IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
المر لئونارد
ویرایش
-
مترجم
کیهان بهمنی
صفحات
192 صفحه
انتشارات
وزن
225 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1397
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب قطار سه و ده دقیقه یوما

قطار سه و ده دقیقه یوما

نویسنده المر لئونارد
مترجم کیهان بهمنی
انتشارات ثالث
موجود
رقعی
1397
230,000

معرفی محصول

کتاب حاضر، حاوی داستان های آمریکایی قرن بیستم و با عنوان های: «چکمه های سواره نظام»، «زیر صخرة راهب»، «قطار سه و ده دقیقة یوما»، «شب طولانی»، «گروگان ها»، «زندانی» و «بچه» است. در خلاصة داستان «قطار سه و ده دقیقة یوما» آمده است: «پاو اسکالن» معاون کلانتر شهر «بیزبی» است. او یک سارق جوان به نام «جیم کید» را از قرارگاه «هواچوگا» تحویل گرفته و قرار است او را با قطار «یوما» به زندان دیگری انتقال دهد. در مسیر، آن ها به هتل «کانتنشنه» واقع در «کامرشیال» می رسند و طبق قرار قبلی، آقای «تیمیی» اتاق 207 را در اختیار آن ها قرار می دهد. «جیم کید» دوستان زیادی دارد و به محض اطّلاع از ورود وی، دوستانش به «اسکالن» حمله می کنند، امّا در این حمله «جیم» زخمی می شود و در فرصتی، «اسکاتی»، «جیم» را داخل واگن قطار هل می دهد تا به وظیفة خود عمل کرده باشد و او را به «یوما» بفرستد.

کتاب قطار سه و ده دقیقه یوما

قطار سه و ده دقیقه یوما

موجود
رقعی
1397

معرفی محصول

کتاب حاضر، حاوی داستان های آمریکایی قرن بیستم و با عنوان های: «چکمه های سواره نظام»، «زیر صخرة راهب»، «قطار سه و ده دقیقة یوما»، «شب طولانی»، «گروگان ها»، «زندانی» و «بچه» است. در خلاصة داستان «قطار سه و ده دقیقة یوما» آمده است: «پاو اسکالن» معاون کلانتر شهر «بیزبی» است. او یک سارق جوان به نام «جیم کید» را از قرارگاه «هواچوگا» تحویل گرفته و قرار است او را با قطار «یوما» به زندان دیگری انتقال دهد. در مسیر، آن ها به هتل «کانتنشنه» واقع در «کامرشیال» می رسند و طبق قرار قبلی، آقای «تیمیی» اتاق 207 را در اختیار آن ها قرار می دهد. «جیم کید» دوستان زیادی دارد و به محض اطّلاع از ورود وی، دوستانش به «اسکالن» حمله می کنند، امّا در این حمله «جیم» زخمی می شود و در فرصتی، «اسکاتی»، «جیم» را داخل واگن قطار هل می دهد تا به وظیفة خود عمل کرده باشد و او را به «یوما» بفرستد.

230,000

قطار سه و ده دقیقه یوما

اثر المر لئونارد

مشخصات محصول

نویسنده
المر لئونارد
ویرایش
-
مترجم
کیهان بهمنی
صفحات
192 صفحه
انتشارات
وزن
225 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1397
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

کتاب حاضر، حاوی داستان های آمریکایی قرن بیستم و با عنوان های: «چکمه های سواره نظام»، «زیر صخرة راهب»، «قطار سه و ده دقیقة یوما»، «شب طولانی»، «گروگان ها»، «زندانی» و «بچه» است. در خلاصة داستان «قطار سه و ده دقیقة یوما» آمده است: «پاو اسکالن» معاون کلانتر شهر «بیزبی» است. او یک سارق جوان به نام «جیم کید» را از قرارگاه «هواچوگا» تحویل گرفته و قرار است او را با قطار «یوما» به زندان دیگری انتقال دهد. در مسیر، آن ها به هتل «کانتنشنه» واقع در «کامرشیال» می رسند و طبق قرار قبلی، آقای «تیمیی» اتاق 207 را در اختیار آن ها قرار می دهد. «جیم کید» دوستان زیادی دارد و به محض اطّلاع از ورود وی، دوستانش به «اسکالن» حمله می کنند، امّا در این حمله «جیم» زخمی می شود و در فرصتی، «اسکاتی»، «جیم» را داخل واگن قطار هل می دهد تا به وظیفة خود عمل کرده باشد و او را به «یوما» بفرستد.

گوشه ای از کتاب

می توانست صدای دلیجان و صدای جیغ خفه ی چرخ ها را از دوردست بشنود. داشت فکر می کرد: یک ساعت زودتر از برنامه است. اگر دلیجان طبق برنامه از کانتنشن خارج شده باشد چرا یک ساعت از برنامه جلوتر است؟ اسمش پت برنان بود. لاغر و کمی بلندقد با پوستی نسبتاً تیره بود. چهره ی جذابی داشت و طبق عادت، لبه ی کلاهش را پایین می کشید. با ژست یک کابوی بی کار یک وری ایستاده بود کنار زینش که روی زمین بود. یک تفنگ هنری دست راستش بود و زیر نور آفتاب چشم هایش را تنگ کرده بود و به امتداد جاده ی خاکی که از طرف جنگل انبوه جاشوا می آمد، چشم دوخته بود. قنداق تفنگش را روی زمین گذاشت، بعد رهایش کرد و تفنگ روی زین افتاد. دست دیگرش را هم از روی کلتش که داخل قلاف کنار پایش بود برداشت. آن طور که او کنار جاده ای مرتفع در آن ناکجاآباد ایستاده بود این امکان وجود داشت که چون اسلحه در دستش بود کسی ناغافل به سمتش شلیک کند. بعد هنگامی که ناگهان سروکله ی دلیجان که ابری از گرد و خاک به هوا بلند کرده بود، در جنگل پیدا شد، پت احساس آرامش کرد و لبخند زد. سپس برای دلیجان که از جنگل جاشوا می گذشت دست تکان داد. هنگامی که دلیجان چوبی_آهنیِ سه اسبه با سرعت به سمتش می آمد. پت هر دو دستش را بالا برد و ناگهان احساس ناامیدی کرد؛ چراکه می دید کسی که افسار اسب ها را به دست دارد انگار به فکرِ متوقف کردن دلیجان نیست. پت سریع عقب رفت و دلیجان با سرعت از جلویش گذشت. راننده ی چکمه پوش دلیجان خم شد تا بهتر او را ببیند. برنان دست هایش را دور دهان گذاشت و فریاد کشید: «رینتوووون!» راننده که افسار لای انگشت هایش بود آن را کشید و بدنش را به عقب داد و پای چکمه پوشش را روی اهرم ترمز فشار داد. بعد کمی چرخید تا از بالای اتاقک دلیجان کنکوردش به عقب نگاه کند. دلیجان که ایستاد، برنان زین را برداشت و با یک چرخش روی دوشش انداخت و سمت آن به راه افتاد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک