جستجوهای اخیر
جستجوهای پرطرفدار
280,000
.............عباس علی
عباس ام البنین...
عباس عباس..
عباس سكينه......
۵ عباس مواسات
عباس زینب
عباس ادب...
عباس حسین......
عباس فرشتگان.......
۱۰. عباس فاطمه
عباس چرخی میزند و فریاد میکشد دوست دارم با نیزه خودت کارت را
تمام کنم.
و با هجومی سهمگین، نیزه را بر پهلوی مارد می نشاند.
آنچنانکه نیزه از بدن مارد میگذرد و اسبش را نیز مجروح و خون آلود به پهلو می غلتاند.
با فرو افتادن مارد از اسب فغان از جبهه دشمن بلند میشود.
همه چیز آنچنان به سرعت اتفاق میافتد که دشمن مجال هیچ عکس العملی پیدا نمی کند.
شمر بر سر اطرافیان خود فریاد میزند مارد را پیش از آنکه کشته شود دریابید.
غلام تنومند مارد تلاش میکند که اسب دیگر او را به او برساند تا ادامه نبرد یا لااقل امکان فرار برایش فراهم شود.
این اسب اسبی مشهور و قیمتی است به نام طاویه
پیش از اینکه اسب و غلام به مارد برسند عباس با هجومی رعد آسا نیزه را بر قلب غلام مینشاند و اسب را تصاحب میکند. مارد فریاد میزند:
آی مردم اسبم را گرفت با نیزه خودم مرا کشت.
عباس به طرفه العینی بر طاویه مینشیند و اسب خود را یدک میکشد و با همان حال به سراغ مارد میرود که همچنان بر زمین افتاده و تلاش
می کند که از جای برخیزد.
درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک