مشخصات محصول
نویسنده
جان هارت
ویرایش
-
مترجم
هدیه گرامی مقدم
صفحات
640 صفحه
انتشارات
وزن
701 گرم
شابک
تیراژ
1100 جلد
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب جاده رستگاری

معرفی کتاب جاده رستگاری

نویسنده: جان هارت
مترجم: هدیه گرامی مقدم
انتشارات: آموت
موجود
20% 850,000
680,000

معرفی محصول

پسری تفنگ به دست، منتظر مردی است که مادرش را کشته است. ماموری به دردسر افتاده بعد از یک تیراندازی بی‌رحمانه با گذشته‌اش روبه‌رو می‌شود. پلیس خوبی بعد از سیزده سال در زندان بودن، آزادانه قدم در اعماق جنگل می‌گذارد. روی محراب کلیسایی متروکه، جسدی میان پارچه‌ای سفید‌رنگ سرد می‌شود... این شهری است در آستانه‌ی فروپاشی. این همان جاده‌ی رستگاری است. «جان هارت» نویسنده‌ی پنج رمان پرفروش‌نیویورک‌تایمز با نام‌های پادشاه دروغ‌ها، رودخانه‌ی پایینی، بچه‌ی آخر، خانه‌ی آهنی و جاده‌ی رستگاری است. او تنها نویسنده‌ی تاریخ است که جایزه‌ی ادگار را برای چند رمان متوالی برده است. هارت هم‌چنین جوایز‌بری، و بهترین ادبیات داستانی کتابفروشی مستقل جنوبی، و جایزه‌ی ایان فلمینگ استیل دگر و جایزه‌ی ادبیات کارولینای شمالی را برده است. رمان‌های جان هارت به سی زبان ترجمه شده است و در بیش از هفتاد کشور منتشر شده است. جان می‌گوید: «تنها رویای حقیقی من این بوده است که خوب بنویسم و خوب چاپ بکنم.» جان هارت سال ۱۹۶۵ در کارولینای شمالی متولد شد. پدرش جراحی جوان و مادرش معلم فرانسه بود که برای پرورش فرزندانش دست از معلمی کشید. والدینش از هم جدا شدند اما آن‌طور که می‌گوید کودکی‌اش به‌خوشی طی شد: «خاطره‌ی محبوبم از کودکی یک مزرعه‌ی پانصد جریبی است که من و دوستانم در آن به ماجراجویی می‌پرداختیم و روزها توی آن گم می‌شدیم.» بعد از دبیرستان به کالج دیودسن که درست بالای شارلوت بود و خودش آن را «مدرسه‌ای عالی» توصیف می‌کند رفت. مدرک تحصیلی او در رشته‌ی حقوق اقتصادی است. هارت بعد از بانکداری، کارگزار بورس و وکیل مدافع جنایی بودن، حالا یک نویسنده‌ی تمام‌وقت است.

کتاب جاده رستگاری

معرفی کتاب جاده رستگاری

موجود

معرفی محصول

پسری تفنگ به دست، منتظر مردی است که مادرش را کشته است. ماموری به دردسر افتاده بعد از یک تیراندازی بی‌رحمانه با گذشته‌اش روبه‌رو می‌شود. پلیس خوبی بعد از سیزده سال در زندان بودن، آزادانه قدم در اعماق جنگل می‌گذارد. روی محراب کلیسایی متروکه، جسدی میان پارچه‌ای سفید‌رنگ سرد می‌شود... این شهری است در آستانه‌ی فروپاشی. این همان جاده‌ی رستگاری است. «جان هارت» نویسنده‌ی پنج رمان پرفروش‌نیویورک‌تایمز با نام‌های پادشاه دروغ‌ها، رودخانه‌ی پایینی، بچه‌ی آخر، خانه‌ی آهنی و جاده‌ی رستگاری است. او تنها نویسنده‌ی تاریخ است که جایزه‌ی ادگار را برای چند رمان متوالی برده است. هارت هم‌چنین جوایز‌بری، و بهترین ادبیات داستانی کتابفروشی مستقل جنوبی، و جایزه‌ی ایان فلمینگ استیل دگر و جایزه‌ی ادبیات کارولینای شمالی را برده است. رمان‌های جان هارت به سی زبان ترجمه شده است و در بیش از هفتاد کشور منتشر شده است. جان می‌گوید: «تنها رویای حقیقی من این بوده است که خوب بنویسم و خوب چاپ بکنم.» جان هارت سال ۱۹۶۵ در کارولینای شمالی متولد شد. پدرش جراحی جوان و مادرش معلم فرانسه بود که برای پرورش فرزندانش دست از معلمی کشید. والدینش از هم جدا شدند اما آن‌طور که می‌گوید کودکی‌اش به‌خوشی طی شد: «خاطره‌ی محبوبم از کودکی یک مزرعه‌ی پانصد جریبی است که من و دوستانم در آن به ماجراجویی می‌پرداختیم و روزها توی آن گم می‌شدیم.» بعد از دبیرستان به کالج دیودسن که درست بالای شارلوت بود و خودش آن را «مدرسه‌ای عالی» توصیف می‌کند رفت. مدرک تحصیلی او در رشته‌ی حقوق اقتصادی است. هارت بعد از بانکداری، کارگزار بورس و وکیل مدافع جنایی بودن، حالا یک نویسنده‌ی تمام‌وقت است.
20% 850,000

680,000

جاده رستگاری
جاده رستگاری
اثر جان هارت

مشخصات محصول

نویسنده
جان هارت
ویرایش
-
مترجم
هدیه گرامی مقدم
صفحات
640 صفحه
انتشارات
وزن
701 گرم
شابک
تیراژ
1100 جلد
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

کتاب حاضر، داستاني است که در آن پسري تفنگ به دست، منتظر مردي است که مادرش را کشته است. مأموري به دردسر افتاده بعد از يک تيراندازي بي رحمانه با گذشته اش روبه رو مي شود. پليس خوبي بعد از سيزده سال در زندان بودن، آزادانه قدم در اعماق جنگل مي گذارد. روي محراب کليسايي متروکه، جسدي ميان پارچه اي سفيدرنگ سرد مي شود.

گوشه ای از کتاب

حقیقت تلخی بود اما چه کسی به پسرک نزدیک تر بود؟ پدرش؟ خدمات اجتماعی؟ الیزابت اولین کسی بود که وقتی مادر گیدئون مفقود شد، سر صحنه حاضر شده بود. ماجرا میتوانست همان جا تمام شود اما او همچنین جولیا استرینج را روی محراب کلیسای پدرش یافته بود. جسدش آن چنان در برابر هتک حرمت بی دفاع بود که الیزابت تقریباً به گریه افتاده بود. حتی یک بار هم همدیگر را ندیده بودند، اما الیزابت حتی همین الان هم احساس نزدیکی بینشان می کرد

نویسنده

جان هارت

کتاب های جان هارت

در حال حاضر مطلبی درباره جان هارت در دسترس نمی‌باشد. همکاران ما در بخش محتوا، به مرور، نویسندگان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه به تعداد بسیار زیاد نویسندگان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری زمانبر خواهد بود؛ لذا در صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از نویسنده، از طریق صفحه ارتباط با ما درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن نویسنده در اولویت قرار خواهد گرفت.ضمنا اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایده‌بوک، این نویسنده را می شناسید یا حتی اگر خود، نویسنده هستید و تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعه‌ی کتاب ترغیب و دعوت کنید، می توانید محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما ارسال نمایید.

مترجم

هدیه گرامی مقدم

کتاب های هدیه گرامی مقدم

در حال حاضر مطلبی درباره هدیه گرامی مقدم در دسترس نمی‌باشد. همکاران ما در بخش محتوا، به مرور، مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه به تعداد بسیار زیاد مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری زمانبر خواهد بود؛ لذا در صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه ارتباط با ما درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت قرار خواهد گرفت.ضمنا اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایده‌بوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر خود، مترجم هستید و تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعه‌ی کتاب ترغیب و دعوت کنید، می توانید محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما ارسال نمایید.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما
CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید