IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
اعظم مهدوی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
197 صفحه
انتشارات
وزن
222 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب از دوازده انگشت نکبتی اش

از دوازده انگشت نکبتی اش

نویسنده اعظم مهدوی
انتشارات هوپا
موجود
رقعی
1403
225,000

معرفی محصول

در رمان حاضر، «آواي» سيزده ساله، کله شق و يک دنده و بي ادب است. البته خودش اصرار دارد که بي ادب به نظر برسد. کله شق است چون از خانه فرار کرده. يک دنده است، باز هم چون از خانه فرار کرده و بي ادب است چون فکر مي کند بي ادب بودن يعني باحال و قوي بودن.اما فقط اين ها هم نيست. کسي که به او جرئت فرار داده خانم خپل است. خانم خپل با آن خانم ليفي اش. همان که توي عکس بچگي هاي «آوا» هست و با آن همه انگشتش! «آوا» خودش مي گويد. مي گويد اگر خپل را نمي ديد شايد هيچ وقت از خانه فرار نمي کرد. «آوا» به دنبال خانم خپل به جست و جوي چيزي مي رود و درنهايت شايد از جايي ديگر سردربياورد. مثل سفر «کريستف کلمپ» که براي کشف شرق رفت و در عوض غرب را کشف کرد.

کتاب از دوازده انگشت نکبتی اش

از دوازده انگشت نکبتی اش

موجود
رقعی
1403

معرفی محصول

در رمان حاضر، «آواي» سيزده ساله، کله شق و يک دنده و بي ادب است. البته خودش اصرار دارد که بي ادب به نظر برسد. کله شق است چون از خانه فرار کرده. يک دنده است، باز هم چون از خانه فرار کرده و بي ادب است چون فکر مي کند بي ادب بودن يعني باحال و قوي بودن.اما فقط اين ها هم نيست. کسي که به او جرئت فرار داده خانم خپل است. خانم خپل با آن خانم ليفي اش. همان که توي عکس بچگي هاي «آوا» هست و با آن همه انگشتش! «آوا» خودش مي گويد. مي گويد اگر خپل را نمي ديد شايد هيچ وقت از خانه فرار نمي کرد. «آوا» به دنبال خانم خپل به جست و جوي چيزي مي رود و درنهايت شايد از جايي ديگر سردربياورد. مثل سفر «کريستف کلمپ» که براي کشف شرق رفت و در عوض غرب را کشف کرد.

225,000

از دوازده انگشت نکبتی اش

اثر اعظم مهدوی

مشخصات محصول

نویسنده
اعظم مهدوی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
197 صفحه
انتشارات
وزن
222 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

در رمان حاضر، «آواي» سيزده ساله، کله شق و يک دنده و بي ادب است. البته خودش اصرار دارد که بي ادب به نظر برسد. کله شق است چون از خانه فرار کرده. يک دنده است، باز هم چون از خانه فرار کرده و بي ادب است چون فکر مي کند بي ادب بودن يعني باحال و قوي بودن.اما فقط اين ها هم نيست. کسي که به او جرئت فرار داده خانم خپل است. خانم خپل با آن خانم ليفي اش. همان که توي عکس بچگي هاي «آوا» هست و با آن همه انگشتش! «آوا» خودش مي گويد. مي گويد اگر خپل را نمي ديد شايد هيچ وقت از خانه فرار نمي کرد. «آوا» به دنبال خانم خپل به جست و جوي چيزي مي رود و درنهايت شايد از جايي ديگر سردربياورد. مثل سفر «کريستف کلمپ» که براي کشف شرق رفت و در عوض غرب را کشف کرد.

گوشه ای از کتاب

پاشو رسیدیم اتوبوس خلوت خلوت شده بود. هوا هم تاریک تاریک فقط چند نفر روی صندلیها نشسته بودند و بیرون را نگاه می کردند اتوبوس بوی دود میداد و آدم احساس خفگی میکرد. پیاده که شدیم جلوی باغ بزرگی بودیم. کمی شبیه پارک بود.

حدس زدم باغ خپل باشد باغ بزرگی بود با نرده های سبز بلند. بالای نرده ها با پیچکهای سبز پوشانده شده بود. از در که رفتیم

تو اتاق نگهبانی کوچکی دیدم پیرمرد چروک لاغری جلوی آن ایستاده بود. دستهایش را پشتش زده بود و ما را نگاه می کرد.

خپل دستم را کشید و به سرعت از جلوی او رد شدیم.

پیرمرد گفت: «نوه امه.»

پیرمرد دهانش را باز کرد چیزی بگوید اما خپل دستم را کشید و سریع از آنجا رد شدیم.

نگفتم

نگهبانت چرا سلام نکرد؟ لباسش چرا اون طوری بود؟

چطوری؟

شبیه لباس اینها که تو پارکهان

چه میدونم حتماً دوست داره لباس فرم بپوشه. من به باغ پر از درختهای بزرگ و بلند چنار بود. همه جا نیمه تاریک بود. از دور چند نفر را دیدم گفتم اونها کی ان؟ اینجا چی کار می کنن؟

خپل روی نیمکتی در میدانچه ی کوچکی نشست و گفت: «هان؟

پشت جلد

چیزی از لای شکاف دیدم که همه ی تنم یخ کرد. پشت دیوار هیچی نبود. یعنی بود اما شبیه هیچی بود. زمین خیلی بزرگی کنده بودند. شاید اندازه ی زمین فوتبال خیلی کود و ترسناک بود. انگار دریاچه یا حتی دریایی بود که خالی اش کرده بودند. معلوم نبود سعید برای چی من را آنجا برد.

سرم گیج می رفت.

اینجا کجاست؟ چرا این قدر کوده؟

این چاله است چاله برای چیه؟

برای پی ساختمون هرچی گودتر باشه. ساختمون محکم تر میشه روح ما هم همین طوریه. هر چی حفره اش گنده تر باشه محکم تر و قوی تر میشیم.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک