‌ی محدثه احمدی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1403 توسط انتشارات نون، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

بازگشت ریچل پرایس

اثر هالی جکسون

مشخصات محصول

نویسنده
هالی جکسون
ویرایش
-
مترجم
محدثه احمدی
صفحات
432 صفحه
انتشارات
وزن
366 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شمیز
دسترسی کامل به چکیده‌ها

با اشتراک ماهانه، خرید 5 کتاب، یا وفاداری به متن کامل چکیده‌ها دسترسی بگیرید.

پیشرفت خرید: 0 از 5

چکیده

پیش‌نمایش
یک تریلر معمایی جدید؛ دختری که مصمم است در میانه ی ساخت مستندی درباره ی پرونده ای حل نشده، حقیقتی تکان دهنده را درباره ی مادر گمشده اش کشف کند. نور، دوربین، دروغ. بِل هجده ساله تمام زندگی اش را زیر سایه ی گم شدن مرموز مادرش سپری کرده است. شانزده سال پیش، ریچل پرایس ناپدید شد. بل …
ادامهٔ چکیده با اشتراک ماهانه، خرید کتاب یا وفاداری در دسترس است.

گوشه ای از کتاب

خودم می اومدم دنبالتون ریچل عزیزم جلوتر آمد. دوباره در خونه رو نبسته بودی. واقعاً باید حواست رو جمع کنی، بیرون خیلی سرده سردت نیست؟ و در راستش نه سردمون نیست، مگه نه دختر کوچولو؟»

آنابل کوچک پاهایش را بالا برد و دوباره با خوش حالی با آب دهانش بازی کرد. ویدیو تمام شد.
صفحه سیاه شد. 
بل آب دهانش را قورت داد حجم زیادی از بزاقی چسبناک در گلویش گیر کرد. همه جا ساکت شد. همه منتظر بودند او حرف بزند. «آره» شاید این حرف محسوب نمیشد. قبلا اون رو ندیده بودم.» باید بدون اینکه حرفی می زد، چیزی میگفت رو به دوربین کرد و در این میان، نگاهش به آش هم افتاد. او آرام دو شستش را بالا برد و آنها را محکم به تی شرت پر از توت فرنگی اش چسباند. اوف، بهتر است آن انگشتها را فرو کند در....

رمزی پرسید: «به چی فکر میکنی بل؟ با دیدن اون ویدیو چه حسی پیدا کردی؟ فقط دو روز قبل از این بود که همه چیز برای همیشه عوض بشه. چه حسی داشت؟ معذب بود. گلویش ورم کرد. کف دستانش عرق کردند. به دروغ گفت: «خوبه که چنین لحظه عادی رو دیدم من هیچی ازش یادم نیست. ولی ظاهراً اونجا خوش حال بودم.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…