IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
لی باردوگو
ویرایش
-
مترجم
مهنام عبادی
صفحات
504 صفحه
انتشارات
وزن
561 گرم
شابک
تیراژ
1100 جلد
قطع
سال
1401
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب واندر ومن

واندرومن

نویسنده لی باردوگو
مترجم مهنام عبادی
انتشارات باژ
موجود
رقعی
1401
669,000
کتاب واندر ومن، اثر لی باردوگو، با ترجمه‌ی مهنام عبادی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب واندر ومن

واندرومن

موجود
رقعی
1401
کتاب واندر ومن، اثر لی باردوگو، با ترجمه‌ی مهنام عبادی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1401 توسط انتشارات باژ، به چاپ رسیده است. این محصول به تیراژ 1,100 جلد، در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

669,000

واندر ومن

اثر لی باردوگو

مشخصات محصول

نویسنده
لی باردوگو
ویرایش
-
مترجم
مهنام عبادی
صفحات
504 صفحه
انتشارات
وزن
561 گرم
شابک
تیراژ
1100 جلد
قطع
سال
1401
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

کتاب حاضر، داستاني تخيلي و هيجان انگيز است که در آن دايانا در آرزوي اثبات خود به خواهران افسانه اي و مبارزش است اما وقتي بالاخره فرصت طلايي به دست مي آيد، به بخت خود در کسب شکوه و افتخار پشت پا مي زند و براي نجات يک فاني صرف، قانون آمازون ها را مي شکند و خطر تبعيد شدن خويش را به جام مي خرد. از بخت بد، آليا دختري عادي نيست و امکان دارد دايانا با همين اقدام دلاورانه جهان را به فنا محکوم کرده باشد.

گوشه ای از کتاب

افتاده و موهای شقیقه اش خاکستری شده بود دایانا فقط میخواست بچرخد و یا به فرار بگذارد اما سر جای خود باقی ماند. پیشگو گفت: «دختر زمین پیشکشت را نشان بده» دایانا به خود نهیب زد که شانه خالی نکند دختر زمین زاده از خاک آیا پیشگو از بیان این واژه ها قصد اهانت داشت؟ مهم نبود. دایانا از آمدن به اینجا هدفی داشت کوله اش را روی زمین گذاشت و در آن به دنبال جعبه ی لعاب دار سبز گشت دستش را روی برسی پشم نشان کشید که میو به مناسبت تولد سال گذشته اش به او هدیه داده بود؛ پلنگی از جنس عقیق طلسمی که سالها در جیبش حمل میکرد و پشت آن همان نقطه ای که به منظور خوش بیاری فشار داده بود فرورفتگی وجود داشت گوبلنی با طرح سیاره ها در وضعیت لحظه ی تولدش گوبلن زمخت و سرشار از اشتباه بود و او و مادرش با هم روی آن کار کرده بودند. دایانا در حسرت سپری کردن زمان با مادرش و به این امید که تا ابد روی آن پروژه کار کنند هر شب ردیفهایی از نخ های گوبلن را بیرون کشیده بود حال نقش و نگار روی جعبه را لمس کرد و انگشتانش به دور شیئی که با خود آورده بود جمع شدند. نگاهی به خندق انداخت راه عبوری آشکار به چشم نمی خورد اما دایانا نمی خواست راهنمایی بگیرد آن قدر حرف و حدیث از دهان مردم شنیده بود که این نکته را بداند؛ اگر پیشکش او پذیرفته میشد اجازه پیدا میکرد سه سؤال بپرسد، همین.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک