مشخصات محصول
نویسنده
فرانتس کافکا
ویرایش
-
مترجم
صادق هدایت،حسن قائمیان
صفحات
111 صفحه
انتشارات
وزن
156 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب گروه محکومین نشر نگاه

معرفی کتاب گروه محکومین نشر نگاه

نویسنده: فرانتس کافکا
مترجم: صادق هدایت،حسن قائمیان
انتشارات: نگاه
موجود
قیمت بازار: 145,001
20% 145,000
116,000

معرفی محصول

آدمیزاد یکه و تنها و بی پشت و پناه است و در سرزمین ناسازگار گمنامی زیست می کند که زاد و بوم او نیست، با هیچ کس نمی تواند پیوند و وابستگی داشته باشد. خودش هم می داند… می خواهد چیزی را لاپوشانی بکند، خودش را به زور جا بزند، گیرم مچش باز می شود: می داند که زیادی است. حتا در اندیشه و تکرار و رفتارش هم آزاد نیست. از دیگران رودرباستی دارد، می خواهد خودش را تبرئه کند. دلیل می تراشد، از دلیلی به دلیل دیگر می گریزد، اما اسیر خودش است، چون از خطی که به دور او کشیده شده نمی تواند پایش را بیرون بگذارد. گمنامی هستیم در دنیایی که دام های بیشماری در پیش ما گسترده اند، و فقط برخوردمان با پوچ است. همین تولید بیم و هراس می کند. در این سرزمین بیگانه به شهرها و مردمان کشورها ـ و گاهی زنی ـ برمی خوریم، اما باید سر به زیر دالانی که در آن گیر کرده ایم بگذریم. زیرا از دو طرف دیوار است و در آنجا ممکن است هر آن جلومان را بگیرند و بازداشت بشویم چون محکومیت سربسته ای ما را دنبال می کند و قانون هایی که به رخ ما می کشند، و کسی هم نیست که ما را راهنمایی بکند. باید خودمان کار خودمان را دنبال کنیم. به هر کس پناه می بریم از ما می پرسد: “شما هستید؟” و به راه خودش می رود. پس لغزشی از ما سر زده که نمی دانیم، و یا به طرز مبهمی از آن آگاهیم. این گناه وجود ماست. همین که به دنیا آمدیم در معرض داوری قرار می گیریم، و سرتاسر زندگی ما مانند یک رشته کابوس است که در دندانه های چرخ دادگستری می گذرد. بالاخره مشمول مجازات اشدی می گردیم و در نیمروز خفه ای، کسی که به نام قانون ما را بازداشت کرده بود گزلیکی به قلب مان فرو می برد و سگ کُش می شویم. دژخیم و قربانی هر دو خاموشند.

منبع: ناشر کتاب

کتاب گروه محکومین نشر نگاه

معرفی کتاب گروه محکومین نشر نگاه

موجود

معرفی محصول

آدمیزاد یکه و تنها و بی پشت و پناه است و در سرزمین ناسازگار گمنامی زیست می کند که زاد و بوم او نیست، با هیچ کس نمی تواند پیوند و وابستگی داشته باشد. خودش هم می داند… می خواهد چیزی را لاپوشانی بکند، خودش را به زور جا بزند، گیرم مچش باز می شود: می داند که زیادی است. حتا در اندیشه و تکرار و رفتارش هم آزاد نیست. از دیگران رودرباستی دارد، می خواهد خودش را تبرئه کند. دلیل می تراشد، از دلیلی به دلیل دیگر می گریزد، اما اسیر خودش است، چون از خطی که به دور او کشیده شده نمی تواند پایش را بیرون بگذارد. گمنامی هستیم در دنیایی که دام های بیشماری در پیش ما گسترده اند، و فقط برخوردمان با پوچ است. همین تولید بیم و هراس می کند. در این سرزمین بیگانه به شهرها و مردمان کشورها ـ و گاهی زنی ـ برمی خوریم، اما باید سر به زیر دالانی که در آن گیر کرده ایم بگذریم. زیرا از دو طرف دیوار است و در آنجا ممکن است هر آن جلومان را بگیرند و بازداشت بشویم چون محکومیت سربسته ای ما را دنبال می کند و قانون هایی که به رخ ما می کشند، و کسی هم نیست که ما را راهنمایی بکند. باید خودمان کار خودمان را دنبال کنیم. به هر کس پناه می بریم از ما می پرسد: “شما هستید؟” و به راه خودش می رود. پس لغزشی از ما سر زده که نمی دانیم، و یا به طرز مبهمی از آن آگاهیم. این گناه وجود ماست. همین که به دنیا آمدیم در معرض داوری قرار می گیریم، و سرتاسر زندگی ما مانند یک رشته کابوس است که در دندانه های چرخ دادگستری می گذرد. بالاخره مشمول مجازات اشدی می گردیم و در نیمروز خفه ای، کسی که به نام قانون ما را بازداشت کرده بود گزلیکی به قلب مان فرو می برد و سگ کُش می شویم. دژخیم و قربانی هر دو خاموشند.

منبع: ناشر کتاب

قیمتِ جدید در بازار: 145,001
20% 145,000

116,000

گروه محکومین نشر نگاه
گروه محکومین نشر نگاه
اثر فرانتس کافکا

مشخصات محصول

نویسنده
فرانتس کافکا
ویرایش
-
مترجم
صادق هدایت،حسن قائمیان
صفحات
111 صفحه
انتشارات
وزن
156 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

نويسندگان كميابى هستند كه براى نخستين بار، سبك و فكر و موضوع تازه اى را به ميان مى كشند، به خصوص معنى جديدى براى زندگى مى آورند كه پيش از آنها وجود نداشته است ــ كافكا يكى از هنرمندترين نويسندگان اين دسته به شمار مى آيد.

خواننده اى كه با دنياى كافكا سروكار پيدا مى كند، در حالى كه خرد و خيره شده، به سويش كشيده مى شود: همين كه از آستانه ى دنيايش گذشت، تأثير آن را در زندگى خود حس مى كند و پى مى برد كه دنيا آنقدر بن بست هم نبوده است. كافكا از دنيايى با ما سخن مى گويد كه تاريك و درهم پيچيده مى نمايد، به طورى كه در وهله ى اول نمى توانيم با مقياس هاى خودمان آن را بسنجيم. در آن از چه گفتگو مى شود، از لايتناهى؟ خدا؟ جن و پرى! نه، اين حرف ها در كار نيست. موضوع هاى بسيار ساده و پيش پاافتاده ى زندگى روزانه ى خودمان است: با آدم هاى معمولى، با كارمندان اداره روبرو مى شويم كه همان وسواس ها و گرفتارى هاى خودمان را دارند؛ به زبان ما حرف مى زنند و همه چيز
جريان طبيعى خود را سير مى كند. وليكن، ناگهان احساس دلهره آورى يخه مان را مى گيرد! همه ى چيزهايى كه براى ما جدى و منطقى و عادى بود، يكباره معنى خود را گم مى كنند، عقربك ساعت جور ديگر به كار مى افتد، مسافت ها با اندازه گيرى ما جور درنمى آيد، هوا رقيق مى شود و نفسمان پس مى زند. آيا براى اين كه منطقى نيست؟ برعكس؛ همه چيز دليل و برهان دارد، يك جور دليل وارونه؛ منطق افسارگسيخته اى كه نمى شود جلويش را گرفت. ــ اما براى اين است كه مى بينيم همه ى اين آدم هاى معمولى سر به زير كه در كار خود دقيق بودند و با ما همدردى داشتند و مثل ما فكر مى كردند، همه كارگزار و پشتيبان «پوچ» مى باشند. ماشين هاى خودكار بدبختى هستند كه كار آنها هرچه جدى تر و مهم تر باشد، مضحك تر جلوه مى كند. كارهاى روزانه و انجام وظيفه و تك ودوها و همه ى چيزهايى كه به آن خو كرده بوديم و برايمان امورى طبيعى است، زير قلم كافكا معنى مضحك و پوچ و گاهى هراسناك به خود مى گيرد.

آدميزاد، يكه و تنها و بى پشت و پناه است و در سرزمين ناسازگار گمنامى زيست مى كند كه زاد و بوم او نيست. با هيچ كس نمى تواند پيوند و دلبستگى داشته باشد، خودش هم مى داند، چون از نگاه وجناتش پيداست. مى خواهد چيزى را لاپوشانى بكند، خودش را به زور جا بزند، گيرم مچش باز مى شود: مى داند كه زيادى است. حتى در انديشه و كردار و رفتارش هم آزاد نيست، از ديگران رودرواسى دارد، مى خواهد خودش را تبرئه بكند. دليل مى تراشد از دليلى به دليل ديگر مى گريزد، اما اسير دليل خودش است، چون از خيطى كه به دور او كشيده شده، نمى تواند پايش را بيرون بگذارد.

نویسنده

فرانتس کافکا

کتاب های فرانتس کافکا

فرانتس کافکا در سوم ژوئیه ۱۸۸۳ در پراگ به دنیا آمد. او ۴۰ سال و ۱۱ ماه زندگی کرد و ۱۶ سال و ۶ ماه از زندگی خود را صرف درس و مدرسه کرد و در سال ۱۹۰۶، دکترای حقوق را دریافت کرد. کافکا ۱۴ سال و ۸ ماه نیز به کار اداری مشغول بود.

کافکا ازدواج نکرد. البته سه‌بار نامزد کرد: دو بار با فلیسه باوئر و یک‌بار با یولی وریتسک. او گذشته از زمان‌هایی که در آلمان اقامت داشت، تقریباً ۴۵ روز از زندگی خود را در خارج از کشور گذراند؛ مونیخ، زوریخ، پاریس، میلان، ونیز، ورونا، دریای بالتیک و آدریا را دید و شاهد یک جنگ جهانی بود.

از کافکا، تقریباً چهل اثر به‌پایان‌رسیده، چندین نوشته کوتاه و اثر ناتمام به‌جا مانده است. سه اثر بزرگ او، رمان‌های محاکمه، قصر و امریکا، هم ناتمام‌اند. کافکا در ۳۹ سالگی بازنشسته شد و سرانجام در سوم ژوئن ۱۹۲۴ براثر سل حنجره، در آسایشگاهی در وین چشم از جهان فرو بست.

مسخ، محاکمه، گروه محکومین، پندهای سورائو، پزشک دهکده و کاوش‌های یک سگ، از جمله آثار ترجمه‌شده کافکا به زبان فارسی است.

مترجم

صادق هدایت،حسن قائمیان

کتاب های صادق هدایت،حسن قائمیان

در حال حاضر مطلبی درباره صادق هدایت،حسن قائمیان در دسترس نمی‌باشد. همکاران ما در بخش محتوا، به مرور، مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه به تعداد بسیار زیاد مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری زمانبر خواهد بود؛ لذا در صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه ارتباط با ما درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت قرار خواهد گرفت.ضمنا اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایده‌بوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر خود، مترجم هستید و تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعه‌ی کتاب ترغیب و دعوت کنید، می توانید محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما ارسال نمایید.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما
CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید