IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
فرانکل، ویکتور امیل
ویرایش
-
مترجم
حسینی نصر، ضحی
صفحات
177 صفحه
انتشارات
وزن
219 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب آری به زندگی نشر گوتنبرگ

در کشاکش ناملایمات

نویسنده فرانکل، ویکتور امیل
مترجم حسینی نصر، ضحی
انتشارات گوتنبرگ
موجود
رقعی
1403
199,000
کتاب آری به زندگی در کشاکش ناملایمات، اثر فرانکل، ویکتور امیل، با ترجمه‌ی حسینی نصر، ضحی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب آری به زندگی نشر گوتنبرگ

در کشاکش ناملایمات

موجود
رقعی
1403
کتاب آری به زندگی در کشاکش ناملایمات، اثر فرانکل، ویکتور امیل، با ترجمه‌ی حسینی نصر، ضحی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1403 توسط انتشارات گوتنبرگ، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

199,000

آری به زندگی نشر گوتنبرگ

اثر فرانکل، ویکتور امیل

مشخصات محصول

نویسنده
فرانکل، ویکتور امیل
ویرایش
-
مترجم
حسینی نصر، ضحی
صفحات
177 صفحه
انتشارات
وزن
219 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

کتاب آری به زندگی، دربردارنده گفتارهای از دکتر ویکتور فرانکل است که روزهای سخت اردوگاه کار اجباری آلمان نازی را با آرزوی روایت آن ها برای عموم مردم، تاب آورد. فرانکل که در طول زندگی پر فراز و نشیبش، رنج و مشقت طاقت فرسایی را متحمل شده است، در این اثر ماندگار، از معنای نهفته در رنج و اندوه انسان سخن می گوید. به باور او، لذت به خودی خود هرگز به زندگی انسان معنا نمی بخشد. فرانکل در این کتاب، زندگی را هدیه و فرصت محدودی می داند که در اختیار هر انسان قرار دارد و محبتی که برای هر لحظه آن، مسئولیتی مهم بر دوش داریم.

گوشه ای از کتاب

به نظر می رسد امروز، سخن گفتن درباره ی معنا و ارزش زندگی بیش از هر زمان دیگری ضروری است. در واقع تنها سؤال اساسی این است که آیا چنین کاری ممکن است و چگونه. امروزه سخن گفتن درباره ی معنا از برخی جهات راحت تر است: در حال حاضر می توانیم بار دیگر آزادانه درباره ی موضوعات بسیاری صحبت کنیم. چیزهایی که ذاتاً با مسئله ی معناداریِ وجود انسان، ارزش او و کرامت انسانی پیوند ذاتی دارد؛ اگرچه سخن گفتن از جنبه های دیگر معنا، ارزش و کرامت دشوارتر شده است. باید از خود سوال کنیم: آیا هنوز هم می توانیم این واژه ها را به کار ببریم؟ آیا معنای این واژه ها به نوعی جای سؤال ندارد؟ آیا شاهد آن نبوده ایم که در سال های گذشته تبلیغات منفی شدیدی علیه هر آنچه معنای این واژه ها را در برداشت یا روزی این معنا را می داد، به راه افتاده بود؟ تبلیغات در این چند سال اخیر، تبلیغی علیه تمام معانی ممکن و نیز علیه ارزش سؤال برانگیز خود وجود بود! در واقع، این سال ها در پی اثبات بی ارزشیِ زندگی انسان بوده است. از زمان کانت، اندیشه ی اروپایی در بیان گزاره های روشن در باب کرامت و منزلتِ واقعی نوع بشر موفقیت آمیز بوده است: کانت در دومین صورت بندی امر مطلق می گوید هر چیزی ارزش خود را دارد؛ اما انسان منزلت خاص خود را داراست -انسان هرگز نباید وسیله ای برای رسیدن به هدف قرار گیرد. اما در حال حاضر، در نظام اقتصادی چند دهه ی اخیر، بیشتر افراد مشغول به کار صرفاً به ابزار تبدیل شده اند. آن ها به ابزارهای صرف برای زندگی اقتصادی تنزل داده شده اند. این دیگر کار نبود که وسیله ای برای رسیدن به هدف، وسیله ای برای زندگی یا در حقیقت غذایی برای زندگی به شمار می رفت، اینک انسان، زندگی اش و انرژی حیاتی او، قدرت انسانی او بود که به ابزار و وسیله ای برای هدف تبدیل شد. و سپس جنگ فرا رسید -جنگی که حالا در آن انسان و زندگی اش تبدیل به ابزاری برای مرگ شده بود. پس از آن ماجرای اردوگاه های کار اجباری. در این اردوگاه ها حتی زندگی هایی که مستحق مرگ تلقی می شد نیز تا سر حد نهایی خود مورد بهره کشی قرار می گرفت. تا چه اندازه بی ارزش سازیِ زندگی، تا چه اندازه تحقیر و تنزل بشریت! بیایید سعی کنیم تا بلکه بتوانیم تصور کنیم -تا بتوانیم داوری کنیم- دولتی که قصد دارد به نحوی از همه ی افراد محکوم به مرگ استفاده کند تا از ظرفیت نیروی کار آن ها تا آخرین لحظه ی زندگی شان بهره برداری کند- شاید خیال می کند چنین کاری معقول تر است تا اینکه چنین افرادی را سریعاً کشته یا حتی به فکر تغذیه ی آن ها برای باقی مانده ی عمرشان باشد. آیا در اردوگاه های کار اجباری اغلب به ما گفته نمی شد: ما سزاوار همان سوپ هم نیستیم. سوپی که به عنوان تنها وعده ی غذایی روز بین ما توزیع می شد و آیا به راستی بهایی که باید برای خوردن آن می پرداختیم کار پر مشقت حفاری زمین نبود؟ ما مفلوکان و بدبختانِ نالایق حتی مجبور به پذیرش این هدیه ی ناعادلانه بودیم. لطفی که گویی از منظر آن ها رفتاری سخاوتمندانه بود؛ به محض اینکه سوپ به دست هر زندانی داده می شد باید کلاه از سر برمی داشت. بنابراین همان طور که زندگی ما به اندازه ی کاسه ای سوپ ارزش نداشت، مرگمان نیز ارزشی نداشت؛ تا جایی که حتی ارزش یک گلوله ی سربی را هم نداشت، فقط مقداری سیکلون بی مورد نیاز بود.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک