کتاب
دیه گوی عزیز،کیلا تو را در آغوش می کشد،
اثر النا پونیاتوسکا،
با ترجمهی طلوع ریاضی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب دیه گوی عزیز کیلا تو را در آغوش می کشد
دیه گوی عزیز کیلا تو را در آغوش می کشد
موجود
کتاب
دیه گوی عزیز،کیلا تو را در آغوش می کشد،
اثر النا پونیاتوسکا،
با ترجمهی طلوع ریاضی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1398
توسط انتشارات نی،
به چاپ رسیده است.
این محصول
در قطع و اندازهی رقعی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
حسرت می خورم که چرا پیش تر که جوان بودم، نقاشی را شروع نکردم و حالا که زمان زیادی سپری شده است دلتنگ سال هایی هستم که در دانشگاه سن پترزبورگ گذراندم، هنگامی که برای اولین بار رشته ی نقاشی را انتخاب کردم. در آغاز پدرم به دنبالم می آمد. هنوز می توانم طنین گام هایمان را در خیابان های خلوت بشنوم. در راه بازگشت به خانه با یکدیگر حرف می زدیم و او از من می پرسید که کارها چطور پیش می روند و آیا حضور مردان در کلاس نقاشی شبانه مرا می ترساند یا نه. پس از دیدن اعتمادبه نفس من و مهربانی هم کلاسی هایم اجازه داد تا تنهایی به خانه بازگردم. زمانی که بورس تحصیلی آکادمی هنرهای زیبای سن پترزبورگ را گرفتم، چه غروری در چهره اش موج می زد.
از همان روز اول حضورم در آتلیه، برنامه ای برای خودم تنظیم کردم که تنها از نظر تو می توانست مقبول باشد: از هشت صبح تا دوازده و نیم ظهر، از یک و نیم بعدازظهر تا پنج بعدازظهر و دوباره از هشت شب تا ده شب. نه ساعت نقاشی در روز! می توانی تصور کنی؟ آری، دیه گو تو که برای نقاشی کردن زیسته ای می توانی آن را تصور کنی. غذایم را غرق در این فکر می خورم که چگونه می توانم سایه های چهره هایی را که به تازگی دیده بودم دربیاورم، با فکر نقاشی ای که روی سه پایه گذاشته بودم، شام را با سرعت هرچه تمام تر می خوردم. وقتی با موم رنگ تمرین نقاشی می کردم، لحظه ای را تصور می کردم که بازمی گردم و درِ استودیو را باز می کنم و عطر آشنا و همیشگی اسطوخودوس به مشام می رسد. حتی به یکی از آزمایشگاه های دانشگاه رفتم تا عمیقاً درباره ی فیزیک و شیمی رنگ تحقیق کنم.
النا پونیاتوسکا متولد ۱۹ می ۱۹۳۲ روزنامهنگار و نویسندهی مکزیکی_فرانسوی است که زمینهی کاریاش بیشتر موضوعات اجتماعی، سیاسی، مسائل زنان و قشرهای حاشیهای جامعه است. مادرش مکزیکیتبار و پدرش فرانسوی_لهستانی بود. در ده سالگی، برای فرار از جنگ جهانی دوم، به همراه خانوادهاش، پاریس را به مقصد مکزیک ترک کرد. تا آن زمان فرانسه تنها زبانی بود که پونیاتوسکا با آن بزرگ شده بود. در مکزیک، او زبان اسپانیایی را در کوچه و خیابان و در خلال زندگی روزمرهاش آموخت.
پونیاتوسکا کارش را از هجده سالگی با روزنامهنگاری آغاز کرد. در همان روزها فرصت مصاحبه با شخصیتهای برجستهی فرهنگی_سیاسی (از جمله دیهگو ریورا، اکتاویو پاز و کارلوس فوئنتس) را به دست آورد. درواقع روزنامهنگاری راه را برای شناخت هرچه بیشتر او از جامعهی مکزیک فراهم کرد.
اثری که او را به اوج شهرت رساند کتابی دربارهی واقعهی کشتار بزرگ مکزیک، موسوم به تلاتلولکو بود. در آن واقعه، درست چند روز پیش از بازیهای المپیک ۱۹۶۸ مکزیک، ارتش و پلیس تظاهرات دانشجویی را به خشونت کشاندند که در نتیجهی آن حادثه، تعداد زیادی جان باختند. «شب تلاتلولکو» مصاحبههای پونیاتوسکا با شاهدان عینی، زندانیان و مأموران است. شیوهی روایی النا پونیاتوسکا او را به نویسندهی شهادتنامهها معروف کرده است. او راوی وقایع تاریخی و صدای مردمانی بوده است که کمتر دیده شدهاند. پونیاتوسکا یکی از بزرگترین نویسندگان معاصر امریکای لاتین است که موفق به کسب جایزهی سروانتس، مهمترین و معتبرترین جایزهی ادبیات اسپانیاییزبان شده است.
از مهمترین آثار النا پونیاتوسکا «دیهگوی عزیز» است. ایدهی اولیهی نوشتن این کتاب، پس از خواندن کتاب زندگی شگفتانگیز دیهگو ریورا، اثر برترام ولف، به ذهن پونیاتوسکا خطور کرد. دیهگو ریورا، نقاش مکزیکی و رهبر جنبش هنر نوین مکزیک، پیش از شهرتش به پاریس میآید (۱۹۰۹) و با آنجلینا بلوف نقاش روس، اولین همسرش آشنا میشود. کیلا براساس زندگی آنجلینا بلوف شخصیتپردازی شده است. پونیاتوسکا نامههای اصلی نقاش روس را به ریورا با چاشنی تخیل و داستان در هم میآمیزد و رمانی چندوجهی خلق میکند.
کتاب در دوازده فصل، راویِ ده ماه زندگی کیلاست که بهرغم همهی دردها و رنجهایش هیچگاه قلمموهایش را بر زمین نمیگذارد. سرانجام دیهگو ریورا پاریس و آنجلینا را به قصد بازگشت دوباره به مکزیک ترک میکند و اینچنین ده سال زندگی مشترک آنان با رفتن دیهگو (۱۹۲۱) پایان مییابد؛ با وجود این آنچه آغاز میشود نامههای آنجلینا به اوست.
پونیاتوسکا راوی نامههای بیپاسخ آنجلیناست. خواننده هیچگاه نامهای از ریورا نمیخواند، ولی از خلال حرفهای آنجلینا قادر است به نوعی عشق یکطرفه و دلدادگی هاج و واج پی ببرد، دلدادگی هاج و واجی که جان کلامش این گفتهی ریوراست: او به من همهچیز ارزانی داشت، همهچیزی که هر زن نمونهای میتواند به مردی ببخشد. در عوض نصیبش از من همهی عسرتها و بدبختیهایی بود که هر مردی ممکن است بر سر زنی آوار کند.
برترام ولف در تحلیلش از این نامهها مینویسد: آنجلینا سرانجام بعد از سیزده سال (۱۹۳۵) موفق میشود به مکزیک، سرزمین رؤیاهایش برود. او هیچگاه به دنبال دیهگوی عزیزش نمیگردد؛ نمیخواهد او را بیازارد. هنگامی که در یک کنسرت نگاهشان به هم میافتد، دیهگو بدون اینکه حتی او را به جا بیاورد، از کنار کیلا رد میشود و به راهش ادامه میدهد.
در حال حاضر مطلبی درباره طلوع ریاضی
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک