«مجید» و «لعیا» پنج ساله هستند و به مدرسه نمیروند. در روزی برفی، لعیا و مجید به کوچه میآیند تا بازی کنند. لعیا پیشنهاد می کند که به خانه خاله او بروند. آنها از کوچه شان عبور می کنند و محله «باغ صفا» را پشت سر می گذارند و به درخت چنار قدیمی می رسند و... . بچهها از پارک سگها هم رد میشوند، جایی که سگهای ولگرد زندگی می کنند و بالاخره به خانه «خاله اقدس» می رسند. لعیا وارد خانه میشود و مجید در کوچه می ماند. هوا خیلی سرد است و صدای پارس سگها میآید. چه بر سر مجید می آید؟
در حال حاضر مطلبی درباره لاله جعفری
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
نویسندگان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
نویسندگان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از نویسنده، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن نویسنده در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این نویسنده را می شناسید یا حتی اگر
خود،
نویسنده
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک