IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
ایساک باشویس زینگر
ویرایش
-
مترجم
سپاس ریوندی
صفحات
184 صفحه
انتشارات
وزن
231 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب آخرین شیطان

آخرین شیطان و داستان های دیگر

نویسنده ایساک باشویس زینگر
مترجم سپاس ریوندی
انتشارات ماهی
موجود
رقعی
1404
7% 400,000
372,000
کتاب آخرین شیطان، اثر ایساک باشویس زینگر، با ترجمه‌ی سپاس ریوندی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب آخرین شیطان

آخرین شیطان و داستان های دیگر

موجود
رقعی
1404
کتاب آخرین شیطان، اثر ایساک باشویس زینگر، با ترجمه‌ی سپاس ریوندی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1404 توسط انتشارات ماهی، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
7% 400,000

372,000

فهرست

کتاب آخرین شیطان نویسنده: ایساک باشویس زینگر ترجمه: ریوندی توسط نشر ماهی منتشر شده است.

مشخصات محصول

نویسنده
ایساک باشویس زینگر
ویرایش
-
مترجم
سپاس ریوندی
صفحات
184 صفحه
انتشارات
وزن
231 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

این کتاب وصفی از آثار «ایساک باشویس زینگر» است. نویسنده ای که گرچه ۵۵ سال از عمرش را در امریکا گذراند، اما همواره نه تنها به زبان «ییدیش»، که گویی برای «ییدیش زبانان» می نوشت، او در سال ۱۹۳۵ چهار سال قبل از حمله آلمان نازی به لهستان، این کشور را به مقصد امریکا ترک گفت. اما حوادث جنگ بین الملل دوم، هولوکاست و زندگی و مرگ دشوار تحت سیطره حکومت هیتلر و استالین به زودی بسیار از هم کیشان وی را نیز به مهاجرت به امریکا واداشت. بسیاری از داستان هاي زینگر، راوی وقایع و احوال همین دنیای در بیرون شاد و در درون غمگین، در ظاهر فقیر و در باطن غنی، است که از هزاران حکایت و قصه ای که او در کودکی جذب و هضم کرده، مایه گرفته اند و با سیل مهاجرت یهودیان به امریکا غنی تر هم شده اند. در بخشی از این کتاب می خوانید: «از آن پس، طایبله دیگر تنها ماند. زود پا به سن گذاشت، از گذشته ها برایش هیچ نمانده بود، الا رازی که نه هرگز می شد به زبان آورد و نه کسی آن را باور می کرد. رازهایی هستند که دل نمی تواند آن ها را با لب در میان بگذارد. آدمی این رازها را با خود به گور می برد... . در مقام یک شیطان، شهادت می دهم که دیگر شیطانی باقی نمانده است. وقتی انسان خودش شیطان است، دیگر چه نیازی به شیطان؟ چرا باید کسی را که نزده می رقصد به گناه ترغیب کرد؟ من آخرین ترغیب کنندگان هستم...».

گوشه ای از کتاب

ینتل بعد از مرگ پدرش، دیگر هیچ دلیلی برای ماندن در یانف نداشت. در خانه تنهای تنها شده بود. البته طبعاً بودند کسانی که می خواستند بیایند و اتاقی از او اجاره کنند. دلاله های ازدواج هم دسته دسته درِ خانه اش را می زدند و خواستگارانی از لوبلین، توماشف و زاموستس را معرفی می کردند. اما ینتل نمی خواست ازدواج کند. ندایی درونی مدام به او می گفت: «نه!» بعد از جشن عروسی، چه بر سر یک دختر می آید؟ از همان وقت باید شروع کند به بشور و بساب و پخت و پز و تازه برود زیر دست مادرشوهر. ینتل می دانست که خمیره ی او مناسب زندگی زنانه نیست. نمی توانست دوخت و دوز کند. معمولاً غذایش ته می گرفت و شیرش سر می رفت. شیرینی شباتش هیچ وقت آن طور که باید نمی شد و خمیر حلایش هم ور نمی آمد. ینتل کار و بار مردان را ترجیح می داد. پدرش، رِب طودروس خدابیامرز، که سال های سال زمینگیر بود، با دخترش به مطالعه ی تورات مشغول می شد، انگار که او پسر باشد. به ینتل می گفت درها را قفل کند و پرده ها را بکشد و بعد با هم غرق خواندن اسفار خمسه ی تورات و میشنا و گمارا و شروح آن می شدند. ینتل چنان استعدادی از خود نشان داده بود که پدرش همیشه می گفت: «ینتل، تو روح یک مرد را در خود داری.» «پس چرا زن به دنیا آمده ام؟» «حتی آن بالا هم گاهی اشتباهی رخ می دهد.» بی شک ینتل به هیچ کدام از دختران شهر یانف شباهتی نداشت. لاغر و استخوانی و قدبلند بود. بعدازظهرهای شبات، وقتی پدرش می خوابید، شلوار و طلیت و کت ابریشمی او را می پوشید، کیپا و کلاه مخملی اش را به سر می گذاشت و خود را در آینه ورانداز می کرد. به مردی جوان و خوش تیپ و گندمگون می مانست و حتی پشت لب بالایش هم کرک مختصری داشت. تنها نشانه ی زنانگی اش گیس بافته اش بود و اگر پایش می افتاد، زدن مو هم کاری نداشت. ینتل نقشه ای کشیده بود که فکرش شب و روز دست از سرش برنمی داشت. نه، او آفریده نشده بود تا سر و کارش با پخت و پز و ظرف و ظروف باشد و با زن های احمق همسایه گپ بزند و در صف قصابی سر نوبتش دعوا کند. از پدرش داستان های زیادی درباره ی یشیواها و خاخام ها و آدم های درس خوانده شنیده بود! کله اش پر بود از مباحث تلمودی و مسئله و فتوا و قاعده و قال فلان. او حتی پنهانی پیپ دراز پدرش را هم امتحان کرده بود.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک