IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
باربارا تاکمن
ویرایش
-
مترجم
حسن افشار
صفحات
900 صفحه
انتشارات
وزن
1148 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
-

کتاب آینه ای در دوردست قرن مصیبت بار چهاردهم

فروش ویژه

آینه ای در دوردست قرن مصیبت بار چهاردهم

نویسنده باربارا تاکمن
مترجم حسن افشار
انتشارات ماهی
موجود
وزیری
1405
17% 3,800,000
3,154,000

معرفی محصول

قرن چهاردهم دو تصویر متناقض را برای ما بازمی‌گرداند: زمانی درخشان از جنگ‌های صلیبی و قلعه‌ها، کلیساهای جامع و جوانمردی و دوران تاریکی از وحشیگری و عذاب معنوی؛ جهانی که در هرج‌ومرج جنگ، ترس و طاعون فرو رفته است. «باربارا تاکمن» در این کتاب قرن چهاردهم را کالبدشکافی می‌کند، و ریتم‌های بزرگ تاریخ و نیز بافت زندگی داخلی را همان‌طور که زندگی می‌کردند، آشکار می‌کند.
فروش ویژه

کتاب آینه ای در دوردست قرن مصیبت بار چهاردهم

آینه ای در دوردست قرن مصیبت بار چهاردهم

موجود
وزیری
1405

معرفی محصول

قرن چهاردهم دو تصویر متناقض را برای ما بازمی‌گرداند: زمانی درخشان از جنگ‌های صلیبی و قلعه‌ها، کلیساهای جامع و جوانمردی و دوران تاریکی از وحشیگری و عذاب معنوی؛ جهانی که در هرج‌ومرج جنگ، ترس و طاعون فرو رفته است. «باربارا تاکمن» در این کتاب قرن چهاردهم را کالبدشکافی می‌کند، و ریتم‌های بزرگ تاریخ و نیز بافت زندگی داخلی را همان‌طور که زندگی می‌کردند، آشکار می‌کند.
17% 3,800,000

3,154,000

افزودن به سبد خرید
3,800,000 17% 3,154,000

آینه ای در دوردست قرن مصیبت بار چهاردهم

اثر باربارا تاکمن

مشخصات محصول

نویسنده
باربارا تاکمن
ویرایش
-
مترجم
حسن افشار
صفحات
900 صفحه
انتشارات
وزن
1148 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
-
دسترسی کامل به چکیده‌ها

با اشتراک ماهانه، خرید 5 کتاب، یا وفاداری به متن کامل چکیده‌ها دسترسی بگیرید.

پیشرفت خرید: 0 از 5

چکیده

پیش‌نمایش
قرن چهاردهم میلادی را از جهات بسیاری می‌توان آینه تمام‌نمای سرشت و سرنوشت بشر دانست. این قرن دو تصویر متناقض را بازتاب می‌دهد: در یک طرف، عصری شکوهمند از نبردها، صومعه‌ها، شجاعت و جوانمردی؛ و در طرف دیگر، فساد باورناپذیر کلیسا، بیماری همه‌گیر مرگبار، تاراج بی‌پایان راهزنان و رنج …
ادامهٔ چکیده با اشتراک ماهانه، خرید کتاب یا وفاداری در دسترس است.

گوشه ای از کتاب

در اکتبر سال ۱۳۴۷، دو ماه پس از سقوط کاله، کشتی های بازرگانی جنوایی با سرنشینانی مرده یا در سکرات مرگ به لنگرگاه مسینا در سیسیل رسیدند. آن ها از بندر کافاّ (فئو دوسیای کنونی) در کریمه می آمدند، جایی بر کرانه ی دریای سیاه که جنوایی ها در آن تجارتخانه داشتند. زیر بغل یا روی کشاله ی ران ملوانان بیمار غده های سیاهی به اندازه ی تخم مرغ یا سیب پیدا شده بود که از آن ها خون و چرک می آمد. بر اثر خونریزی داخلی، دمل ها و لکه های سیاهی روی بدن مبتلایان پراکنده می شد. بیماران دردی جانکاه می کشیدند و تنها پنج روز پس از بروز نخستین نشانه ها جان می دادند. با گسترش بیماری، به جای غده ها یا خیارک ها نشانه های دیگری همچون تب مدام و بزاق خونین شایع شد. قربانیانِ نشانه های تازه، سخت سرفه می کردند و عرق می ریختند و حتی زودتر از بیماران پیشین می مردند، ظرف سه روز یا کمتر، گاه حتی ظرف بیست و چهار ساعت. در هر دو نوع، هر چه از بدن خارج می شد بوی تعفن می داد: نفس، عرق، خون دمل ها و شُش ها، ادرار خونی و مدفوع خونی سیاه. نومیدی و افسردگی با این نشانه های جسمانی همراه می شد و هنوز اجل بیمار نرسیده، «مرگ روی چهره کز می کرد». بیماری، طاعون خیارکی، دو نوع بود: یکی جریان خون را می آلود، موجب بروز غده های خارجی و خونریزی داخلی می شد و از راه تماس به دیگران سرایت می کرد و دیگری، نوع ریوی و بدخیم تر آن، شش های بیمار را فرا می گرفت و از راه تنفس انتقال می یافت. هر دو نوع طاعون همزمان ظهور کرده و سبب مرگ و میر انبوه و شیوع برق آسای بیماری شده بود. بیماری گاه چنان سریع عمل می کرد که بیمار شب سالم به بستر می رفت و صبح پیکر مرده اش را می یافتند. گاه پزشک از راه تماس با بیمار خود مبتلا می شد و خودش زودتر از او جان می داد. سرعت شیوع چنان بود که به گفته ی سیمون دو کو وینو، پزشک فرانسوی، یک بیمار می توانست به تنهایی «تمام دنیا را گرفتار کند. آنچه طاعون را ترسناک تر می کرد این بود که نه راه پیشگیری از آن را می دانستند و نه راه درمانش را. رنج جسمانی و راز آلودگی اهریمنی بیماری در مرثیه ی غریبی که در وِیلز سروده شده به خوبی بازتاب یافته است: «مرگ همچون دودی سیاه ما را فرا می گیرد. بلا جوانه ها را می زند و شبح بی ریشه به سپیدی سیما رحم نمی کند. سوزی در چال زیر بغل قلبم را از اندوه می کند. می سوزاند می ترساند… سر به درد می آید و فریاد آدمی به آسمان می رود… غده ی ملتهب دردناکی ظهور می کند و می سوزد… همچون ذغال گداخته… توده ای جانگداز و خاکسترفام.» بیماری بروز زشتی داشت، مثل تخم های لوبیا، خرده های تُرد ذغال سنگ… نخستین آرایه های مرگ سیاه، خرده های پوست سوخته ی چَچَم، گروهی مختلفه ی بسیار، زخمی سیاه به اندازه ی سکه نیم پنی، مثل دانه ی قهوه.» در سال ۱۳۴۶، شایعه ی ظهور طاعونی خانمان سوز به اروپا رسیده بود، طاعونی که گویا ابتدا در چین پدید آمده و بعد از راه تاتارستان (آسیای میانه) به هند و ایران و بین النهرین و سوریه و مصر رسیده و تمام آسیای صغیر را فرا گرفته بود.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…