IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
میخاییل زوشنکو
ویرایش
-
مترجم
آبتین گلکار
صفحات
224 صفحه
انتشارات
وزن
144 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
-

کتاب حمام ها و آدم ها

حمام ها و آدم ها

نویسنده میخاییل زوشنکو
مترجم آبتین گلکار
انتشارات ماهی
موجود
جیبی
1405
17% 380,000
315,400

معرفی محصول

مجموعه داستان طنزی است از میخاییل زوشنکو نویسنده خوش قریحه ی روس. زوشنکو، همانند گوگول، “میانِ گریه” می خندد، ولی خنده اش امیدوارانه است و البته همین امید را هم به طنز می گیرد؛ چنان که خودش می گوید: ولتر زمانی با خنده ی خود شعله هایی را فرونشاند که مردم را در آن ها می سوزاندند، ولی ما با خنده ی خود می خواهیم دست کم چراغ کوچکی را روشن کنیم که برخی از مردم در نور آن ببینند چه چیزی برایشان خوب است و چه چیزی بد…اگر این گونه شود، آن گاه می توانیم بگوییم که در نمایش زندگی، نقش ناچیز خود را به عنوان منشی و نورپرداز صحنه درست اجرا کرده ایم. زوشنکو می گوید: کلا نویسنده بودن خیلی کار سختی است. مثلا به خاطر همین ایدئولوژی. الان از نویسنده انتظار می رود ایدئولوژی داشته باشد. مثلا وارونسکی می نویسد: نویسنده ها باید ایدئولوژی خود را دقیقا مشخص کنند. این برای من خبر بدی است! بفرمایید ببینم چه ایدئولوژی دقیقی از من درمی آید وقتی حتی یک حزب هم نمی تواند من را در مجموع به سمت خودش جلب کند؟ من از دید اعضای حزب ها آدم متعهدی نیستم. باشد. خودم هم درباره ی خودم می گویم: من نه کمونیستم، نه اِس اِر، نه سلطنت طلب؛ فقط یک آدم روس هستم. تازه شعور سیاسی هم ندارم. به شرافتم قسم، هنوز که هنوز است نمی دانم فرضا گوچکوف مال کدام حزب است. شیطان هم سر در نمی آورد او عضو کدام حزب است! می دانم بلشویک نیست، ولی این که اِس اِر است یا کادت، این را نمی دانم و نمی خواهم بدانم. اگر هم بفهمم، باز پوشکین را به اندازه ی گذشته دوست خواهم داشت. خیلی ها به همین خاطر از دست من ناراحت می شوند (می گویند بعد از سه تا انقلاب هنوز شعور درست و حسابی ندارد.) ولی واقعیت همین است. این بی خبری ها واقعا مایه ی خوشحالی من است.

کتاب حمام ها و آدم ها

حمام ها و آدم ها

موجود
جیبی
1405

معرفی محصول

مجموعه داستان طنزی است از میخاییل زوشنکو نویسنده خوش قریحه ی روس. زوشنکو، همانند گوگول، “میانِ گریه” می خندد، ولی خنده اش امیدوارانه است و البته همین امید را هم به طنز می گیرد؛ چنان که خودش می گوید: ولتر زمانی با خنده ی خود شعله هایی را فرونشاند که مردم را در آن ها می سوزاندند، ولی ما با خنده ی خود می خواهیم دست کم چراغ کوچکی را روشن کنیم که برخی از مردم در نور آن ببینند چه چیزی برایشان خوب است و چه چیزی بد…اگر این گونه شود، آن گاه می توانیم بگوییم که در نمایش زندگی، نقش ناچیز خود را به عنوان منشی و نورپرداز صحنه درست اجرا کرده ایم. زوشنکو می گوید: کلا نویسنده بودن خیلی کار سختی است. مثلا به خاطر همین ایدئولوژی. الان از نویسنده انتظار می رود ایدئولوژی داشته باشد. مثلا وارونسکی می نویسد: نویسنده ها باید ایدئولوژی خود را دقیقا مشخص کنند. این برای من خبر بدی است! بفرمایید ببینم چه ایدئولوژی دقیقی از من درمی آید وقتی حتی یک حزب هم نمی تواند من را در مجموع به سمت خودش جلب کند؟ من از دید اعضای حزب ها آدم متعهدی نیستم. باشد. خودم هم درباره ی خودم می گویم: من نه کمونیستم، نه اِس اِر، نه سلطنت طلب؛ فقط یک آدم روس هستم. تازه شعور سیاسی هم ندارم. به شرافتم قسم، هنوز که هنوز است نمی دانم فرضا گوچکوف مال کدام حزب است. شیطان هم سر در نمی آورد او عضو کدام حزب است! می دانم بلشویک نیست، ولی این که اِس اِر است یا کادت، این را نمی دانم و نمی خواهم بدانم. اگر هم بفهمم، باز پوشکین را به اندازه ی گذشته دوست خواهم داشت. خیلی ها به همین خاطر از دست من ناراحت می شوند (می گویند بعد از سه تا انقلاب هنوز شعور درست و حسابی ندارد.) ولی واقعیت همین است. این بی خبری ها واقعا مایه ی خوشحالی من است.
17% 380,000

315,400

حمام ها و آدم ها

اثر میخاییل زوشنکو

مشخصات محصول

نویسنده
میخاییل زوشنکو
ویرایش
-
مترجم
آبتین گلکار
صفحات
224 صفحه
انتشارات
وزن
144 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
-

گوشه ای از کتاب

گریگوری ایوانویچ گفت: همشهری ها، قبلا اوضاع ساده تر از حالا بود. بساط خواستگاری مثل کف دست واضح و روشن بود. مثلا می گفتند: این عروس، این مادرش،این هم جهیزیه. وقتی هم حرف به جهیزیه می رسید، دقیقا می گفتند جهیزیه چیست: پول نقد است یا شاید خانه. اگر پول نقد بود، پدر محترم مقدارش را اعلام می کرد. اگر خانه بود، باز می گفتند چه جور خانه ای است، پِی سنگی دارد یا چوبی. همه چیز معلوم بود، همه چیز قابل فهم بود، هیچ کلکی هم در کار نبود. ولی حالا چه؟ خواستگارها به هر دری هم بزنند از چیزی سر در نمی آورند. چون پدرزن های امروزی همچین عادتی ندارند که پول نقد بدهند. این وسط دامادهایی هم که چشمشان دنبال مال و منال عروس است کارشان زار است. اموال غیر منقول را در نظر بگیریم: مثلا یک پالتو پوست در راهرو ورودی خانه آویزان شده. همیشه همان جاست. یک ماه، دو ماه، پالتو از جایش تکان نمی خورد؛ هر روز جلو چشمت است، هر روز دستت به آن می خورد. ولی وقتی به مرحله ی عمل می رسی، معلوم می شود پالتو پوست مال مستاجر اتاق بغلی است و نه مال عروس. یا تشک فنری؛ نگاهش که می کنی به نظر می رسد فنری است ، ولی وقتی رویش دراز می کشی معلوم می شود با پَر پُرش کرده اند. حالا شما می مانید و این مال و منال بیش تر خونتان را کثیف می کند.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک