«گشتاسب» پسر «لهراسب شاه» است؛ ولی پدرش هیچ توجهی به او نمی کند. سرانجام گشتاسب از پدر قهر میکند و بدون هیچ پولی از ایران میرود. او به «قسطنطنیه» می رود و به طور ناشناس در کارگاه آهنگری مشغول به کار میشود و به این ترتیب روزگارش را می گذراند. بعد از مدت ها، پیکی از طرف پدرش میآید. شاه از او خواسته بازگردد تا تاج و تخت را به او بدهد. وقتی گشتاسب به پادشاهی می رسد، از وزیرش میخواهد که به همه بزرگان و ثروتمندان اعلام کند که به فرزندان خود حرفه و صنعتی بیاموزند؛ چراکه زمان هایی پیش میآید که پدر توانگر داشتن یا از خانواده اشراف بودن به هیچ دردی نمیخورد.
در حال حاضر مطلبی درباره کیکاوس بن اسکندر عنصرالمعالی
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
نویسندگان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
نویسندگان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از نویسنده، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن نویسنده در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این نویسنده را می شناسید یا حتی اگر
خود،
نویسنده
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک