کتاب
عصیان،
اثر یوزف روت،
با ترجمهی سینا درویش عمران،کیوان غفاری،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب عصیان نشر بیدگل
عصیان
موجود
کتاب
عصیان،
اثر یوزف روت،
با ترجمهی سینا درویش عمران،کیوان غفاری،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1404
توسط انتشارات بیدگل،
به چاپ رسیده است.
این محصول
در قطع و اندازهی پالتوئی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
در این لحظه، آقای آرنولد از داخل تراموا فریاد زد: «این مرد یک بلشویک است. خودم شاهد بودم که در تجمع معلولان داشت مردم را تحریک می کرد!»
آندریاس دوباره عصایش را بلند کرد و فریاد کشید: «دروغگو!» اما پلیس گریبانش را گرفت. آندریاس، که درد و نفرت عقلش را زائل کرده بود، با عصایش ضربه ای حواله ی پلیس کرد. دو مرد از میان جمعیت بیرون دویدند و به زور عصایش را از او گرفتند. آندریاس بر سنگفرش خیابان افتاد.
مأمور پلیس با حرکتی خشن او را سرپا ایستاند. سپس یونیفرم خود را مرتب کرد، پروانه ی کار آندریاس را لای دفترچه ی یادداشتش گذاشت، آن را در جیب انداخت و از آنجا دور شد.
تراموا دوباره به راه افتاد و مردم نیز پی کار خود رفتند. آندریاس لنگ لنگان راهی خانه شد.
هنوز خشمگین بود. احساس شرمساری می کرد و نومیدی تلخی به جانش چنگ می انداخت. چرا باید چنین بلایی سر او می آمد، سر او، آندریاس پوم، مردی که حکومت به او مدال داده بود؟! او پروانه ی کار داشت، یک پایش را در جنگ از دست داده بود و صلیب افتخاری به سینه می زد. او یک جنگاور بود، یک سرباز!
ناگهان به یاد آورد که دیگر پروانه ی کار ندارد. یک باره به موجود زنده ای بدل شده بود که حق زنده بودن نداشت. دیگر هیچ چیز نبود! از آن به بعد، هربار که با جعبه ی موسیقی اش از خانه بیرون برود، روحش همچون مردی غریق، به تقلاهای نومیدانه خواهد افتاد، انگار که از عرشه ی یک کشتی به دل اقیانوس پرتاب شده باشد.
به خانه آمد و همه چیز را برای همسرش تعریف کرد. در میان راه، کورسوی امیدی در ذهن مضطربش سوسو می زد، امید به ذکاوت و عشق و مهربانی همسرش؛ اما وقتی داستان را برای او باز می گفت، حس می کرد فضای پیرامونش سرد و سردتر می شود. زن هیچ حرفی نمی زد. تنها پیش روی او ایستاده بود، با دست هایی قفل شده بر کمرگاه فراخش، دسته کلیدی که همچون یک سلاح از سمت چپ کمرش آویزان بود و انگشتانی که به قشری از خمیر آغشته بودند. آندریاس چهره ی زن را نمی دید و نمی توانست بفهمد حرف هایش چه تأثیری بر او گذاشته است. احساس می کرد زن با ته رنگی از ریشخند از بالا به او نگاه می کند.
سرش را بالا آورد و نگاهی شرم زده به زن انداخت، همچون سگی در انتظار تیپایی؛ اما لحظه ای بعد حالت چهره اش تغییر کرد و سخت به وحشت افتاد. یک باره احساس کرد زنی غریبه در برابرش ایستاده است، زنی که آندریاس او را نمی شناخت، زنی هولناک. آندریاس برای اولین بار کشف کرد که اگر آدم از پایین به چهره ی کسی نگاه کند، سیمای او را یکسره دیگرگون خواهد یافت. او ابتدا چانه و غبغب فربه همسرش را دید و بعد بی درنگ به بالای آن چشم دوخت.
زادهی دومین روز سپتامبر ۱۸۹۴ در برودی واقع در امپراتوری اتریش-مجارستان. روت تحصیلات ابتدایی خود را در شهر برودی در گالیسیا به پایان رساند و سال ۱۹۱۳ بود که راهی شهر وین شد تا در رشتهی زبان و ادبیات آلمانی، تحصیلات آکادمیک خود را آغاز کند و دو سال بعد از ورودش به وین، نخستین مجموعه شعر خود را با عنوان «معمای جهان» منتشر کرد.
سالهای دانشجویی روت، سالهای آشفتگی و هرجومرج اروپا بود و با شعلهور شدن جنگ جهانی اول، او به خدمت در ارتش فراخوانده شد و متعاقب آن به گالیسی اعزام شد. همین تجربه و دیدن تصویر سیاه جنگ از نزدیک، سبب شد تا یوزف روت تا پایان عمر از مخالفان سرسخت جنگ باقی بماند.
با پایان یافتن جنگ جهانی اول و شکست اتریش در این نبرد خانمانسوز، نظام سلطنتی این کشور برچیده شد و خاک اتریش رو به زوال رفت. بیکاری، فقر عنانگسیخته و جریحهدار شدن غرور ملی از عواقب این دوره بود و بعدها در آثار خلقشده روت، بازتابی ادبی یافت.
در دوران پس از جنگ، روت فعالیت ژورنالیستی را آغاز کرد و برای نشریهای در گالیسی مطلب مینوشت؛ همین تجربه سبب علاقهی فراوان او به حرفهی روزنامهنگاری شد، تا جایی که بعدها در آلمان، با نشریاتی متعدد همکاری کرد.
مهاجرت به برلین در سال ۱۹۲۰، از جمله مراحل تعیینکنندهی زندگی اوست. ازدواج با فردریکه رایشلر در سال ۱۹۲۲، یک هدف اصلی و بزرگ برای روت داشت: اینکه تلخیهای جنگ را فراموش کند و هدفمند مسیر خود را بپیماید؛ اما این امیدواری دیری نپایید و با مرگ همسرش در سال ۱۹۲۹، روت بار دیگر در لاکی از تنهایی فرو رفت.
جنگ و تأثیرات پسایند آن، در آثار روت نقش پررنگی دارد؛ مثلاً در رمان «سیپر و پدرش» که در سال ۱۹۲۷ منتشر شد، دو نسل از انسانهای درگیر با جنگ و شرایط پوچ پس از آن را به تصویر میکشد.
روت با نگاه تیزبین خود، با هر متر و معیاری، از جمله شاخصترین چهرههای ادبیات آلمانی زبان است که شاهکارهای بینظیری را خلق کرده است.
در حال حاضر مطلبی درباره سینا درویش عمران،کیوان غفاری
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک