جستجوهای اخیر
جستجوهای پرطرفدار
130,000
در بیش از ده سالی که در ایتالیا زندگی میکردم صدها بار از میدان زیبای سانتا کروچه» واقع در شهر فلورانس عبور کرده بودم میدانی که شهرت و نامش را به کلیسای باشکوهی به همان اسم مدیون است. کلیسایی که آرامگاه بزرگانی چون نقاش و پیکرتراش بی همتا میکل آنژ و ستاره شناس و فیزیک دان بزرگ گالیله است. در این میدان و در کنار این کلیسای باشکوه مجسمه دانته آلیگیری، بزرگترین شاعر ایتالیایی و یکی از سه غول بزرگ ادبیات مغرب زمین پس از هومر یونانی و پیش از شکسپیر بریتانیایی با جلال و جبروت خودنمایی میکند نمیشود به این میدان پا گذاشت و دانته را ندید من نیز بارها و بارها از کنار آن مجسمه با ابهت رد شده و او را در ردای قرمز رنگ مشهورش مجسم کرده بودم از اهمیتش در ادبیات و بخصوص زبان مدرن» ایتالیایی و همچنین از احترامی که هموطنانش برای وی قائل بودند با خبر بودم ولی هیچ گاه به فکرم هم خطور نکرده بود که به کتاب بغایت مشهور و شاهکار بزرگ او، کمدی الهی حتی نگاهی بیاندازم.
روح اشخاصی بس با اهمیت در آن مکان دیده می شد. تالث دیوژن، ابن سینا بقراط و بسیاری دیگر که پایه ریزان علومی چون پزشکی، فلسفه و ریاضیات بودند. کم کم از آن منطقه دور میشدیم و آرامش و روشنایی جای خود را دوباره به تاریکی و ناله های تلخ میدادند
حلقه دوم شهوت رانان در ادامه راه به دایره دوم رسیدیم. دروازه ای دیدیم که در کنارش غولی مهیب نشسته بود به نام مینوس دیوی بدشکل با دمی دراز او غرش کنان به تقصیرات لعنت شدگان گوش فرامی داد و با توجه به گناهی که کرده بودند دم بلند خود را به دور بدن خود می پیچید. هر دور به اندازه تعداد طبقاتی بود که شخص گناهکار باید به پایین نزول میکرد. به طور مثال اگر دو دور دم خود را به دور بدنش می پیچید، فرد گناهکار محکوم به ورود به حلقه دوم بود.
مینوس به من نگاهی افکند کار خود را برای زمانی کنار گذاشت و غرش کنان و خشمگین هشدار داد
درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک