مشخصات محصول
نویسنده
سی.جی.تئودور
ویرایش
-
مترجم
رضا اسکندری آذر
صفحات
404 صفحه
انتشارات
وزن
458 گرم
شابک
تیراژ
500 جلد
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب مرد گچی نشر مرو

مرد گچی

نویسنده: سی.جی.تئودور
مترجم: رضا اسکندری آذر
انتشارات: کتاب مرو
موجود
333,000
کتاب مرد گچی، اثر سی.جی.تئودور، با ترجمه‌ی رضا اسکندری آذر، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب مرد گچی نشر مرو

مرد گچی

موجود
کتاب مرد گچی، اثر سی.جی.تئودور، با ترجمه‌ی رضا اسکندری آذر، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1400 توسط انتشارات کتاب مرو، به چاپ رسیده است. این محصول به تیراژ 500 جلد، در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

333,000

مرد گچی نشر مرو
مرد گچی نشر مرو
اثر سی.جی.تئودور

مشخصات محصول

نویسنده
سی.جی.تئودور
ویرایش
-
مترجم
رضا اسکندری آذر
صفحات
404 صفحه
انتشارات
وزن
458 گرم
شابک
تیراژ
500 جلد
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

پیشگفتار

سر دختر روی تلی از برگ نارنجی قهوه ای آرام گرفته بود. چشم های بادامی اش به چتر درختان چنار، بلوط و راش بالای سرش خیره مانده بود، اما انگشتهای نامطمئن آفتاب را که از میان شاخه ها سیخونک می زد و روی زمین رنگ طلایی میپاشید، نمی دید. سوسک های سیاه براق به سرعت روی مردمک چشم ها حرکت میکردند و آنها پلک نمی زدند. آنها دیگر جز تاریکی مطلق هیچ چیز نمی دیدند. کمی آن سوتر دستی رنگ پریده - گویی در جست وجوی کمک یا حصول اطمینان از اینکه تنها نیست - از زیر لفاف برگهای خشک بیرون زده بود. هیچ یک از اینها قرار نبود توسط کسی پیدا شود. باقی کالبدش خارج از دسترس هر تکه گوشه ای پرت افتاده از جنگل، مخفی شده بود. در همان نزدیکی ترکه ای شکست با صدایی به بلندی سوختن ترکه ای در آتش در سکوت کامل و فوجی آشفته از پرندگان یکباره از زیر بوته ها فوران کرد کسی داشت نزدیک میشد کنار دختر نادیده زانو زد به آرامی موهایش را نوازش کرد و به گونه هایش دست کشید در حالی که انگشتهایش از تصور آنچه قرار بود پیش بیاید

گوشه ای از کتاب

دوست از سرمون بردارا دست از سرمون برداراه پسره ی بلوند - که ناسلامتی برادرش بود با صدایی نازک و دخترانه ادایش را در آورد: دراسه چی؟ و گرنه گریه میکنی؟ میری میذاری کف دست مامان؟
شایده دانکن داد زد: «آره برو بگو تا ببینی دماغ سالم واسه ت می دارم یا نه
کله پوکه شان فریاد زد: «شما بی اجازه اومدین تو قلمروی ما گو تپله داد زد: «اینجا جنگل تو نیست! جون من؟ پس سرش باهاتون می جنگیم گو تپله زیر لب گفت: «تو روحش 
کیٹ فریاد زد: «یالا دیگه بریم سراغشون شیب را گرفتند و همان طور که موشک بارانمان می کردند، راه افتادند پایین تکه سنگ بزرگ دیگری هوا را شکافت و با صدای بلندی فرود آمد روی دوچرخه ی نیکی
نیکی جیغ کشید اون دوچرخه ی منه، عقب افتاده ها! هی اینکه کله هویج خودمونه ببینم کله هویج، بالغ شدی یا نه؟

نویسنده

سی.جی.تئودور

کتاب های سی.جی.تئودور

در حال حاضر مطلبی درباره سی.جی.تئودور در دسترس نمی‌باشد. همکاران ما در بخش محتوا، به مرور، نویسندگان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه به تعداد بسیار زیاد نویسندگان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری زمانبر خواهد بود؛ لذا در صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از نویسنده، از طریق صفحه ارتباط با ما درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن نویسنده در اولویت قرار خواهد گرفت.ضمنا اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایده‌بوک، این نویسنده را می شناسید یا حتی اگر خود، نویسنده هستید و تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعه‌ی کتاب ترغیب و دعوت کنید، می توانید محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما ارسال نمایید.

مترجم

رضا اسکندری آذر

کتاب های رضا اسکندری آذر

در حال حاضر مطلبی درباره رضا اسکندری آذر در دسترس نمی‌باشد. همکاران ما در بخش محتوا، به مرور، مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه به تعداد بسیار زیاد مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری زمانبر خواهد بود؛ لذا در صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه ارتباط با ما درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت قرار خواهد گرفت.ضمنا اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایده‌بوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر خود، مترجم هستید و تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعه‌ی کتاب ترغیب و دعوت کنید، می توانید محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما ارسال نمایید.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما
CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید