مترجم کتاب، دکتر پژمان رضایی، در مقالهای در سایت نشر چام در مورد بیخودشدگی نوشته است: «جلد دوم آثارِ خولیو رامون ریبِیرو، مشتمل بر نُه داستان است و همگی برگرفته از مجموعهی بزرگترِ شانزده داستانی که در سال 1977، با نام مفصلترین، پیچیدهترین و خوشپرداختترین داستانِ این مجموعه و چهبسا کلِ آثار ریبِیرو «سیلویو در گلستان»، و البته نه بهشکل اثری مستقل بلکه در سومین مُجَلد از مجموعهآثار او، به چاپ رسید... . داستانهای «بیخودشدگی»، «دوشیزه فابیولا»، «ناهار در کلوب» و «مثلِ دوتا مرد»، در چهارچوب همان درکیاست که مخاطب از خواندن جلد اول نسبت به خولیو رامون ریبِیرو به دست آورده است و با همان مؤلفهها: پرداختن به اقشارِ دورمانده، طردشده، عقبزده از چرخهی معیوبِ پیشرویِ اجتماعی؛ تلاشِ نافرجامِ این مردمان و «به هر در زدنِ» محتومبهشکستِ آنان برای رهاشدن از طبقهی نفرینشدهای که متعلق به آنند، تلاشی که به فروتررفتنِ آنان در وضعیت بغرنجشان منجر میشود؛ دعوتِ صمیمانه و بهدور از شعارزدگی برای درکِ ابعادِ فاجعههای اجتماعی و نورافشانی به تاریکترین زوایایِ پنهانِ این زندگیهایِ شرنگآلود؛ و البته همه همراه با آن طنزِ تلخ و زبانزدِ ریبِیرو که با ساختارِ دوگانهاش از یکسو آن تلخی زهرآلودِ این سرنوشتهای نامراد را تعدیل میکند و از سوی دیگر با تبدیلِ شخصیتها به کاریکاتورهای زنده و آدمزُدایی از آنان ما را بیشتر در اندوهِ خودباختگی آنان فرو میبرد. داستانهای «غبارِ دانش» و «بر موجها» با فاصلهگرفتن از فضایِ اجتماعی و نزدیکشدن به کنکاشهای فلسفی، به تلخیِ ذاتیِ سرنوشتِ آدمی و نوع او در جهان میپردازند. کمتر خبریاست از زندگی پُرمَلالی که عدهای از آدمیان آن را بر عدهای دیگر تحمیل کردند؛ در این دو داستان سخن از قهر و تحمیل و ملالی است به نام زندگی، که آدمیان را از مَهد تا لَحد چون بیماریِ لاعلاجی گرفتار کرده است... دو داستانِ «چرخوفلک» و «دیمِتریو» دو طبعآزماییِ پرتوان و موفق ریبِیرو در عرصهی ادبیاتِ فانتاستیک است که مخاطب را بسیار به جهانی کورتاساری نزدیک میکنند. ...در این دو داستان، مثلِ هر اثر فانتاستیکِ دیگر، راوی در مظانِ جدیِ اتهام است و روایتی که ارائه میدهد در مَظانِ بیشتر. اما شاهکارِ این مجموعه «سیلویو در گلستان» است که بهنحوی ترکیبی از تمامِ تمهیداتِ به کار برده شده در داستانهای دیگر است. گویی ریبِیرو در یک نمایشِ زورآزمایی تمامِ تلاشِ خود را به کار بسته است تا هرآنچه ذهنا و عملا در داستانسرایی در چنته دارد بر ما عیان کند و گویا در این تلاش بسیار موفق عمل کرده است...»
کتاب بی خودشدگی
نه داستان کوتاه
موجود
معرفی محصول
مترجم کتاب، دکتر پژمان رضایی، در مقالهای در سایت نشر چام در مورد بیخودشدگی نوشته است: «جلد دوم آثارِ خولیو رامون ریبِیرو، مشتمل بر نُه داستان است و همگی برگرفته از مجموعهی بزرگترِ شانزده داستانی که در سال 1977، با نام مفصلترین، پیچیدهترین و خوشپرداختترین داستانِ این مجموعه و چهبسا کلِ آثار ریبِیرو «سیلویو در گلستان»، و البته نه بهشکل اثری مستقل بلکه در سومین مُجَلد از مجموعهآثار او، به چاپ رسید... . داستانهای «بیخودشدگی»، «دوشیزه فابیولا»، «ناهار در کلوب» و «مثلِ دوتا مرد»، در چهارچوب همان درکیاست که مخاطب از خواندن جلد اول نسبت به خولیو رامون ریبِیرو به دست آورده است و با همان مؤلفهها: پرداختن به اقشارِ دورمانده، طردشده، عقبزده از چرخهی معیوبِ پیشرویِ اجتماعی؛ تلاشِ نافرجامِ این مردمان و «به هر در زدنِ» محتومبهشکستِ آنان برای رهاشدن از طبقهی نفرینشدهای که متعلق به آنند، تلاشی که به فروتررفتنِ آنان در وضعیت بغرنجشان منجر میشود؛ دعوتِ صمیمانه و بهدور از شعارزدگی برای درکِ ابعادِ فاجعههای اجتماعی و نورافشانی به تاریکترین زوایایِ پنهانِ این زندگیهایِ شرنگآلود؛ و البته همه همراه با آن طنزِ تلخ و زبانزدِ ریبِیرو که با ساختارِ دوگانهاش از یکسو آن تلخی زهرآلودِ این سرنوشتهای نامراد را تعدیل میکند و از سوی دیگر با تبدیلِ شخصیتها به کاریکاتورهای زنده و آدمزُدایی از آنان ما را بیشتر در اندوهِ خودباختگی آنان فرو میبرد. داستانهای «غبارِ دانش» و «بر موجها» با فاصلهگرفتن از فضایِ اجتماعی و نزدیکشدن به کنکاشهای فلسفی، به تلخیِ ذاتیِ سرنوشتِ آدمی و نوع او در جهان میپردازند. کمتر خبریاست از زندگی پُرمَلالی که عدهای از آدمیان آن را بر عدهای دیگر تحمیل کردند؛ در این دو داستان سخن از قهر و تحمیل و ملالی است به نام زندگی، که آدمیان را از مَهد تا لَحد چون بیماریِ لاعلاجی گرفتار کرده است... دو داستانِ «چرخوفلک» و «دیمِتریو» دو طبعآزماییِ پرتوان و موفق ریبِیرو در عرصهی ادبیاتِ فانتاستیک است که مخاطب را بسیار به جهانی کورتاساری نزدیک میکنند. ...در این دو داستان، مثلِ هر اثر فانتاستیکِ دیگر، راوی در مظانِ جدیِ اتهام است و روایتی که ارائه میدهد در مَظانِ بیشتر. اما شاهکارِ این مجموعه «سیلویو در گلستان» است که بهنحوی ترکیبی از تمامِ تمهیداتِ به کار برده شده در داستانهای دیگر است. گویی ریبِیرو در یک نمایشِ زورآزمایی تمامِ تلاشِ خود را به کار بسته است تا هرآنچه ذهنا و عملا در داستانسرایی در چنته دارد بر ما عیان کند و گویا در این تلاش بسیار موفق عمل کرده است...»
مترجم کتاب، دکتر پژمان رضایی، در مقاله ای در سایت نشر چام در مورد بی خودشدگی نوشته است: «جلد دوم آثارِ خولیو رامون ریبِیرو، مشتمل بر نُه داستان است و همگی برگرفته از مجموعه ی بزرگ ترِ شانزده داستانی که در سال 1977، با نام مفصل ترین، پیچیده ترین و خوش پرداخت ترین داستانِ این مجموعه و چه بسا کلِ آثار ریبِیرو «سیلویو در گلستان»، و البته نه به شکل اثری مستقل بلکه در سومین مُجَلد از مجموعه آثار او، به چاپ رسید... . داستان های «بی خودشدگی»، «دوشیزه فابیولا»، «ناهار در کلوب» و «مثلِ دوتا مرد»، در چهارچوب همان درکی است که مخاطب از خواندن جلد اول نسبت به خولیو رامون ریبِیرو به دست آورده است و با همان مؤلفه ها: پرداختن به اقشارِ دورمانده، طردشده، عقب زده از چرخه ی معیوبِ پیشرویِ اجتماعی؛ تلاشِ نافرجامِ این مردمان و «به هر در زدنِ» محتوم به شکستِ آنان برای رهاشدن از طبقه ی نفرین شده ای که متعلق به آنند، تلاشی که به فروتررفتنِ آنان در وضعیت بغرنجشان منجر می شود؛ دعوتِ صمیمانه و به دور از شعارزدگی برای درکِ ابعادِ فاجعه های اجتماعی و نورافشانی به تاریک ترین زوایایِ پنهانِ این زندگی هایِ شرنگ آلود؛ و البته همه همراه با آن طنزِ تلخ و زبانزدِ ریبِیرو که با ساختارِ دوگانه اش از یک سو آن تلخی زهرآلودِ این سرنوشت های نامراد را تعدیل می کند و از سوی دیگر با تبدیلِ شخصیت ها به کاریکاتورهای زنده و آدم زُدایی از آنان ما را بیشتر در اندوهِ خودباختگی آنان فرو می برد. داستان های «غبارِ دانش» و «بر موج ها» با فاصله گرفتن از فضایِ اجتماعی و نزدیک شدن به کنکاش های فلسفی، به تلخیِ ذاتیِ سرنوشتِ آدمی و نوع او در جهان می پردازند. کمتر خبری است از زندگی پُرمَلالی که عده ای از آدمیان آن را بر عده ای دیگر تحمیل کردند؛ در این دو داستان سخن از قهر و تحمیل و ملالی است به نام زندگی، که آدمیان را از مَهد تا لَحد چون بیماریِ لاعلاجی گرفتار کرده است... دو داستانِ «چرخ وفلک» و «دیمِتریو» دو طبع آزماییِ پرتوان و موفق ریبِیرو در عرصه ی ادبیاتِ فانتاستیک است که مخاطب را بسیار به جهانی کورتاساری نزدیک می کنند. ...در این دو داستان، مثلِ هر اثر فانتاستیکِ دیگر، راوی در مظانِ جدیِ اتهام است و روایتی که ارائه می دهد در مَظانِ بیشتر. اما شاهکارِ این مجموعه «سیلویو در گلستان» است که بهنحوی ترکیبی از تمامِ تمهیداتِ به کار برده شده در داستان های دیگر است. گویی ریبِیرو در یک نمایشِ زورآزمایی تمامِ تلاشِ خود را به کار بسته است تا هرآنچه ذهنا و عملا در داستان سرایی در چنته دارد بر ما عیان کند و گویا در این تلاش بسیار موفق عمل کرده است...»
در حال حاضر مطلبی درباره خولیو رامون ریبیرو
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
نویسندگان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
نویسندگان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از نویسنده، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن نویسنده در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این نویسنده را می شناسید یا حتی اگر
خود،
نویسنده
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
در حال حاضر مطلبی درباره پژمان رضایی
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک