IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
ال ام مونتگمری
ویرایش
-
مترجم
محمدحسام برجیسیان
صفحات
336 صفحه
انتشارات
وزن
390 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب قصر آبی از رمان های کلاسیک 76

قصر آبی

نویسنده ال ام مونتگمری
مترجم محمدحسام برجیسیان
انتشارات قدیانی
موجود
رقعی
1403
820,000
کتاب قصر آبی، اثر ال ام مونتگمری، با ترجمه‌ی محمدحسام برجیسیان، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب قصر آبی از رمان های کلاسیک 76

قصر آبی

موجود
رقعی
1403
کتاب قصر آبی، اثر ال ام مونتگمری، با ترجمه‌ی محمدحسام برجیسیان، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1403 توسط انتشارات قدیانی، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

820,000

قصر آبی از رمان های کلاسیک 76

اثر ال ام مونتگمری

مشخصات محصول

نویسنده
ال ام مونتگمری
ویرایش
-
مترجم
محمدحسام برجیسیان
صفحات
336 صفحه
انتشارات
وزن
390 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

«ولنسی» ۲۹ ساله، تا به حال عاشق نشده است و می ‏ترسد هرگز طعم عشق را نچشد. او با مادر ازخودراضی و خاله فضولش زندگی می‏ کند و تنها چیزی که به او آرامش می‏ دهد، کتاب‎های ممنوعه «جان فاستر» و قصر آبی خیالی‎اش است. با نتیجه غافل گیر کننده معاینه دکتر، ولنسی وادار می‎شود تا همه‎چیز را از نو شروع کند. او برای اولین بار، به ندای قلبش اعتماد می ‏کند. خانه را ترک می‏ کند تا از «سیسی»، آشنای قدیمی که به سختی بیمار است، پرستاری کند و کم کم با «بارنی اسنیث»، جنایت‎کار بدنام آشنا می‎شود و... .

گوشه ای از کتاب

زندگی نمی تواند به خاطر ظهور تراژدی از حرکت بماند. حتی اگر پسر آدم بمیرد، همچنان باید غذا آماده کرد و حتی اگر تنها دختر آدم دارد دیوانه می شود، باید ایوان خانه را تعمیر کرد. خانم فردریک طبق برنامه ی منظم خود، مدت ها پیش هفته ی دوم ژوئن را برای تعمیر ایوان ورودی خانه که سقفش به طرز تهدیدآمیزی شکم داده بود، تعیین کرده بود. ایبل پر سر و صدا از ماه ها پیش برای انجام این کار استخدام شده بود و دقیقا صبح روز اول هفته ی دوم سروکله اش پیدا شد و به کار مشغول شد. طبیعتا هوش و حواسش سر جایش نبود. هوشیاری هیچ وقت از خصیصه های ایبل پر سر و صدا نبود. اما امروز چندان بی هوش و حواس نبود و در عوض پر حرف و خوش مشرب بود. بوی دهانش تقریبا باعث شد خانم فردریک و دختر عمه استیکلز موقع شام دیوانه شوند. حتی ولنسی هم، با تمام بی قیدی اش، از آن اذیت شده بود. اما از ایبل و سخنوری های سرزنده اش خوشش می آمد و بعد از اینکه ظرف های شام را شست، بیرون رفت، روی پله ها نشست و با او مشغول صحبت شد.

از نظر خانم فردریک و دختر عمه استیکلز، ولنسی مرتکب اقدام بسیار ناشایستی شده بود. اما چه کاری از دست آنها برمی آمد؟ وقتی ولنسی را صدا زدند که به داخل برگردد، او فقط با تمسخر لبخند زد و درخواستشان را نادیده گرفت. سرپیچی پس از شروع خیلی آسان می شد. درواقع فقط گام اول بود که اهمیت داشت. هردوی آنها از ترس اینکه ولنسی جلوی ایبل پر سروصدا آبروریزی راه بیندازد، جرئت نداشتند بیشتر از این چیزی بگویند؛ چون مطمئنا ایبل خبرش را با نظرات و مبالغه های مخصوص خودش در تمام دهکده پخش می کرد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک