کتاب
ماجرا از این قرار بود...،
اثر فردیناند فون شیراخ،
با ترجمهی احسان قبادی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب ماجرا از این قرار بود...
ماجرا از این قرار بود ...
موجود
کتاب
ماجرا از این قرار بود...،
اثر فردیناند فون شیراخ،
با ترجمهی احسان قبادی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1400
توسط انتشارات نشانه،
به چاپ رسیده است.
این محصول
به تیراژ 500 جلد،
در قطع و اندازهی رقعی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
«فردیناند فون شیراخ» در این کتاب، پدری است که وکیل است و از یک خانواده معروف و متنفذ در آلمان می آید. پدری که معتقد است مجرم را باید مجازات کرد ولی سرزنش نه؛ چراکه اگر هر کس در همان شرایطی که او قرار داشته قرار بگیرد به احتمال زیاد همان کارها را انجام می دهد. پدری که در این کتاب داستان های پرونده های جورواجورش را به سبکی بدیع تعریف می کند و مخاطبش را در دریای روایت هایش مدهوش می سازد. «قسم»، «پیاله ناشناس»، «عشق»، و «دردسر» برخي از عناوین داستان های کتاب است.
گوشه ای از کتاب
قاضی ها در اتاق مشاوره ردای خود را پوشیدند. یکی از اعضای هیئت منصفه چند دقیقه دیرتر رسیدند و از نگهبان ها هم یکی به دلیل دندان درد تعویض شد. متهم لبنانی نخراشیده ای به نام ولید ابوفطرس بود که از همان ابتدا سکوت کرد. شاهدان شهادت دادند و قربانی ماجرا هم کمی پیاز داغ داستان را زیاد کرد. بعد مدارک مورد ارزیابی قرار گرفتند. بحث در مورد سرقتی معمولی بود که می توانست محکومیت پنج تا پانزده ساله برای متهم داشته باشد. قضات همگی هم رأی بودند و تردیدی درباره ی ارتکاب جرم و گناهکار بودن مجرم وجود نداشت. پس باتوجه به سابقه ی کیفری متهم، برای او تقاضای هشت سال زندان شد. این فرآیند تمام روز طول کشید. نکته ی خاصی در مورد این پرونده باقی نمانده بود و کسی هم چیز دیگری توقع نداشت.
ساعت سه بعدازظهر بود و روز محاکمه به زودی پایان می یافت. کار زیادی برای آن روز باقی نمانده بود. رئیس دادگاه به فهرست شهود نگاه کرد. تنها کریم، برادر متهم، بازجویی نشده بود. او گفت: خب، همه از عذر و بهانه های معمولی که خانواده و بستگان می تراشند باخبرند! سپس از بالای عینک مطالعه اش به کریم نگاه کرد. رئیس دادگاه تنها یک سؤال از شاهد داشت که آیا واقعاً حاضر است شهادت دهد برادرش ولید هنگامی که بنگاه خیابان وارتان مورد سرقت قرار گرفت، در خانه بوده است یا خیر. قاضی سؤال را تا حد امکان ساده مطرح کرد و دوبار از کریم پرسید آیا متوجه سؤال شده است یا نه.
هیچ کس انتظار نداشت کریم حتی دهانش را باز کند. رئیس دادگاه مفصل برای او توضیح داد او، به عنوان برادر متهم، اجازه ی سکوت دارد؛ این قانون بود. همه در اتاق، از جمله ولید و وکیلش، در بهت فرو رفته و منتظر پاسخ کریم بودند. پاسخی که آینده ی برادرش به آن بستگی داشت. حوصله ی قضات سر رفته و وکیل هم خسته بود. یکی از اعضای هیئت منصفه مدام به ساعت روی دیوار نگاه می کرد، زیرا می خواست قطار ساعت پنج به مقصد درسدن را از دست ندهد. همیشه مسائل بی اهمیت در پایان دادگاه مطرح می شوند و کریم آخرین شاهد این محاکمه بود. او می دانست دارد چه کاری انجام می دهد؛ او همیشه می دانست.
فردیناند فون شیراخ، زاده سال ۱۹۶۴، وکیل و نویسندهی آلمانی است. او اولین داستانهای کوتاه خود را در ۴۵ سالگی منتشر کرد. اندکی پس از آن به یکی از موفقترین نویسندگان آلمان تبدیل شد. کتابهایش به بیش از ۳۵ زبان ترجمه شدهاند و میلیونها نسخه از آنها در سراسر جهان به فروش رسیدهاند. همین امر او را بدل به «ستاره مشهور بینالمللی» ادبیات آلمان ساخته است.
فون شیراخ در مونیخ متولد شد. او پسر بیزینسمنِ مونیخی معروف رابرت فون شیراخ و همسرش الک است. مادربزرگ امریکایی وی از نوادگان دو امضاکنندهی اعلامیه استقلال امریکاست. او در مونیخ و تروسینگن بزرگ شد و در کالج یسوعیان کولگ بلاسین تحصیل کرد. پس از تحصیلات تکمیلی در بن، کلن و برلین، در سال ۱۹۹۴ در زمینهی حقوق جزا متخصص شد. فون شیراخ در میان نویسندگان به عنوان وکیل برجستهای شناخته میشود.
در آگوست ۲۰۰۹، کتاب «جنایت» را با نشر پیپر ورلاگ منتشر کرد. این کتاب به مدت ۵۴ هفته در فهرست پرفروشترینهای اشپیگل باقی ماند. مجموعه داستانها براساس مواردی از پروندههای حقوقی او نوشته شده بودند. حق رایت این کتاب در بیش از ۳۰ کشور به فروش رسید.
در آگوست ۲۰۱۰، دومین کتابِ او «گناه» منتشر شد. اینبار نیز شیراک از تجربیات خود در مقام وکیل برای خلق داستانها استفاده میکند. در سپتامبر ۲۰۱۱، سومین کتاب فون شیراخ با عنوان پرونده کالینی به چاپ رسید؛ قتل هانس مایر، صنعتگر آلمانی، پیشزمینهی این کتاب است. این کتاب بهطور بحثبرانگیز اما به شیوهای ماهرانه برخورد سیستم قضایی پس از جنگ جهانی دوم در آلمان با نازیهای سابق میپردازد.
در سال ۲۰۱۸، مجموعه داستان دیگری از فون شیراخ شامل ۱۲ داستان کوتاه با عنوان مجازات منتشر شد. کیفرخواست دادگاههای کیفری بنمایهی داستانهای این مجموعه را شکل میدهد.
در حال حاضر مطلبی درباره احسان قبادی
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک