IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
محمدمهدی تاج لنگرودی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
280 صفحه
انتشارات
وزن
330 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
-
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب از مدینه تا مدینه

قیمت قبل ارسال فوری

معرفی کتاب از مدینه تا مدینه

نویسنده محمدمهدی تاج لنگرودی
انتشارات سوره مهر
موجود
رقعی
قیمت بازار: 445,000
434,000
کتاب از مدینه تا مدینه (مقتل عاشورا)، اثر محمدمهدی تاج لنگرودی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
قیمت قبل ارسال فوری

کتاب از مدینه تا مدینه

معرفی کتاب از مدینه تا مدینه

موجود
رقعی
کتاب از مدینه تا مدینه (مقتل عاشورا)، اثر محمدمهدی تاج لنگرودی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول توسط انتشارات سوره مهر، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
قیمتِ جدید در بازار: 445,000

434,000

از مدینه تا مدینه

اثر محمدمهدی تاج لنگرودی

مشخصات محصول

نویسنده
محمدمهدی تاج لنگرودی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
280 صفحه
انتشارات
وزن
330 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
-
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

وقتی که خیمه های اهل بیت(ع) را آتش زدند اِنَّ زَیْنَبَ الکُبْری اَقْبَلَتْ عَلی زَیْنِ العابِدین(ع) وَ قالَتْ «یا بَقِیَّهَ الْماضین قَدْ اَضْرَمُوا النّارَ فی مَضارِ بِنا فَما رَأیکَ فینا.» فَقالَ عَلَیهِ السَّلامُ «عَلَیْکُنَّ بِالْفِرارِ.» حضرت زینب کبری(س) نزد امام زین العابدین(ع) رفت و گفت «ای یادگار گذشتگان خیمه های ما را آتش زدند چه کار کنیم؟» حضرت فرمود «خیمه ها را ترک کنید.» فَفَرَرْنَ بَناتُ الرَّسُولِ صائِحاتٌ باکِیاتٌ نادِیاتٌ اِلاّ زَیْنَب الکُبْری فَأِنّها کانَتْ واقِفَهً تَنْظُرُ اِلی زَیْنِ العابِدین لِاَنّهُ لایَتَمَکَّنُ مِنَ النُّهُوضِ وَالقِیامِ. پس همه دختران رسول خدا(ص) شیون کنان گریان و نالان فرار کردند مگر حضرت زینب کبری(س) که ایستاده بود و مراقب امام زین العابدین(ع) بود زیرا آن حضرت توان حرکت و برخاستن را نداشت. شخصی این صحنه را می دید و از علت آن بی خبر بود. به همین دلیل رو به حضرت زینب(س) کرده و گفت «مگر نمی بینی آتش اطراف تو را فرا گرفته این زن ها همه متفرق شدند چرا شما ایستاده ای و از آتش دور نمی شوی؟» زینب (س) با دیدگانی گریان فرمود «بیماری در خیمه داریم که هیچ توان برخاستن و نشستن ندارد چگونه می توانم از او جدا شوم و حال آنکه می بینی آتش او را احاطه کرده است.» وَ صیحَ فی رَحْلِه نَهْباً وَ ما تَرَکُوا عَلی عَقایِلِ بَیْتِ الوَحیِ مِنْ حُجٌبِ.

مقدمه

یکی از دوستانم میگفت که در خیابانی از خیابانهای تهران میرفتم ناگهان جوانی دوچرخه سوار کنارم پیاده شد و سلام داد و گفت: «حضرت آقا من سؤالی دارم پس از جواب سلام گفتم: «بفرمائید.»

گفت: «اکنون چند سال است از شهادت حضرت امام حسین (ع) می گذرد؟» گفتم: «حدود ۱۳۵۰ سال گفت: ۱۳۵۰ سال از شهادت حضرت می گذرد باز هم گریه؟!!

آن گفتم: «این گریه ها علت و فلسفه ای دارد ولی در کنار خیابان مجال گفتن آن نیست؛ اگر مایل باشی با تعیین وقت قبلی که هر دو نفر آمادگی داشته باشیم با هم صحبت خواهیم کرد. شماره تلفن خودم را به او دادم و رفتم اما از تلفن زدن او خبری نشد. طولی نکشید در یک مسجدی به عنوان ختم، منبر بودم و خیلی از جوانها بودند؛ مخصوصاً گروهی از جوانان سیاه پوشیده بودند و نزدیک منبر نشسته و با کمال تأثر اشک می ریختند. در میان انبوه جمعیت همان جوان یک ماه قبل را دیدم که می گفت: «گریه برای امام حسین(ع) چرا؟»

گوشه ای از کتاب

هم می رویم زندگی بعد از شما بر ما زشت است. این بار مسلم بن عوسجه برخاست و گفت: «اگر ما دست از تو برداریم در پیشگاه خدا بهانه ای نداریم. به خدا سوگند، این نیزه را در سینه آنها فرو میبرم و با این شمشیر آنها را میزنم و اگر سلاح نداشته باشم با سنگ با آنها مقابله میکنم. قسم به خدا ما تو را رها نمی کنیم تا در پیشگاه خدا ثابت کنیم پاسداری از حرمت رسول خدا از مدینه تا مدینه ۷۹۵

(ص) را در غیبت آن حضرت انجام داده ایم.

وَ اللَّهِ لَوْ عَلِمْتُ أَنِّي اقْتَلُ ثُمَّ أَحْيِي ثُمَّ اقْتَلُ ثُمَّ أَحْرَقُ ثُمَّ أُذِرى

يُفْعَلُ بِي سَبْعِينَ مَرَّةً ما فَارْقَتكَ حَتَّى الْقِيَ حِما می دونک وَكَيْفَ لَا أَفْعَلُ ذَلِكَ وَ إِنَّمَا هِيَ قَتْلَهُ وَاحِدَةً ثُمَّ هِيَ الكَرامَةُ

العظمى الَّتِي لا انقَضَاءَ لَهَا أَبَداً.»

«قسم به خدا اگر من میدانستم که کشته میشوم و باز زنده میشوم و سپس سوخته میشوم و باز زنده میشوم باز کوبیده و پراکنده میشوم و این کار هفتاد بار ادامه می یابد از تو جدا نمیشوم تا نزد تو با مرگم روبه رو شوم چگونه این کار را نکنم حال آنکه کشته شدن یک بار است و پس از آن کرامتی بزرگ و پایان ناپذیر است.» در این حال زهیر بن قین برخاست و گفت: «دوست دارم کشته شوم و باز زنده شوم باز کشته شوم و تا هزار بار و خداوند کشته شدن را از شما و این جوانان دور بدارد. سخنان یاران با امام به این شکل ادامه یافت و جملگی گفتند: «قسم به خدا، از تو جدا نمیشویم و تمام وجود خود را جانانه در حمایت تو فدا میکنیم. ما به وظیفه خود وقتی عمل کردیم که کشته شویم.»

حضرت فرمود: «خدا به شما جزای خیر بدهد.»

پشت جلد

نچه را در کربلا گذشت، باید بیان کرد و این حادثه نباید فراموش و مرده شود. این حادثه باید زنده بماند. این حادثه را باید بگویید. هر شبی در هر جلسه ای که روضه بزرگواری خوانده می شود. ماجرای او باید گفته شود.

حالا یا به زبان شعر یا به زبان نثر

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک