IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
آرتور میلر
ویرایش
-
مترجم
حسن ملکی
صفحات
164 صفحه
انتشارات
وزن
211 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب مرگ فروشنده نشر بیدگل

مرگ فروشنده

نویسنده آرتور میلر
مترجم حسن ملکی
انتشارات بیدگل
موجود
رقعی
1405
9% 495,000
451,650

معرفی محصول

نمایشنامه ای است از آرتور میلر و یکی از مهم ترین نمایشنامه های قرن بیستم. این اثر در قالب مجموعه نمایشنامه های بیدگل به چاپ رسیده است. مجموعه ای که معرفی جهان های متفاوت نمایشی از اهداف اصلی آن است. ویلی لومن را می توان نقطه مقابل رؤیای امریکایی دانست. شخصیتی که فراز و فرودهای زندگی اش در قالب یک درام مدرن به خوبی در این نمایشنامه پرداخته شده است. مرگ فروشنده بارها از سوی مترجمان گوناگون به زبان فارسی برگردان شده است که کتاب حاضر با ترجمه حسن ملکی یکی از بهترینِ این ترجمه هاست. قسمتی از نمایشنامه مرگ فروشنده: ویلی: چه قهوه ی محشری. غذای کامله. لیندا: تخم مرغ برات درست کنم؟ ویلی: نه. نفسی تازه کن. لیندا: به نظر می آد حسابی خوابیدی ها، عزیزم. ویلی: انگار خواب صد هزار سال. چند ماهه سابقه نداشت. فکرش رو بکن، صبح دوشنبه تا ساعت دَه بخوابی. بچه ها شیک و پیک زود رفتن، آره؟ لیندا: ساعت هشت رفتن بیرون. ویلی: کار خوبی کردن! لیندا: کیف کردم وقتی دیدم دارن با هم میرن بیرون. تو این خونه از بوی لوسیونِ اصلاح نمی شه راه رفت. ویلی: (لبخند زنان) هوم م م لیندا: بیف امروز صبح یه جور دیگه شده بود. سر تا پا شده بود امید. برای دیدن آلیور روی پاش بند نبود. ویلی: می ره که آدم دیگه ای بشه. البته بعضی آدم ها یه کم بیشتر طول می کشه قوام بگیرن. چی پوشید؟ لیندا: کت و شلوار آبیه ش رو. چقدر با اون کت و شلوار خوش تیپ می شه. با اون کت و شلوار می تونه به هر جایی که بگی برسه!

کتاب مرگ فروشنده نشر بیدگل

مرگ فروشنده

موجود
رقعی
1405

معرفی محصول

نمایشنامه ای است از آرتور میلر و یکی از مهم ترین نمایشنامه های قرن بیستم. این اثر در قالب مجموعه نمایشنامه های بیدگل به چاپ رسیده است. مجموعه ای که معرفی جهان های متفاوت نمایشی از اهداف اصلی آن است. ویلی لومن را می توان نقطه مقابل رؤیای امریکایی دانست. شخصیتی که فراز و فرودهای زندگی اش در قالب یک درام مدرن به خوبی در این نمایشنامه پرداخته شده است. مرگ فروشنده بارها از سوی مترجمان گوناگون به زبان فارسی برگردان شده است که کتاب حاضر با ترجمه حسن ملکی یکی از بهترینِ این ترجمه هاست. قسمتی از نمایشنامه مرگ فروشنده: ویلی: چه قهوه ی محشری. غذای کامله. لیندا: تخم مرغ برات درست کنم؟ ویلی: نه. نفسی تازه کن. لیندا: به نظر می آد حسابی خوابیدی ها، عزیزم. ویلی: انگار خواب صد هزار سال. چند ماهه سابقه نداشت. فکرش رو بکن، صبح دوشنبه تا ساعت دَه بخوابی. بچه ها شیک و پیک زود رفتن، آره؟ لیندا: ساعت هشت رفتن بیرون. ویلی: کار خوبی کردن! لیندا: کیف کردم وقتی دیدم دارن با هم میرن بیرون. تو این خونه از بوی لوسیونِ اصلاح نمی شه راه رفت. ویلی: (لبخند زنان) هوم م م لیندا: بیف امروز صبح یه جور دیگه شده بود. سر تا پا شده بود امید. برای دیدن آلیور روی پاش بند نبود. ویلی: می ره که آدم دیگه ای بشه. البته بعضی آدم ها یه کم بیشتر طول می کشه قوام بگیرن. چی پوشید؟ لیندا: کت و شلوار آبیه ش رو. چقدر با اون کت و شلوار خوش تیپ می شه. با اون کت و شلوار می تونه به هر جایی که بگی برسه!
9% 495,000

451,650

مرگ فروشنده نشر بیدگل

اثر آرتور میلر

مشخصات محصول

نویسنده
آرتور میلر
ویرایش
-
مترجم
حسن ملکی
صفحات
164 صفحه
انتشارات
وزن
211 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

ویلی از پشت میز برمی خیزد. لیندا کتش را می گیرد تا بپوشد. ویلی: بر منکرش لعنت، بر منکرش لعنت. جانمی، امشب برگشتنه یه کم تخم گیاه می خرم. لیندا: (می خندد) خیلی عالی می شه. اما اینجا آفتاب به قدر کافی نمی افته. دیگه هیچی عمل نمی آد. ویلی: تو صبر کن، بچه جون، پیش از اینکه عمره به سر بیاد، یه جای کوچولو بیرون شهر می خریم، اون وقت چه سبزی هایی بکارم، یه چند جفت هم مرغ و خروس… لیندا: برای تو کاری نداره عزیزم. ویلی بی آنکه کت بپوشد راه می افتد، لیندا به دنبال او. ویلی: اون ها زن می گیرن، تعطیلی آخر هفته می آن پیشمون. یه اتاق مهمونی کوچولو می سازم. با این همه ابزاری که من دارم، کافیه یه چند تا الوار و یه کم آرامش خیال داشته باشم. لیندا (مشعوف): آسترش رو دوختم… ویلی: اصلاًٌ می تونم دو تا اتاق مهمون درست کنم که هردوشون بیان. بالاخره تصمیم گرفت چقدر از آلیور بخواد؟ لیندا (کت را به او می پوشاند) حرفی نزد، ولی فکر کنم ده پونزده هزار تا. امروز با هاوارد حرف می زنی؟ ویلی: آره. می رم صاف و ساده بهش می گم. اون باید من رو از شهرستان رفتن معاف کنه. لیندا: ویلی، ضمناً فراموش نکن یه کم مساعده هم بگیری. قبض جریمه ی بیمه هم اومده. الان بدیم جریمه ش بخشیده می شه.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک