IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
هاینریش بل
ویرایش
-
مترجم
سارنگ ملکوتی
صفحات
328 صفحه
انتشارات
وزن
372 گرم
شابک
تیراژ
-
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
گالینگور

کتاب بیلیارد در ساعت نه و نیم نشر نگاه

بیلیارد در ساعت نه و نیم

نویسنده هاینریش بل
مترجم سارنگ ملکوتی
انتشارات نگاه
موجود
پالتوئی
1398
17% 650,000
539,500
کتاب بیلیارد در ساعت 9 و نیم (شمیز،رقعی،نگاه)، اثر هاینریش بل، با ترجمه‌ی سارنگ ملکوتی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب بیلیارد در ساعت نه و نیم نشر نگاه

بیلیارد در ساعت نه و نیم

موجود
پالتوئی
1398
کتاب بیلیارد در ساعت 9 و نیم (شمیز،رقعی،نگاه)، اثر هاینریش بل، با ترجمه‌ی سارنگ ملکوتی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1398 توسط انتشارات نگاه، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی پالتوئی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
17% 650,000

539,500

بیلیارد در ساعت نه و نیم نشر نگاه

اثر هاینریش بل

مشخصات محصول

نویسنده
هاینریش بل
ویرایش
-
مترجم
سارنگ ملکوتی
صفحات
328 صفحه
انتشارات
وزن
372 گرم
شابک
تیراژ
-
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
گالینگور

گوشه ای از کتاب

تمام عرض اتوبان را با تابلوهای هشدار دهندۀ بزرگ مسدود کرده بودند. پلی که سابقاً اینجا روی رودخانه قرار داشت تخریب شده بود؛ آن را بادقت تمام از همان جا که پشته شروع می شود منفجر کرده بودند. سیم های زنگ زده، همه رشته رشته از پایه های فولادی آویخته بود. تابلوهایی به ارتفاع سه متر هشدار می دادند که در پس آن ها چه چیزی در انتظار است: مرگ! تصویر جمجمه و دو استخوان متقاطع که ده برابر اندازۀ عادی بزرگ شده بود و آن را با سفیدی خیره کننده ای روی زمینه ی سیاه نقش کرده بودند همان هشدار را برای کسانی که خط و نوشته سرشان نمی شود به تصویر می کشید. در آن حاشیۀ پرت افتادۀ راه، شاگردان کلاس های تعلیم رانندگی، با جدیت و پشتکار، پدال های گازشان را می آزمودند و برای آنکه در کار با فرمان و دنده مهارت بیشتری پیدا کنند، دنده عقب، گاهی به چپ و گاهی به راست می پیچیدند. در این قسمت سد که از مقابل زمین گلف و از میان باغچه ها می گذشت، مردان و زنانی خوش پوش، با قیافه هایی برآسوده از زحمت کار روزانه، به طرف سراشیب، به طرف تابلوهای تهدید کننده ای که در پس آن ها کارگاه های ساختمانی پنهان شده و مرگ را به ریشخند گرفته بودند در حرکت بودند. از پس مرگ، دودی آبی رنگ از بخاری هایی که نگهبانان شب داشتند قابلمه ها و نانشان را روی آن گرم و چپق هایشان را با آتش آن روشن می کردند به هوا برمی خاست. پله های پرزرق وبرق از چنگ ویرانی گریخته بودند و حالا در این گرمای عصر تابستان فرصتی برای نشستن در اختیار رهگذران خسته می گذاشتند. از ارتفاع بیست متری می شد روند پیشرفت کارها را تماشا کرد: غواصان زردپوش در اعماق آب فرو می رفتند، حلقه های جرثقیل را به تکه های تیرآهن و بلوک های بتونی وصل می کردند و آن وقت بود که جرثقیل ها طعمه های آب چکان خود را بالا می کشیدند و بار قایق های بارکش می کردند.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک