IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
الیف شافاک
ویرایش
-
مترجم
صابر حسینی
صفحات
492 صفحه
انتشارات
وزن
548 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب اسکندر نشر نیماژ

اسکندر

نویسنده الیف شافاک
مترجم صابر حسینی
انتشارات نیماژ
موجود
رقعی
1398
680,000
کتاب اسکندر، اثر الیف شافاک، با ترجمه‌ی صابر حسینی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب اسکندر نشر نیماژ

اسکندر

موجود
رقعی
1398
کتاب اسکندر، اثر الیف شافاک، با ترجمه‌ی صابر حسینی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1398 توسط انتشارات نیماژ، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

680,000

اسکندر نشر نیماژ

اثر الیف شافاک

مشخصات محصول

نویسنده
الیف شافاک
ویرایش
-
مترجم
صابر حسینی
صفحات
492 صفحه
انتشارات
وزن
548 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

کتاب حاضر، داستان خانواده هايي است که اعضايش، هرچند جزو يک پيکره هستند، هرکدام داراي تفاوت هاي اخلاقي متمايزي اند. «اسکندر» خود يکي از قهرمان هاي داستان است؛ البته در مورد او بايد از واژه ضدقهرمان استفاده کرد. چون کارهاي ناهنجاري انجام مي دهد. او پسر جواني است که کودکي سختي را پشت سر گذاشته است. دوستان و نوع تفکر اطرافيانش او را خشن بار آورده است. نگاه او حتي به مقوله عشق هم نگاهي خشک و بي روح است.

گوشه ای از کتاب

عبوسی که در آن جا زندگی میکرد میفرستادند. با این که آن مرد چیزی از او نمی پرسید حتا به او انعام هم میداد یونس از انجام این وظیفه که به او محول کرده بودند خوشش نمی آمد. هوای ناراحت کننده ای بوی کپک و بیماری - در آن جا وجود داشت. در حقیقت بنای اشغالگران هم بو میداد اما این جا فراتر از آن رایحه قشر دیگری وجود داشت که بر روی هر کسی و هر چیزی کشیده شده بود: رایحه ی گلها و ادویه جات گلهای بهار و امیدی که شکوفه داده بود.

در آن مدتی که در خانه ی اشغال شده زندگی میکرد حتا یک بار هم پیش نیامده بود وظیفه ای را که به او محول شده انجام ندهد. این فقط یک دلیل داشت: عشق توی خانه پله های چوبی ای بود که به سمت سه طبقه ی بنا پیچ می خورد. آن قدر بلند و پوسیده بود که هر وقت کسی میخواست از آن پایین بیاید یا بالا برود، صدای جیر جیر کردنش بلند میشد. اشغالگران دیوارهای طبقات اول و دوم خانه را خراب کرده و سالنهای بزرگی به وجود آورده بودند حتا آنها را به تخت خواب تبدیل کرده بودند. نام طبقه ی سوم را آگورا گذاشته بودند مثل شهروندان دولت - شهرهای قدیمی یونان در آنجا جمع میشدند بحث میکردند رأی می دادند و تصمیم هایی را که در مورد جمع بود تصویب می کردند.

بیشتر مبلهای خانه را به آگورا برده بودند از بیت پازار لامپ ها مبل ها صندلی ها و کاناپه هایی که پر از لکه و سوختگیهای سیگار بود خریده بودند. روی زمین یک قالیچه ی قرمز رنگ و رو رفته ی شرقی بود کسی نمی دانست از کجا آمده است. با این که خیلی کهنه شده بود اما هنوز زیبا بود و احتمالاً با ارزش ترین چیز ۱ Agora میدانهای عمومی شهرهای یونان باستان در وسط این میدانها مراسم و جشن ها برگزار می شد

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک