IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
ویکتوریا اویارد
ویرایش
-
مترجم
محمدصالح نورانی زاده
صفحات
528 صفحه
انتشارات
وزن
586 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب قفس پادشاه

قفس پادشاه

نویسنده ویکتوریا اویارد
مترجم محمدصالح نورانی زاده
انتشارات تندیس
موجود
رقعی
1404
690,000
کتاب قفس پادشاه، اثر ویکتوریا اویارد، با ترجمه‌ی محمدصالح نورانی زاده، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب قفس پادشاه

قفس پادشاه

موجود
رقعی
1404
کتاب قفس پادشاه، اثر ویکتوریا اویارد، با ترجمه‌ی محمدصالح نورانی زاده، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1404 توسط انتشارات تندیس، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

690,000

قفس پادشاه

اثر ویکتوریا اویارد

مشخصات محصول

نویسنده
ویکتوریا اویارد
ویرایش
-
مترجم
محمدصالح نورانی زاده
صفحات
528 صفحه
انتشارات
وزن
586 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

کتاب حاضر، داستاني است که در آن انقلابي سرخ در راه است و شاهزاده هاي نقره اي بر سر ملکه اي خونين با هم در نزاع اند. حالا صاعقه از وجود دختر آذرخشي رخ بربسته چه کسي راه انقلاب را روشن مي کند؟ مر بارو در زندان ميون اسير است. آذرخشش را از دست داده و پسري که زماني دوستش داشته، پسري با دروغ و خيانت، که اکنون پادشاه ميون کالور است، تارهاي درهم تنيده عنکبوتي مادرمرده اش را، طوري به کار مي گيرد که کشور را در قبضه سرکوب خود نگه دارد. درحالي که مر زير سنگ هاي سکوت در قصر ميون اسير است، سرخ ها و جهش يافته هاي تازه اي که پيش ازاين کسي از وجودشان آگاهي نداشت، در حال تمرين نظامي هستند تا براي مقابله با ميون آماده شوند. شاهزاده کال که عاشق مر است، از هيچ تلاشي براي نجات او فروگذاري نمي کند.

پیشگفتار

کتاب قفس پادشاه سومین کتاب از مجموعه ی چهار جلدی ملکه ی سرخ است که در فوریه ی ۲۰۱۷ چاپ شد جلد اول این مجموعه ملکه ی سرخ در فوریه ی ۲۰۱۵ و نسخه ی فارسی آن در زمستان ۱۳۹۴ و جلد دوم شمشیر شیشه ای در فوریه ی ۲۰۱۶ و نسخه ی فارسی آن در اسفند ۱۳۹۵ چاپ شده اند. همچنین جلد چهارم به نام توفان نبرد در فوریه ی ۲۰۱۸ چاپ خواهد شد دو نیم جلد نیز در مورد شخصیتهای جانبی این مجموعه نوشته شده که اولین آن ! به نام آواز ملکه و دومین آنها به نام زخم های پولادین در زمستان ۱۳۹۴ چاپ شدند.

این مجموعه به قلم ویکتوریا او یارد است که اولین تجربه ی وی در نوشتن رمان است. اویارد خاطر نشان کرده که ایده ی اولیه ی داستان را از مجموعه های مسابقات عطش مردان اکس، بازی تاج و تخت و سیندرلا گرفته است.

گوشه ای از کتاب

کیتن که هنوز میان ما ایستاده است میگوید: «بانو» ساموس شما اجازه ندارید اینجا باشید. از میزان رک گویی و گستاخی اش تعجب میکنم چشمان اونجلین به جهت نگهبانم میروند و اخمش عمیق تر میشود. فکر کردی از دستور نامزدم سرپیچی میکنم؟ خنده ی سردی میکند به دستور پادشاه این جا اومدم.

زندانی رو به دربار احضار کردن همین الآن. هر کلمه اش من را میسوزاند ناگهان یک ماه زندانی بودن به نظرم کم می آید تا حدودی دلم میخواهد به میز چنگ بزنم و اونجلین را مجبور کنم به زور من را از قفسم بیرون بکشد، اما حتی انزوا هم این قدر غرورم را نشکسته است. هنوز نه.

به خودم یادآوری میکنم که هرگز نمیتواند این کار را بکند؛ بنابراین با این که دستانم می لرزند و مفصل هایم درد میکنند روی پاهای ضعیفم می ایستم یک ماه پیش با دندانهایم به برادر اونجلین حمله کردم حالا سعی میکنم فقط برای آن که بتوانم بایستم همان اندازه انرژی را فرا بخوانم

کیتن سر جایش میماند و حرکتی نمیکند سرش به سمت تریو می چرخد و با عموزاده اش چشم در چشم میشود کسی خبری نیاورده توی برنامه چنین چیزی لحاظ نشده.»

اونجلین دوباره میخندد و دندانهای سفید و درخشانش را به نمایش می گذارد. لبخندش به زیبایی و خطرناکی یک تیغ است. داری» روی حرف من حرف میزنی نگهبان آرون؟ همین طور که حرف میزند دستش به سمت لباسش میرود و پوست سفید بی نقص شستش را میان جنگل سوزنها میکشد چندتایی از آنها مثل آهنربا به او می چسبند و وقتی دستش را بالا می آورد چندین تیغ سوزنی در دست دارد. تیغه های فلزی را کف دست میگذارد و با نگاهی منتظر ابرویش را بالا می اندازد. آرونها عاقل تر از آن هستند که سکوت خرد کننده شان را روی دختر ساموسها بیندازند، چه برسد به ملکه ی آینده. دو عموزاده نگاهی بی کلام به یکدیگر میاندازند. مشخصاً در مورد سؤال اونجلین با همدیگر هم عقیده هستند. تریو ابروهایش را در هم میکشد و خیره نگاه می کند و بالاخره کیتن آهی بلند میکشد قدمی عقب میرود. تسلیم میشود.

پشت جلد

در کتاب سوم از مجموعه ی ملکه ی سرخ میخوانید

انقلابی سرخ در راه است و شاهزاده های نقره ای بر سر ملکه ای خونین با هم در نزاع اند. حالا صاعقه از وجود دختر آذرخشی رخ بربسته چه کسی راه انقلاب را روشن می کند؟ مر بارو در زندان میون اسیر است. آذرخشش را از دست داده و پسری که زمانی دوستش داشته پسری یافته ی دروغ و خیانت که اکنون پادشاه میون کالور است تارهای در هم تنیده ی عنکبوتی مادر مرده اش را طوری به کار میگیرد که کشور را در قبضه ی سرکوب خود نگه دارد. در حالی که مر زیر سنگهای سکوت در قصر میون اسیر است سرخ ها و جهش یافته های تازه ای که پیش از این کسی از وجودشان آگاهی نداشت. در حال تمرین نظامی هستند تا برای مقابله با میون آماده شوند. شاهزاده کال که عاشق مر است از هیچ تلاشی برای نجات او فروگذاری نمی کند.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک