IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
جنیفر چمبلیس برتمن
ویرایش
-
مترجم
مانا میثاقی
صفحات
240 صفحه
انتشارات
وزن
196 گرم
شابک
تیراژ
1000 جلد
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب بازها 3

فرار از آلکاتراز

نویسنده جنیفر چمبلیس برتمن
مترجم مانا میثاقی
انتشارات پرتقال
موجود
رقعی
1404
16% 870,000
730,800
کتاب بازها 3 (فرار از آلکاتراز)، اثر جنیفر چمبلیس برتمن، با ترجمه‌ی مانا میثاقی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب بازها 3

فرار از آلکاتراز

موجود
رقعی
1404
کتاب بازها 3 (فرار از آلکاتراز)، اثر جنیفر چمبلیس برتمن، با ترجمه‌ی مانا میثاقی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1404 توسط انتشارات پرتقال، به چاپ رسیده است. این محصول به تیراژ 1,000 جلد، در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
16% 870,000

730,800

کتاب بازها 3

اثر جنیفر چمبلیس برتمن

مشخصات محصول

نویسنده
جنیفر چمبلیس برتمن
ویرایش
-
مترجم
مانا میثاقی
صفحات
240 صفحه
انتشارات
وزن
196 گرم
شابک
تیراژ
1000 جلد
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

آقای «گریس ولد» برای طراحی بازی «فرار از صخره» که در زندان آلکاتراز برگزار می شود، با نویسنده مشهور و انزوا طلب داستان های جنایی، «ارول روی»، همکاری می کند. «امیلی» و «جیمز» هم می خواهند در بازی شرکت کنند؛ ولی یادداشت‎ های تهدیدآمیز و ناشناس، وسایلی که گم می شوند و حضور غافلگیرکننده و مشکوک نویسنده معروف دیگری در میان شرکت کنندگان، بازی و واقعیت را در هم می آمیزد و... .

گوشه ای از کتاب

وقتی امیلی و جیمز وارد کلاس مطالعات اجتماعی شان شدند. آقای کوییزلینگ این طوری ازشان استقبال کرد: «دو روز بیشتر نمونده!» جیمز پرسید: «شما هم توی فرار از صخره شرکت میکنین؟

وقتی امیلی فهمیده بود آقای کوییزلینگ هم عضو کتاب بازهاست حسابی تعجب کرده بود. او معلمی مقرراتی بود که با کسی شوخی نداشت، حواسش به درس دادنش بود و توی نمره دادن سخت گیری می کرد. حتی مدل لباس پوشیدنش هم جدی بود پیراهن یقه دار ساده و اتوکشیده که پایینش را توی شلوارش میگذاشت به خاطر همین اصلاً بهش نمی خورد که عاشق ماجراجویی و شکار کتاب باشد. آقای کوییزلینگ جواب داد: من و خانم لیندن جفتمون می آیم.» 
امیلی و جیمز وقتی معمای رمز ناگشودنی را حل میکردند با خانم لیندن که کتابدار کتابخانه ی عمومی سان فرانسیسکو بود دوست شده بودند و اتفاقی این دوتا ماجراجوی خوره ی کتاب و معما را با هم آشنا کرده بودند. 
اوووووووه.» صدای مدی بود که از پشت امیلی و جیمز گفت: «چه عاشقانه.» امیلی که از وقتی یادداشت توی کمدش را پیدا کرده بود اولین بار بود مدی را میدید نتوانست جلوی خودش را بگیرد و دقیق براندازش کرد. انگار این طوری میتوانست سرنخی پیدا کند که نشان دهد مدی یادداشت را برایشان گذاشته.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک