IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
مری لو
ویرایش
-
مترجم
محمدصالح نورانی زابه
صفحات
366 صفحه
انتشارات
وزن
409 گرم
شابک
تیراژ
500 جلد
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب اسطوره نشر تندیس

اسطوره

نویسنده مری لو
مترجم محمدصالح نورانی زابه
انتشارات تندیس
موجود
رقعی
1404
17% 600,000
498,000
کتاب اسطوره، اثر مری لو، با ترجمه‌ی محمدصالح نورانی زابه، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب اسطوره نشر تندیس

اسطوره

موجود
رقعی
1404
کتاب اسطوره، اثر مری لو، با ترجمه‌ی محمدصالح نورانی زابه، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1404 توسط انتشارات تندیس، به چاپ رسیده است. این محصول به تیراژ 500 جلد، در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
17% 600,000

498,000

اسطوره نشر تندیس

اثر مری لو

مشخصات محصول

نویسنده
مری لو
ویرایش
-
مترجم
محمدصالح نورانی زابه
صفحات
366 صفحه
انتشارات
وزن
409 گرم
شابک
تیراژ
500 جلد
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

پیشگفتار

کتاب اسطوره اولین کتاب از مجموعه ای به همین نام است که در نوامبر ۲۰۱۱ منتشر شد جلد دوم این مجموعه با نام نابغه در ژانویه ۲۰۱۳ و جلد سوم این مجموعه به نام قهرمان در نوامبر ۲۰۱۳ چاپ شده است. همچنین یک نیم جلد الکترونیکی نیز در مورد زندگی شخصیت اصلی قبل از شروع این مجموعه در نظر گرفته شده است که زندگی قبل از اسطوره نام دارد و در انتهای همین کتاب در بخشی جداگانه میتوانید آن را مطالعه کنید. این مجموعه به قلم مری لو نویسنده ی چینی - آمریکایی که هم اکنون در لس آنجلس آمریکا زندگی میکند نوشته شده است. مری لو در سال ۱۹۸۴ در ووشی که شهری جنوبی در ایالت شرقی جیانگسوی چین است به دنیا آمد. قبل از شروع نویسندگی حرفه ای مری مدتی به عنوان مدیر هنری در شرکتی که بازیهای رایانه ای میساخت مشغول فعالیت بود وی پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی در سال ۲۰۰۶ به نویسندگی روی آورد و اولین اثر بلند خود (اسطوره) را در سال ۲۰۱۱ به چاپ رساند که خیلی سریع مورد توجه رسانه ها و مردم قرار گرفت و جوایز بسیاری را از آن خود کرد.

گوشه ای از کتاب

می خوام یه چیزی ازت بپرسم آخه کنجکاو شدم چیزی در مورد مردی که همین اواخر این اطراف بوده و میگه داروی بیماری رو داره نشنیدی؟» یک ابرویش را بالا میبرد «آره در موردش شنیدم. چند نفر هستن که دنبالش می گردن می دونی به مردم چی گفته؟ لحظه ای مکث میکند متوجه میشوم که چند لک کوچک روی بینی اش فقط دارد. «شنیدم که به مردم میگه میخواد داروی بیماری به یه نفر بده . یه نفر خاص؛ و این یه نفر میدونه که اون داره راجع به کی صحبت میکنه.» سعی میکنم نشان دهم که با حرفهایش سرگرم شده ام. «عجب آدم خوش شانسی، نه؟» نیشخند میزند. صددرصد گفته که میخواد این یارو رو نیمه شب امشب توی مکان ده - ثانیه ببینه.» مکان ده - ثانیه؟» 
دختر شانه هایش را بالا میاندازد. من که نمیدونم راجع به چی حرف میزنه در حقیقت هیچ کس دیگه ای هم نمیدونه.» بیشتر از قبل روی پیشخوان خم میشود و صدایش را پایین می آورد. «میدونی من چی فکر میکنم؟ فکر میکنم یا رو دیوونه ست. همراه او می خندم اما مغزم به سرعت در حال کار کردن است. حالا دیگر شک ندارم که این آدم دنبال من میگردد تقریباً یک سال پیش، از کوچه پشتی بانک آرکیدیا به داخلش نفوذ کردم یکی از مامورین امنیتی آنجا سعی کرد مرا بکشد. وقتی نتوانست و به من گفت که توسط لیزرهای داخل صندوق بانک به صدها تکه تقسیم خواهم شد دستش انداختم. گفتم که ده ثانیه طول می کشد تا راهم را به داخل صندوق بانک پیدا کنم. حرفم را باور نکرد... 

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک