IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
کارلوس فوئنتس
ویرایش
-
مترجم
زهرا نعیمی
صفحات
137 صفحه
انتشارات
وزن
183 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1399
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب 68 پاریس پراگ مکزیک

معرفی کتاب 68 پاریس پراگ مکزیک

نویسنده کارلوس فوئنتس
مترجم زهرا نعیمی
انتشارات خرد سرخ
موجود
رقعی
1399
143,000

معرفی محصول

در فرانسه جوان‌هاي پاريسي نارضايتي خود را عليه نظم محافظه‌كار، سرمايه‌دار و مصرف‌گرا مطرح مي‌كنند؛ نظمي كه تعهدات انساني جنگ عليه فاشيسم را فراموش كرده است. در موازات با انتقاد فرانسوي‌ها از دنياي سرمايه‌داري جوانان كشور شوروي به نظم حاكم بر كرملين معترض شدند. اما اوج حوادث در پراگ بود؛ جايي كه الگوي سوسياليسم انساني با ارتش سرخ از يك‌سو و با جهان سرمايه از سوي ديگر مي‌جنگيد. جنبش 68 مكزيك، جنبشي نه مستقيم كه ضمني عليه قدرت همسايه صلح‌طلب ايالات متحده امريكا بود كه بمانند مي پاريس و بهار پراگ شكست خورد و به پايان رسيد. اما آيا اين شكست‌ها، شكست‌هاي «پيروسي» نبودند؛ شكست‌هاي ظاهري كه ثمره آن در بلندمدت ظاهر مي‌شود. در اين كتاب به اين پرسش پاسخ داده مي‌شود.

کتاب 68 پاریس پراگ مکزیک

معرفی کتاب 68 پاریس پراگ مکزیک

موجود
رقعی
1399

معرفی محصول

در فرانسه جوان‌هاي پاريسي نارضايتي خود را عليه نظم محافظه‌كار، سرمايه‌دار و مصرف‌گرا مطرح مي‌كنند؛ نظمي كه تعهدات انساني جنگ عليه فاشيسم را فراموش كرده است. در موازات با انتقاد فرانسوي‌ها از دنياي سرمايه‌داري جوانان كشور شوروي به نظم حاكم بر كرملين معترض شدند. اما اوج حوادث در پراگ بود؛ جايي كه الگوي سوسياليسم انساني با ارتش سرخ از يك‌سو و با جهان سرمايه از سوي ديگر مي‌جنگيد. جنبش 68 مكزيك، جنبشي نه مستقيم كه ضمني عليه قدرت همسايه صلح‌طلب ايالات متحده امريكا بود كه بمانند مي پاريس و بهار پراگ شكست خورد و به پايان رسيد. اما آيا اين شكست‌ها، شكست‌هاي «پيروسي» نبودند؛ شكست‌هاي ظاهري كه ثمره آن در بلندمدت ظاهر مي‌شود. در اين كتاب به اين پرسش پاسخ داده مي‌شود.

143,000

68 پاریس پراگ مکزیک

اثر کارلوس فوئنتس

مشخصات محصول

نویسنده
کارلوس فوئنتس
ویرایش
-
مترجم
زهرا نعیمی
صفحات
137 صفحه
انتشارات
وزن
183 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1399
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

روس ها زمانی در پراگ محبوب بودند؛ زیرا در سال ۱۹۴۵ آزادیخواهانی محسوب می شدند که شیاطین هیتلری را شکست داده بودند. حالا چگونه می توان باور کرد که با تانک هایشان وارد پراگ شوند، آن هم برای نابود کردن کمونیست ها با پرچم کمونیسم، درست زمانی که باید پیروزی کمونیسم چک را بر پایه ی اندیشه ی انترناسیونالیسم سوسیالیستی جشن بگیرند؟ چگونه می شود این را فهمید؟ خشم آن زمان برملا شد که دخترکی به سرباز شوروی که روی تانکش نشسته بود دسته گلی می دهد؛ سرباز نزدیک می شود، دخترک به صورت سرباز تف می اندازد. حسرت زمانی دیده شد که بسیاری از سربازان شوروی می پرسیدند ما کجاییم؟ اگر آمده ایم کمونیسم را از چنگال امپریالیسم نجات دهیم، چرا از ما این گونه استقبال می شود؟ با تف و لعنت، با مانع های آتش؟ ما کجاییم؟ سربازان آسیایی می پرسیدند به ما گفته اند می رویم تا شورشی در یکی از جمهوری های شوروی را سرکوب کنیم. ما کجاییم؟ اینجا کجاست؟ همان طور که آراگون گفت: «ما که همه ی عمرمان را به امید آینده می گذرانیم.» اینجا کجاست؟ خشم حضور دارد و طنز نیز، درست مانند چشمان کوندرا. از قطارهایی که به شدت تحت مراقبت قرار دارند نیروهای پشتیبانی جماهیر شوروی از راه می رسند و سوت زنان گرداگرد شهر را می پیمایند و دوباره به نقطه ی شروع می رسند. در مقابل هجوم نیروهای خارجی، مقاومت از طریق فرستنده ها و گیرنده های رادیویی تنظیم می شد، ارتش شوروی را حسابی دست انداخته بودند: سوزن بانانِ ریل ها، قطارها را از مسیر منحرف می کردند، کامیون های نظامی تابلوهای اشتباه نصب شده در جاده را دنبال می کردند و رادیوی مقاومت چک غیر قابل دسترس بود. سرباز خوب شوایک مقابل مانور مهاجمان ایستاده و این مهاجمان را مضطرب می کند. سپهبد گرچکو، فرماندهی نیروهای پیمان ورشو، بیهوده دستور به مسلسل بستن نمای موزه ی ملی پراگ را صادر کرد و شهروندان سرزمین کافکا اسمش را نقاشی دیواری گرچکو گذاشتند. سربازی آسیایی، که تابه حال درِ شیشه ای ندیده است، در فروشگاه مترو در میدان واتسلاو با در شیشه ای برخورد می کند و در خرد می شود؛ چکسلواک ها بنری نصب می کنند که می گوید: «هیچ چیز جلودار سرباز شوروی نیست.» دسته ی سربازان روس شبی به ماریُن باد می روند. آنجا فیلمی کابویی در فضای باز در حال پخش است. با شنیدن صدای تیراندازی گری کوپر، نگاتیو فیلم ها را پاره می کنند و به سوی پرده ی نمایش شلیک می کنند. گری کوپر زخمی از گلوله ای خنده دار و در عین حال تلخ، در خیابانی روستایی همچنان قدم می زند. تماشاگران مارین باد شب بدی را می گذرانند و روز بعد، درست مثل رمان والس خداحافظی کوندرا، همه چیز را فراموش می کنند.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک