IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
محسن هجری
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
24 صفحه
انتشارات
وزن
106 گرم
شابک
تیراژ
2000 جلد
سال
1396
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب ستاره های دوست داشتنی امام علی النقی

امام علی النقی (ع)

نویسنده محسن هجری
انتشارات شهر قلم
موجود
خشتی بزرگ
1396
34,000
کتاب ستاره های دوست داشتنی (امام علی النقی (ع))،(گلاسه)، اثر محسن هجری، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب ستاره های دوست داشتنی امام علی النقی

امام علی النقی (ع)

موجود
خشتی بزرگ
1396
کتاب ستاره های دوست داشتنی (امام علی النقی (ع))،(گلاسه)، اثر محسن هجری، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1396 توسط انتشارات شهر قلم، به چاپ رسیده است. این محصول به تیراژ 2,000 جلد، در قطع و اندازه‌ی خشتی بزرگ، در سایت ایده بوک قرار دارد.

34,000

ستاره های دوست داشتنی امام علی النقی

اثر محسن هجری

مشخصات محصول

نویسنده
محسن هجری
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
24 صفحه
انتشارات
وزن
106 گرم
شابک
تیراژ
2000 جلد
سال
1396
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

کودکی در سفری خیالی، نزد امام علی النقی (ع) می رود. او وارد شهر سامرا شده و متوجه می شود که متوکل، خلیفه عباسی، امام را به اجبار به آن شهر آورده است تا ایشان را زیر نظر داشته باشد. جاسوسان به دروغ گزارش می‎دهند که امام در خانه اسلحه نگه می‎دارد و همین موضوع، شرایط را برای امام سخت تر می کند. در ادامه داستان، رفتار امام با آدم های چاپلوس و لجباز توضیح داده شده است.

گوشه ای از کتاب

آن شب ماه لاغرتر از شب های گذشته بود، مثل یک نیخ باریک! آن طور که پیش می رفت. شاید تنها یک شب دیگر او را می دیدم و آن وقت برای مدتی، آسمان خالی از نور مهتاب می شد قیم کند کند می زاده مثل وقت هایی که از چهری می ترسیدم، اما به روی خودم نیاوردم. ماه که نگرانی مرا احساس کرده بود. حرف را عوض کرد و گفت: «امشب شاهد اتفاقی خواهی بود که کمتر کسی آن را دیده است. محکم گفتم حدس می زنم چه اتفاقی قرار است بیفتند. ماه پرسید: فکر می کنی چه اتفاقی در پیش است؟ گفتم: «حدس می زنم امشب هم ستاره ای هم سن و سال خودم ببینم!
اتفاقی که میگویم ویم این نیست. امشب..... ماه گفت بعد حرفش را قطع کرد. دوست داشتم باز هم حرف بزند اما هر چه منتظر شدم صدایی از او نشنیدم. می دانستم ؟ نم اگر اصرار کنم باز رکنم باز خواهد گفت صبر کن انتظار کشیدن خیلی لذت بخش است. من هم چیزی نگفتم و در عوض چشم هایم را بستم. وقتی مثل یک پر سبک شدم، فهمیدم از و به سوی آسمان میروم تا چند لحظه ی دیگر به ستاره ی دیگری می رسیدم زمین برخاسته ام و به که پر از حرفهای تازه بود.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک