کتاب
تخم مرغ چهارگوش،
اثر هکتور هیومونرو،
با ترجمهی مزدک بلوری،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب تخم مرغ چهارگوش
معرفی کتاب تخم مرغ چهارگوش
موجود
کتاب
تخم مرغ چهارگوش،
اثر هکتور هیومونرو،
با ترجمهی مزدک بلوری،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1396
توسط انتشارات نی،
به چاپ رسیده است.
این محصول
در قطع و اندازهی رقعی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
کتاب تخم مرغ چهارگوش اثر هکتور هیمونرو متزجم مزدک بلوری منتشر شده است آقای پنریکارد تازگی ها به جسی تمایل نشان داده است. اولش بسیار جزئی بود. اما حالا در آن تردید نمی توان کرد. منِ احمق زودتر متوجه نشدم. دیروز، در گاردن پارتی منزل کشیش، از جسی پرسید گل مورد علاقه اش چیست و جسی بهش گفت گل میخک و امروز یک دسته ی بزرگ گل میخک برای مان رسیده است، میخک صدپر و مالمزون و میخک های سرخ تیره ی قشنگ، گل های نمایشگاهی متعارف. همراه با جعبه ای شکلات که لابد عامداً از لندن خریده است. و از او دعوت کرده است که فردا با او به زمین گلف برود.
فصل شکار به پایان رسیده بود و خانواده ی مولِت موفق نشده بودند بروگ را بفروشند. در سه چهار سال گذشته سنتی در خانواده پدید آمده بود، یک جور امید جبرگرایانه، که بروگ قبل از به پایان رسیدن فصل شکار خریداری پیدا می کند؛ اما فصل ها می آمدند و می رفتند بدون آنکه اتفاقی رخ دهد که چنین خوش بینی بی اساسی را توجیه کند. این حیوان در مراحل اولیه ی زندگی اش جنگجوی خشمگین نامیده شده بود؛ بعدها به پاس این واقعیت که وقتی صاحبش می شدی خلاص شدن از دستش بی نهایت دشوار بود، دوباره نام گذاری اش کرده و او را بروگ نامیده بودند. آدم های شوخ طبع نامهربان تر محله معروف بودند به اینکه گفته اند حرف اول نام این حیوان زیادی است. بروگ در کاتالوگ های فروش به صورت های مختلف به عنوان اسب شکارِ سبک وزن، اسب بانوان و با زبانی ساده تر اما همچنان با کمی استفاده از قدرت تخیل، اسب اخته ی قهوه ای رنگ ارزشمند با قد ۱/۱۵ پهنای دست توصیف شده بود. توبی مولت به مدت چهار فصل این اسب را برای باشگاه سوارکاری وست رانده بود؛ آدم می تواند تقریباً هر نوع اسبی را برای وست براند مادامی که اسب مناطق روستایی را بشناسد. بروگ مناطق روستایی را کامل می شناخت، زیرا بیشتر شکاف هایی را که در کناره ی رودها و پرچین ها تا مایل ها در آن اطراف با آن ها مواجه می شدی خود او شخصاً ایجاد کرده بود. حرکات و ویژگی هایش در شکارگاه مطلوب نبود، اما شاید راندن آن در شکار در کنار سگ های شکاری نسبتاً بی خطرتر از راندنش به صورت اسب سواری در جاده های روستایی بود. طبق گفته ی خانواده ی مولت، این اسب واقعاً از جاده نمی ترسید، اما یکی دو تا چیز مایه ی نفرت او بودند و باعث حمله های ناگهانیِ آنچه توبی بیماری تغییر مسیر ناگهانی می نامید می شدند. با ماشین و موتورسیکلت با بی اعتنایی صبورانه ای برخورد می کرد، اما خوک، فرغون، کپه های سنگ در کنار جاده، کالسکه ی بچه در خیابان های دهکده، دروازه هایی که به طرز بسیار گستاخانه ای به رنگ سفید درآمده بودند و گاهی اوقات، اما نه همیشه، نوع جدیدترِ کندوهای عسل او را در تقلیدی آشکار از خط زیگزاگِ آذرخش چندشاخه از مسیرش منحرف می کردند. اگر قرقاولی با سروصدای زیاد از آن سوی پرچین به هوا برمی خاست، بروگ در همان لحظه به هوا می جست، اما این را شاید بتوان به دلیل تمایل او به اجتماعی بودن دانست. خانواده ی مولت گزارش هایی بسیار رایجی را که ادعا می کردند این اسب به صورت مزمن نرده های آخور را می جود بی اساس می خواندند.
هکتور هیو مونرو، نویسندهی انگلیسی، در ۱۸ دسامبر ۱۸۷۰، در برمه متولد شد. او سومین فرزند سرگرد چارلز آگوستوس مونرو و مری فرانسس بود. دو سال بعد از تولدش مادرش از دنیا رفت. پدرش او و برادر و خواهرش را به انگلستان برد و بچهها نزد دو عمهی سختگیرشان بزرگ شدند. دوران کودکی او دورهای همراه با تنهایی و نظارت سختگیرانه بود که در بین طبقهی مرفه مناطق ییلاقی دورهی ویکتوریا بسیار معمول بود. پس از چندی، سرگرد مونرو از از ارتش استعفا کرد و بچهها را به سفرهایی دور اروپا برد تا به تعلیم و تربیت آنها کمک کند. این پایان حضور هکتور در یکی از مدارس خصوصی طبقهی اشراف انگلستان بود.
در این ایام خانوادهی مونرو ترجیح دادند در داووس در سوئیس ۰بمانند و در آنجا بود که هکتور با نویسندهای به نام جان ادینگتون سیموندز آشنا شد. در ۲۳ سالگی مدت کوتاهی در برمه افسر پلیس بود و پس از اینکه به مالاریا مبتلا شد به انگلستان بازگشت و در آپارتمانی مجردی اقامت گزید. در زمانی که دوران نقاهت خود را سپری میکرد نوشتن را آغاز کرد و مطالبی با مضمون طنز سیاسی نگاشت.
او اولین کتاب خود با عنوانِ ظهور امپراتوری روسیه را در سال ۱۹۰۰ نوشت، با این حال خوانندگان بیشتر به طنز سیاسی او علاقه نشان دادند که تصویرگر نوعی آلیس در سرزمین عجایب بود که با شخصیتهای سیاسی رویارو میشد. کتاب آلیسِ وستمینیستر (۱۹۰۲) با نقاشیهای اف. کاروترز گولد او را به شهرت رساند. هکتور تخلص ساکی را از واژهی فارسی «ساقی» از رباعیات حکیم عمر خیام گرفت و همهی داستانهایش را تحت این تخلص به رشتهی تحریر درآورد.
هکتور در سال ۱۹۰۲ گزارشگر روزنامهی لندنی مورنینگ پست شد و در بالکان، روسیه و فرانسه خدمت کرد. پس از مرگ پدرش در سال ۱۹۰۸ به لندن بازگشت. داستانهایش را ابتدا در مجلههای انگلیسی منتشر کرد و در بین خوانندگانش به چنان توفیقی دست یافت که در فاصلهی سالهای ۱۹۱۰ و ۱۹۱۱ داستانها به صورت کتاب منتشر شدند. در سال ۱۹۱۲ نخستین رمان خود را نوشت.
در اوج شهرت و در زمانی که کار نوشتن نمایشنامهای را پیش میبرد جنگ جهانی اول آغاز شد. او داوطلبانه به خدمت سربازی رفت و در فرانسه جنگید. به دلیل موقعیت اجتماعیاش قادر بود در ارتش درجه بگیرد یا شغلی بیخطر در ادارهی اطلاعات ارتش برای خودش دستوپا کند که به دلیل تحصیلات و تجربههایش کاملاً از عهدهی چنین کاری برمیآمد. اما او هیچیک از اینها را نپذیرفت و همچون سربازی عادی در سنگرهای جنگ جهانی اول جنگید و در ۱۴ نوامبر ۱۹۱۶ در حین خدمت کشته شد.
در حال حاضر مطلبی درباره مزدک بلوری
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک